₪ انجمن بوف بوفی ₪ » روانشناسی و روابط اجتماعی » چرا از مرگ می ترسیم؟
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.



یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



چرا از مرگ می ترسیم؟

375 بازدید، 20 پست، نویسنده: ali41

  • ali41

    بی تردید در دنیا حوادث تلخ و رنج آوری وجود دارد که هر یک به نوبه خود می تواند بار سنگینی از مصیبت را بر دوش آدمی نهاده و آینه ی دلش را از طوفان غم و غصه غبار آلود نماید.در این میان آنچه از هر حادثه ای برای انسان ، تلخ تر و غم انگیز تر است، حادثه ای انکار ناپذیر مرگ است.


    ترس از مرگ يك توهم بی اساس بيش نيست، اكثر كساني كه از مرگ می ترسند، علتش اين است كه روح آنها رشد نيافته و ماهيت خويش را كه موجودی جاودانی است درنيافته اند. اينان كسانی هستند كه به جای پيمودن راه كمال در راستای اطاعت از فرمان خداوند، دل به زخارف دنيا و خواسته های جسمانی و مادی مشغول داشتند و روح آسمانی آنها به قدری به نشئه زمينی خو گرفته كه لحظه مرگ را كه لحظه مفارقت روح از ماده است، تلخ ترين و وحشتناك ترين لحظات زندگی خود تلقی مینمایند.

    انسان موجودی است كه فطرتا به دوام زندگی علاقه داره و از آنجا كه هيچ ميلی در وجود انسان عبث و بيهوده نيست و براي اميال غريزی و فطری انسان ها، پاسخگويی حقيقی در عالم خلقت وجود داره، وجود اين ميل بهترين دليل بر جاودانگی انسانه. به عبارت بهتر، محال است كه در انسان ميلی وجود داشته باشه ولي هيچگاه ارضاء نشه و محقق نشود.

    اعتقاد و عدم اعتقاد به وجود جهانی ديگر برای تحقق اين ميل درونی، منشا اصلی عشق به مرگ و يا ترس از آن میشه اما دلايل ديگری نيز در اين بين وجود داره كه در ذيل به برخه از آنها اشاره میکنم:

    1-گروهی كه از يك طرف، ميل به جاودانگی دارند و از طرف ديگر، در سايه جهل و بی خبری، مرگ را نابودی و نيستی مطلق می دونن و آن را پايان زندگی می شمارند و از آن رنج می برند.
    2-گروه دوم كسانی هستند كه به زندگی پس از مرگ اعتقاد دارند لكن پرونده سياهی دارند و می دانند كه زندگی اخرويشان را به واسطه اعمال زشت تباه ساخته اند. از طرفی دلبسته دنيا مي باشند.
    مثل قوم بنی اسرائيل که ترس آنها از مرگ بخاطر حرص و ولعشان به دنيا و كردار بد بوده و از اينكه مرگ آنها را از متعلقاتشان جدا می کنه، نگران بودند.
    فردی به امام حسن(ع) عرض كرد: چرا ما مرگ را ناپسند می دانيم و آن را دوست نمی داريم. امام در پاسخ فرمودند: " از اين رو كه شما آخرت خود را ويران كرده ايد و دنيای خود را آباد ساختيد. لذا خوش نداريد كه از آبادي به سوی ويرانی برويد"
    3-گروه سوم كسانی هستند كه به زندگي جاويد ايمان آورده اند و پرونده سنگينی هم ندارن ولی توشه ای برای عالم آخرت تهيه و تدارك نديده اند.
    اميرالمومنين علی(ع) در اين زمينه مي فرمايند: "آه كه توشه راه كم ولی راه طولانی و سفر دور و جايگاه و مقصد، بس بزرگ است."
    4-گروه چهارم كسانی هستند كه در عين اعتقاد به حيات اخروی و نداشتن پرونده سياه و تدارك نمودن توشه راه، از مرگ واهمه دارند چرا كه شديدا دلبسته دنيا گشته و با آن خو گرفته اند و مرگ را لحظه جدائی از اندوخته هايی مي دانند كه عمری را درطلب آن گذرانده اند و هم اكنون ديگران از لذت آن بهره می برند و خوش می گذرانند در حالی كه عواقب و تبعات آن برگردن او باری گران است.
    5-گروه پنجم كسانی هستند كه ايمان به آخرت دارند و گناهی هم نكرده اند و توشه ای هم برداشته اند و علاقه و دلبستگی به دنيا هم ندارند، ولی با اين حال از مرگ می ترسند زيرا نمی دانند قدم به كدام عالم می گذارند و آن جا چه سنت هايی حاكم است؟
    حضرت امام هادی(ع) به يكی از ياران خود كه مريض بود، وارد شد، ديد آن مريض گريه می كند و از مردن می ترسد. امام فرمود: " تو از مرگ می ترسي چون نسبت به آن شناخت نداري". در ادامه حضرت می فرمايد: "انسان وقتی كه بدنش كثيف شد و يا مجروح شد و يقين كرد كه اگر حمام برود و خود را شستشو دهد، همه كثافات را زايل مي كند و همه زخم ها را بهبود می بخشد. آيا دوست می دارد به حمام برود؟ مريض گفت: آری اي فرزند رسول خدا. امام فرمود: اين مرگ همان حمام است، وقتی اين مرحله را پشت سر گذاشتی، از هر غم و غصه ای رهايی می يابی و به هر فرح و سروری دست می يابی. پس آن گاه مرد آرامش پيدا كرد." (بحارالانوار، ج6، ص 651)


    امام على عليه السلام :
    اَربَعَةُ اَشياءَ لا يَعرِفُ قَدرَها اِلاّ اَربَعَةٌ : اَلشَّبابُ لا يَعرِفُ قَدرَهُ اِلاَّ الشُّيوخُ وَالعافيَةُ لا يَعرِفُ قَدرَها اِلاّ اَهلُ البَلاءِ وَ الصِّحَةُ لا يَعرِفُ قَدرَها اِلاَّ المَرضى وَ الحَياةُ لا يَعرِفُ قَدرَها اِلاَّ المَوتى؛

    ارزش چهار چيز را جز چهار گروه نمی ‏شناسند : جوانى را جز پيران، آسايش را جز گرفتاران، سلامتى را جز بيماران و زندگى را جز مردگان.


  • دلشاد

    نقل قول: ali41
    انسان موجودی است كه فطرتا به دوام زندگی علاقه داره و از آنجا كه هيچ ميلی در وجود انسان عبث و بيهوده نيست و براي اميال غريزی و فطری انسان ها، پاسخگويی حقيقی در عالم خلقت وجود داره، وجود اين ميل بهترين دليل بر جاودانگی انسانه. به عبارت بهتر، محال است كه در انسان ميلی وجود داشته باشه ولي هيچگاه ارضاء نشه و محقق نشود.

    مرسی داش علی خیلی عالی بود


  • gilas

    نقل قول: ali41
    چرا از مرگ می ترسیم؟

    کی من ؟؟؟؟
    نمایش یا پنهان متنمثل چی :23: :23:

    نمایش یا پنهان متننه شوخی کردم ترسی ازش ندارم اما دلم هم نمیخواد به این زودا برم کلی کار دارم هنوز :10:


  • ali41

    دلشاد,
    قربونت برم بهروز جان :1:

    نقل قول: gilas
    نه شوخی کردم ترسی ازش ندارم اما دلم هم نمیخواد به این زودا برم کلی کار دارم هنوز :10:

    میشه بگی کارتون چیه ؟ :37:
    من قول شرف میدم کاراتون رو با تعهد کامل انجام بدم :50: شما بفرمایید :4:
    نمایش یا پنهان متنزنده باشید :58:


  • gilas

    نقل قول: ali41
    میشه بگی کارتون چیه ؟
    من قول شرف میدم کاراتون رو با تعهد کامل انجام بدم شما بفرمایید

    برنامه اصلیم اینه که بابا بچه هارو پیدا کنم باهاش علوسی بشم 824
    میتونی برو باهاش علوسی بشو منم میرم :23: :23:


  • shaparak64

    زیاد نمیترسم از مرگ :5:
    فقط یه وابستگی هایی دارم که دلم نمیاد از اونا جدا شم
    مامان بابام :8: خیلی دوستم دارن :79: :8:


  • Aramesh

    مثل همیشه عالی بود عزیز :110:

  • carlos

    مرگ خوبه
    البته براي همسايه :9:

    من 1000 تا كار نكرده دارم البته يكيشو كردم بقيه ش مونده ! .حالا حالا ها بيخ ريش دنيا بنديم :4:


  • KuRoSh

    مرگ پرسه خوبیه ولی دل کندن از مردم و خانواده هست که تلخش می کنه و همه رو در ترس فرو می بره وگرنه خیلی خوبه دوست دارم

  • بهونه

    مرگ خوبه ولی الان نه زوده:4:

  • baron jon

    تشكر مثل هميشه مطالب جالبي مي ذاريد
    :46:

    مرگ همیشه به صورت یک هیولاى وحشتناک در برابر چشم انسان ها مجسّم بوده است، فکر و اندیشه آن، شربت شیرین زندگى را در کام بسیارى ناگوار ساخته.

    نه تنها از نام مرگ مى ترسند که از اسم گورستان نیز متنفرند، و با زرق و برق قبرها و مقبره ها سعى دارند ماهیّت اصلى آن را به دست فراموشى بسپارند.

    در ادبیات مختلف جهان آثار این وحشت کاملا نمایان است و همیشه با تعبیراتى همچون «هیولاى مرگ» «چنگال موت»، «سیلى اجل» و مانند آن از آن یاد مى کنند!

    هنگامى که مى خواهند نام مرده اى را ببرند براى این که مخاطب وحشت نکند با جمله اى از قبیل «دور از حالا» «زبانم لال»! «هفت کوه در میان»! «هر چه خاک اوست عمر تو باشد»! سعى مى کنند دیوارى میان شنونده و خاطره مرگ بکشند.
    دلیل اصلى این ترس

    ۱- تفسیر مرگ به معنى فنا

    انسان همیشه از نیستى ها مى گریزد، از بیمارى مى گریزد که نیستى سلامت است، از تاریکى وحشت دارد که نیستى نور است.

    از فقر مى هراسد که نابودى غنا است.

    حتّى گاهى از خانه خالى نیز وحشت مى کند و در یک بیابان خالى گرفتار ترس مى شود، چرا که کسى آن جا نیست!

    و عجب این که از خود مرده نیز وحشت دارد، و مثلا حاضر نیست در اطاقى که مرده اى در آنجا باشد شب را به سر برد در حالى که وقتى زنده بود از آن شخص ترسى نداشت!

    اکنون ببینیم چرا انسان از عدم و نیستى مى ترسد و وحشت مى کند دلیلش روشن است، هستى با هستى گره خورده است، و وجود با وجود آشناست، هرگز وجود با عدم آشنایى ندارد، پس بیگانگى ما از نیستى کاملا طبیعى است.

    حال اگر مرگ را پایان همه چیز بدانیم و گمان کنیم با مردن همه چیز پایان مى گیرد حق داریم که از آن بترسیم، و حتّى از اسم و خیال آن وحشت کنیم، چرا که مرگ همه چیز را از ما مى گیرد.

    امّا اگر مرگ را سرآغاز یک زندگى نوین، و حیات جاودان و دریچه اى به سوى یک جهان بزرگ بدانیم طبیعى است که نه تنها از آن وحشتى نداشته باشیم، بلکه به کسانى که پاک و سربلند به سوى آن گام برمى دارند تبریک گوییم.

    ۲- پرونده هاى سیاه

    گروهى را مى شناسیم که مرگ را به معنى فنا و نیستى تفسیر نمى کنند و هرگز منکر زندگى بعد از مرگ نیستند، امّا با این حال از مرگ وحشت دارند.

    چرا که پرونده اعمال آنها آن قدر سیاه و تاریک است که از مجازات هاى دردناک بعد از مرگ وحشت دارند.

    آنها حق دارند از مرگ بترسند، آنها به مجرمان خطرناکى مى مانند که از آزاد شدن از زندان مى ترسند زیرا مى دانند هرگاه آنها را از زندان بیرون ببرند، به جوخه اعدام مى سپارند.

    آنها محکم میله هاى زندان را مى چسبند، نه این که از آزادى متنفر هستند، آنها از این آزادى مى ترسند که نتیجه اش مجازات اعدام است، همین گونه بدکارانى که آزاد شدن روحشان را از قفس تنگ، مقدمه اى براى شکنجه هاى طاقت فرسا به خاطر اعمال زشت و ننگین و ظلم و ستم و تبهکارى مى دانند، از مرگ وحشت دارند.

    امّا آنها که نه مرگ را «فنا» مى بینند نه «پرونده تاریک و سیاه» دارند، چرا از مرگ بترسند؟


  • Holtek

    مرسی علی جان ، بذار پروژهامون به یه جایی برسه بعد با هم میریم :1:
    نمایش یا پنهان متنجدای از دلبستگی ها ، پرسه جان دادن هم این ترس رو تشدید میکنه ، میگن حضرت موسی راحترین مرگ رو داشته ، ولی وقتی ازش پرسیدن گفت که واقعا لحظه وحشتناکی یوده .... حالا وای به حال ما بندگان گنه کار..


  • maryamlondon1

    نقل قول: ali41
    اكثر كساني كه از مرگ می ترسند، علتش اين است كه روح آنها رشد نيافته و ماهيت خويش را كه موجودی جاودانی است درنيافته اند. اينان كسانی هستند كه به جای پيمودن راه كمال در راستای اطاعت از فرمان خداوند، دل به زخارف دنيا و خواسته های جسمانی و مادی مشغول داشتند و روح آسمانی آنها به قدری به نشئه زمينی خو گرفته كه لحظه مرگ را كه لحظه مفارقت روح از ماده است، تلخ ترين و وحشتناك ترين لحظات زندگی خود تلقی مینمایند.

    من از مرگ میترسم :17: تو نوشته بالا که عرض کردی :2:


  • ali41

    نقل قول: gilas
    رنامه اصلیم اینه که بابا بچه هارو پیدا کنم باهاش علوسی بشم 824

    چه هول ؟ بچه ها رو از طرف من ببوس :11:

    نقل قول: shaparak64
    فقط یه وابستگی هایی دارم که دلم نمیاد از اونا جدا شم

    دیگه چاره ای نیست دیر شده
    نمایش یا پنهان متن


    carlos,
    کوروش فسقلی,
    بهونه,
    سلامت و زنده باشید :1:

    نقل قول: baron jon
    تشكر مثل هميشه مطالب جالبي مي ذاريد

    مرسی متن شما هم زیبا بود :46:


    نقل قول: Dr.GSM
    جدای از دلبستگی ها ، پرسه جان دادن هم این ترس رو تشدید میکنه ، میگن حضرت موسی راحترین مرگ رو داشته ، ولی وقتی ازش پرسیدن گفت که واقعا لحظه وحشتناکی یوده .... حالا وای به حال ما بندگان گنه کار..

    ممنونم :46: انسان ها به هنگام مرگ و لحظات غم انگیز تشییع جنازه، حالت یکسان و یکنواختی ندارند، بلکه به تناسب ایمان و کفر و نیز شدت و ضعفی که در این زمینه دارند، حالات گوناگونی خواهند داشت.امیر متقیان علی (علیه السلام) در فرازی از خطبه ۸۳ نهج البلاغه صحنه غم انگیز مرگ وجان کندن را در قالب گفتار به زیبایی به تصویر کشیده و در این باره می فرماید: "انسان در حالت بیهوشی و سکرات مرگ، و غم و اندوه بسیار، و ناله ی دردناک، و درد جان کندن، با انتظاری رنج آور، دست به گریبان است.پس از مرگ او را مأیوس وار در کفن پیچانده، در حالی که تسلیم و آرام است، برمی دارند و بر تابوت می گذارند، خسته و لاغر به سفر آخرت می رود، فرزندان و برادران او را به دوش کشیده، تا سر منزل غربت، آنجا که دیگر او را نمی بیند، و آنجا که جایگاه وحشت است، پیش می برند"
    مطابق روایات فراوان، دو فرشته مرگ هنگامی که به سراغ مرده می آیند، با طرح سوألاتی او را مورد بازجویی قرار داده و از این طریق است که نخستین دادگاه الهی پس از مرگ انسان، آغاز می شود.

    نقل قول: maryamlondon1
    من از مرگ میترسم :17: تو نوشته بالا که عرض کردی :2:

    سلام مریم خانوم :46: ، حتی اولیاء خدا هم از مرگ هراس دارند در این زمینه احادیث فراوانی داریم.


  • حورا

    واقعیت انکار ناپذیره :2:
    نمایش یا پنهان متنخدا خیلی مهربونه ایشالله گناهامونو میبخشه. باید به بخشش امیدوار بود :48:
    البته بحث بسیار ظریف و پیچیده ای هست مواظب بیان نظراتمون باشیم نکنه پستهای ما باعث ناامیدی بشه...مرگ ترسناکه ولی یه خدای مهربون داریم که راه آسون شدنشو روبرومون قرار میده ...ما بنده ایم و خطاکار اون بنده نوازه و خطا پوش :20:

    :1: :46:


  • gilas

    نقل قول: ali41
    چه هول ؟

    هول چیه بابا :23:
    824

    نقل قول: ali41
    بچه ها رو از طرف من ببوس

    حتمت 2تاشو بچه هام سلام میرسونن :10:


  • ماهی

    نه..نباید بمیرم حالا....447
    باور کن وقتی به مردن خودم فکر می کنم تنها چیزی که خیلی ناراحتم می کنه اینه که طاقت ندارم بچم بی مادر بشه... :2:
    وای خدا بهم فرصت بده :48:
    بهم فرصت بده:48:
    تا وقتی که عقلش برسه و نبودن من بهش آسیب نزنه :48:

    تصویر در دسترس نیست


  • ali41

    نقل قول: حورا
    البته بحث بسیار ظریف و پیچیده ای هست مواظب بیان نظراتمون باشیم نکنه پستهای ما باعث ناامیدی بشه...مرگ ترسناکه ولی یه خدای مهربون داریم که راه آسون شدنشو روبرومون قرار میده ...ما بنده ایم و خطاکار اون بنده نوازه و خطا پوش

    مرسی :46:
    البته من چیزی از خودم نگفتم ...... نظر شخصی من نبود حتی رفرنس کردم به بحار علامه مجلسی یا نهج البلاغه حضرت امیر(ع) ..... در ثانی ترس از مرگ نامید کننده نیست اتفاقا تلنگر میزنه که مراقب باشیم ........ در مورد رحمت و بخشش خدا پیرامون مرگ و لحظات مرگ هم حرفهای زیادی داشتم که جون بیشتر از دیدگاه شیعه مطرح بود ننوشتم چون احساس کردم شاید هموطن غیر شیعه موضع بگیرد.


  • ali41

    نقل قول: ماهی
    باور کن وقتی به مردن خودم فکر می کنم تنها چیزی که خیلی ناراحتم می کنه اینه که طاقت ندارم بچم بی مادر بشه...

    ایشاالله زنده و سلامت باشی :1:


  • هاچو هاچو

    من که نمیترسم که.... :40: :40:
    همه بالاخره رفتنی هستیم :1: مهم اینه که چی با خودمون ببریم اونور... :9: خدا همهمون رو بیامرزه 938
    نمایش یا پنهان متن
    نقل قول: gilas
    برنامه اصلیم اینه که بابا بچه هارو پیدا کنم باهاش علوسی بشم 824

    خیلی با نمک گفتی... :56:

پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: