ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
دختری که به واسطه یک آدامس مرد متجاوز را لو داد! +خبر های دیگه
maryamlondon1
دختر جوان خارجی كه قربانی جنايت سياه راننده ارابه شيطانی شده، يك نشانی عجيب در خودروی مرد تبهكار جاسازی كرده بود.
مشرق:رسيدگي به پرونده جنايت سياه هولناك از دو ماه قبل همزمان با شكايت يك دختر جوان عرب زبان خارجي در دستور كار تيم قضايي- پليسي قرار گرفت. دختر جوان كه ساعتي پس از وقوع حادثه هولناك خود را به مأموران گشت پليس در يكي از خيابانهاي شرق تهران رسانده بود، با صدايي لرزان و چهره برافروخته به آنها گفت: ساعتي قبل از سوي راننده يك خودروي زانتيا به زور ربوده شده و تحت آزار و اذيت قرار گرفتم.
وي ادامه داد: در خيابان پيروزي پيادهروي ميكردم كه يك خودروي زانتيا مقابلم توقف كرد. من براي تفريح و وقتگذراني سوار شدم اما دقايقي بعد ناگهان همه درها و پنجرهها قفل شد. بعد هم مرد جوان راننده با تهديد چاقو، مرا وادار به سكوت كرد. وقتي مسيرش را به سوي بيابانهاي خارج شهر تغيير داد، فهميدم نقشه شومي در سر دارد اما ديگر كاري از دستم برنميآمد. بنابراين وقتي بيتوجه به التماسهايم به هدف پليدش رسيد، مرا در بيابان رها كرد و گريخت.
با اين حال به سختي شماره پلاكش را به خاطر سپردم. بدين ترتيب پرونده اين ماجرا با دستور قاضي آقايي، داديار دادسراي جنايي تهران در اختيار كارآگاهان اداره شانزدهم پليس آگاهي قرار گرفت.
در ادامه تحقيقات خودروي مورد نظر در يكي از شهرستانها شناسايي و رانندهاش نيز بازداشت شد. اما مرد جوان كه منكر اطلاع از ماجرا بود، گفت: خودرو را چند روز قبل از يك نمايشگاهدار تهراني خريده است.پس از انتقال خودرو به تهران دختر جوان بلافاصله ارابه شيطاني را شناسايي كرد و گفت: مطمئنم اين همان ماشين است. براي اطمينان از صحت گفتههايم ميتوانيد زير صندلي عقب را نگاه كنيد. من يك آدامس به آنجا چسبانده بودم به اميد اينكه سرنخي براي دستگيري متهم باشد.
بدين ترتيب كارآگاهان پس از بررسيها آدامس دختر جوان را يافتند. در ادامه فروشنده خودرو نيز شامگاه 9 آذر در خانه پدرش دستگير شد. جمشيد – 27 ساله – پس از انتقال به اداره آگاهي منكر اتهاماتش شد و گفت: اين خانم را به هيچ عنوان نميشناسم و مطمئنم برايم پاپوش درست كردهاند.
از آنجا كه پولدار هستم ميخواهند از من اخاذي كنند. اما به جايي نميرسند! با اين وجود قاضي پرونده با توجه به كشف مدارك و مستندات وي را بازداشت كرد. كارشناسان پزشكي قانوني نيز پس از بررسيهاي لازم مهر تأييدي بر اظهارات شاكي زده و اثبات كردند دختر جوان از سوي مرد شرور مورد آزار و اذيت قرار گرفته است.بدين ترتيب جمشيد به اتهام آدمربايي و آزار و اذيت بازداشت شد.
بقیه خبرهای زیر این متن لطفا متن باز کنید
نمایش یا پنهان متن
تجاوز به دختر جوان در میدان ترهبار
دو کارگر میدان میوه و ترهبار که دختری را ربوده و مورد تعرض قرار داده بودند، در بازجوییها به جرمشان اعتراف کردند.
شرق: دختر جوانی شامگاه چهارشنبه، ۲۳ آذر سراسیمه و مضطرب وارد کلانتری جوادیه تهران شد و به افسر نگهبان گفت توسط دو مرد مورد تعرض قرار گرفته است. این دختر ۲۹ساله که به شدت گریه میکرد درباره واقعهای که برایش رخ داده بود، گفت: «من در شرکتی در خیابان ولیعصر کار میکنم و امروز بعدازظهر وقتی کارم تمام شد، به خیابان آمدم تا به خانه برگردم اما یک سارق به من حمله کرد و گوشی تلفنهمراهم را از دستم قاپید.
من هرچه دنبال آن سارق دویدم و جیغ و فریاد کردم، فایدهای نداشت و آن فرد فرار کرد. درحالیکه به شدت ناراحت بودم، کنار خیابان ایستادم تا سوار تاکسی شوم. مسیرم را به یک پراید شخصی گفتم و راننده توقف کرد. یک مسافر مرد هم در صندلی جلو نشسته بود و من هم اعتماد کردم و سوار شدم. داخل ماشین به خاطر اتفاقی که برایم افتاده بود، شروع به گریه کردم. راننده وقتی این صحنه را دید، سر صحبت را باز کرد و من هم اتفاقی را که برایم رخ داده بود، شرح دادم.»
دختر ۲۹ساله ادامه داد: «همانطور که مشغول صحبت بودیم، راننده از مسیر اصلی خارج شد و به یک خیابان فرعی پیچید. من به این کار او اعتراض کردم اما گفت به محض اینکه مسافر دیگرش را پیاده کند، دوباره به خیابان اصلی برمیگردد. به این ترتیب به راهش ادامه داد و ناگهان مردی که در صندلی کنار راننده نشسته بود، به صندلی عقب پرید.
او چاقویی را از جیبش درآورد و زیر گلویم گذاشت و گفت اگر صدایم دربیاید من را میکشد. به شدت ترسیده بودم و تمام بدنم میلرزید. چارهای غیر از سکوت نداشتم. آن مرد سرم را زیر صندلی فروبرد و چند دقیقه بعد وقتی پراید متوقف شد، دیدم کنار یک سوله میوهوترهبار هستیم. آن دو مرد من را به زور از ماشین پیاده کردند.
من خیلی التماس کردم تا کاری با من نداشته باشند و رهایم کنند ولی توجهی به حرفهایم نداشتند و به طرز فجیعی به من تعرض و بعد دوباره به زور سوار پراید کردند و وقتی به بلوار فرهنگ رسیدیم، مرا از ماشین بیرون انداختند. من شوکه و وحشتزده بودم و نمیدانستم چه کار کنم برای همین تصمیم گرفتم به کلانتری بیایم و شکایت کنم.»
افسر نگهبان کلانتری بعد از شنیدن حرفهای دختر جوان پروندهای را تشکیل داد و به دستور دادیار شعبه سوم دادسرای جنایی پایتخت، کارآگاهان اداره ۱۶ پلیس آگاهی موظف شدند تحقیقاتشان را برای ردیابی و دستگیری متهمان آغاز کنند. آنها با اطلاعاتی که شاکی در اختیارشان قرار داد، صبح روز سهشنبه هفته پیش توانستند پراید موردنظر را شناسایی و آن را متوقف کنند.
راننده ۲۲ساله پراید تحت بازجویی قرار گرفت و خودش را بیگناه خواند اما ادامه یافتن بازجوییها سبب شد او به تعرض به دختر جوان اقرار و همدست ۲۳سالهاش را معرفی کند. به این ترتیب، نفر دوم نیز به دام افتاد. این دو متهم که کارگر میوه و ترهبار هستند، صبح روز چهارشنبه توسط دادیار پرونده تحت بازجویی قرار گرفتند. آن دو بار دیگر همه چیز را انکار کردند اما وقتی با دختر جوان مواجه شدند، جرمشان را گردن گرفتند.
یکی از متجاوزان در اعترافاتش گفت: «آن روز وقتی کارمان در میدان تمام شد، تصمیم گرفتیم کمی با ماشین در شهر پرسه بزنیم. وقتی دختر جوانی را دیدیم که به تنهایی کنار خیابان ایستاده و منتظر تاکسی بود، او را سوار کردیم. آن دختر شروع به گریه کرد و سر صحبت باز شد همین مساله باعث شد وسوسه شویم و او را با کشاندن به محل کارمان مورد تعرض قرار بدهیم.»
مار 2 متری در شکم یک زن !
پزشکان نیویورک ماری تقریبا دو متری را از شکم یک زن آمریکایی بیرون کشیدند....
آتی نیوز:این زن که "باتریشا" نام دارد پس از خوردن ماهی خام و بزرگی در یکی از رستورانهای ژاپنی درد شدیدی از ناحیه شکم احساس می کرد.
این زن 36 ساله فورا به بیمارستانی در نیویورک منتقل شد. به گفته پزشکان وی در حین معاینه به طور مستمر حالت استفراغ داشت.
به گزارش روزنامه البیان امارات، پزشکان پس از معاینه، متوجه تحرکت موجود زنده ای در درون شکم وی شدند و پس از آنکه شکم وی را شکافتند ماری به رنگ سیاه و سفید پیدا کردند که طول ان تقریبا دو متر بود.
این روزنامه در ادامه گزارش خود افزود: پزشکان و پرستاران با مشاهده این مار وحشت زده شدند و باتریشا نیز اکنون درحالت بهبودی به سر می برد.
زن آلوده به ایدز کانون خانوادهای را متلاشی کرد
مرد جوان به پلیس گفت: چندی پیش زنی به عنوان مسافر سوار خودرویم شد. وقتی متوجه شدم سرپناهی ندارد و نیازمند کمک مالی است، تصمیم گرفتم به وی کمک کنم که در جریان این رفت و آمدها، ارتباطمان شکل گرفت. زن جوان گفته بود به خاطر اعتیاد شوهرش از او طلاق گرفته است. گمان نمیبردم او مبتلا به ایدز بوده و و ارتباط نامناسبم، مرا نیز به این بیماری گرفتار و زندگیمان را نابود میکند. با اطلاعات به دست آمده از این مرد، جستجوی ماموران برای دستگیری زن مبتلا به ایدز آغاز و او چند روز پیش دستگیر شد.
زن جوان در بازجویی گفت: شوهرم با اعتیادش زندگیمان را به تباهی کشانده بود؛ که از او جدا شدم. پس از جدایی متوجه شدم شوهرم مبتلا به ایدز بوده و من نیز گرفتار این بیماری شدهام. در این مدت از خانوادهام دور شده و در حومه شهر به تنهایی زندگی میکردم. چند بار هم تصمیم به خودکشی گرفتم که همسایهها نجاتم دادند. با دستور قضایی، تحقیق در این زمینه ادامه دارد.
تجاوز مرد ۶۱ ساله به یک دختر خردسال
مرد ایرانی به علت آزار جنسی یک دختر چهارساله در سوئد به تحمل زندان محکوم شد.این مرد ایرانی که «ی-د» نام دارد از سالها قبل در سوئد زندگی میکرد و پیش از این پرونده دو مرتبه دیگر نیز به دلیل ارتکاب جرایم جنسی محکوم شده بود.
این پرونده روز چهارم ژوییه سال ۲۰۰۹ زمانی گشوده شد که یکی از دوستان این مرد به پلیس شهر مالمو مراجعه کرد و گفت دوست ۶۱سالهاش دختر او را مورد آزارجنسی قرار داده است. وی گفت:«دختر چهارسالهام را نزد «ی» گذاشته بودم وقتی دنبالش رفتم او را سوار دوچرخهام کردم و با هم فولکتسپارک رفتیم. در آنجا متوجه شرایط غیرعادی دخترم شدم و وقتی از او پرسیدم چه اتفاقی افتاده است ماجرای وحشتناکی را برایم تعریف کرد. من هم بلافاصله سراغ دوستم رفتم و با او درگیر شدم ولی وی موضوع را انکار و دخترم را به دروغگویی متهم کرد من هم گفتم به پلیس شکایت خواهم کرد.»ماموران در بدو امر برای اینکه به صحت ادعاهای شاکی پی ببرند، دختر چهارساله را برای آزمایش فرستادند و متخصصان تایید کردند به این دختر تجاوز شده و او مورد آزار قرار گرفته است به همین سبب ماموران سراغ مرد ۶۱ساله رفتند.
او که به علت مشکلات مالی به طور موقت در زیرزمین یک کلوب ساکن بود، از بعد از این حادثه محل سکونتش را ترک کرده بود.کارآگاهان پلیس تحقیقات گستردهای را برای به دام انداختن مرد ایرانی انجام دادند اما ابتدا ردپایی از وی به دست نیامد و بعد معلوم شد او خاک این کشور را ترک کرده است. از آن پس نام این متهم فراری در فهرست افراد تحت تعقیب ثبت شد تا اینکه دو سال و دو ماه بعد در روز ۲۲سپتامبر سالجاری وقتی «ی» دوباره به سوئد بازگشت دستگیر شد.
او ماجرا را شرح داد و گفت: «من با پدر دختر چهارساله از مدتها قبل دوست بودم. او روز حادثه سراغم آمد و گفت کاری دارد و نمیتواند دخترش را همراه خودش ببرد، به همین خاطر از من خواست مدت کوتاهی از فرزندش مراقبت کنم.من هم در همان زمان نقشهام را اجرا کردم.»ماموران در ادامه فهمیدند «ی» مردی سابقهدار است و در ماه می سال ۲۰۰۰ به اتهام سوءاستفاده جنسی از فردی زیر ۱۸سال توسط دادگاه بدوی شهر ایستاد در جنوب سوئد به صد ساعت خدمت به جامعه و پنج سال بعد به اتهامی مشابه در همان دادگاه به زندگی تحتنظارت محکوم شده بود.«ی» درنهایت پای میز محاکمه رفت و قاضی دادگاه وی را گناهکار شناخت و به تحمل هشت ماه زندان محکوم کرد.
shaparak64
بیچاره اینا که بهشون تجاوز شده
بعد یه سوالی
aac198000
سر صبح عجب خبرهایی بود
سپاس
Holtek
gilas
این خبرا رو میخونم از آدم بودنم بدم میاد
بهونه
این آدامس چه میکنه
مرسی مامی مریم
نخبه
دلشاد
خبرهای وحشتناکی بودن
حالا مار از کجا وارد شکم زن شده
ماهی
مرسی مامان مریم
sib
مخلوط کن
فقط يه اشتباهي كه كرده ظاهراً خوب نتونسته كارش رو انجام بده واسه همين اين خانم ادامسي شاكي شده ، اصولاً بايد درخاست تجديد نظر وعمل بده تا صلح برقرار شود انشاالا
والسلام
ژنرال
فقط يه اشتباهي كه كرده ظاهراً خوب نتونسته كارش رو انجام بده واسه همين اين خانم ادامسي شاكي شده ، اصولاً بايد درخاست تجديد نظر وعمل بده تا صلح برقرار شود انشاالا
چه موشکافی عالمانه ای !
maryamlondon1
برامن هم خیلی عجیب بود شاید تخم مار تو ماهی بوده
اخه من از کجا میدونستم شما سحر خیز میشی
Dr.GSM,
چه میکنه ؟؟؟؟
باور کن من وقتی ایران امدم ساعت 12 شب رسیدیم فرودگاه امام . به بچه ها گفتم اگر تو فرودگاه هتل نیست تا صبح رو صندلی بخوابید .چون من جرعت ندارم شب ماشین بگیرم تا اصفهان ولی خدا را شکر یک خانم تک وتنها و پیر هم بود که از امریکا امده بود همسفر ما شد ورفتیم اصفهان .
خبرهای وحشتناکی بودن
خیلی وحشتناک مردم خشن شدن
اره دقیقا
.ای خدا بگم چکارت نکنه مردم از خنده
نه زن ربائی نکن شاید یکی از همین ادمسها تو ماشینت پیدا شد
Kishe Mehr
bijjan
ali41
فقط يه اشتباهي كه كرده ظاهراً خوب نتونسته كارش رو انجام بده واسه همين اين خانم ادامسي شاكي شده ، اصولاً بايد درخاست تجديد نظر وعمل بده تا صلح برقرار شود انشاالا
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→