جنّ در لغت به معنی موجود پنهان و نامرئی بوده و تمام مشتقّاتش بر استتار و پنهانی دلالت دارد. مانند «جنّت» که به معنی باغی است سرسبز و آباد، و «جنان» یعنی آن دلی که در سینه پنهان است، و «جنین» به معنی کودک در شکم، و «مجنون» که آثار و نشانی از عقل در او دیده نمیشود، و «جُنّ» به معنی سپر که جنگجو سر و گردن خود را با آن میپوشاند. در بعضی تفاسیر آمده است: واحد جنّ میشود جنّی، مانند روم که میشود رومی. و جمع آن بر خلاف آنچه که زیاد استعمال میشود «اَجنِّه» نیست، زیرا اَجنّه جمع «جنین» است نه جنّ. بلکه جمع آن چنانکه در مجمعالبحرین طریحی آمده، «جنّة» است. جن یکی از مخلوقات خداوند است که در بعد و فضائی موازی با بعد ما انسانها زندگی میکند .این مخلوقات به مانند انسان زاد ولد میکنند.جن جانوريست داراي شعور؛ با فيزيکي غير ارگانيک ؛ که از لحاظ شان وجودي ؛ از ديد اديان پايينتر از انسان و بالاتر از حيوان جاي مي گيرد .در فرهنگ فارسي به آن ديو و در فرهنگ عرب به آن جن و در فرهنگ لاتين demon يا jinn نام گرفته است عنصر اصلي وجودي جن آتش است و به علت نداشتن عنصر خاک ؛در وجودش مانند بارباپاپا ؛مي تواند به هر شکل و اندازه اي تبديل شود. و بسياري از چيزها را در يک آن ؛جا به جا کند. به خانه و مسکن نيازي ندارد. زيرا سرما و گرما و باد و بوران بر او کارگر نيست .جن به وسايل حمل و نقل بي نياز است ؛ و از اينجا مي توان فهميد که جن ها داراي صنعت و تکنولوژي نيستند ؛ و شهر و کاشانه اي ندارند مکان معمول زندگي آنها کوه وجنگل و دشت است. جن ها مثل انسان جنسيت ونر يا ماده دارند. توليد مثل مي کنند و تشکيل خانواده مي دهند ؛ و به صورت جماعت زندگي مي کنند ولی جامعه ندارند. جن نسبت به انسان زياد عمر مي کند . حدود 1000 سال به بالا.جن هايي که در سوره ي جن از آنها نام برده شده ( که وقتي اولين بار آيات قرآن را شنيدند از شدت ازدحام داشتند بر سر هم خراب مي شدند) احتمالا هنوز زنده اند .جن ها مانند انسان داناو نادان ؛ .فرمانده و فرمانبردار ؛ ارباب و بنده ؛ کافر و متدين ؛ شفيق و شرور دارند.وقتي که مردند از بين ميروند و نيازي به قبر و گورستان ندارند. جن داراي عقل است . اما نه عقل ابزار ساز و عقل فلسفي و خلاقيت هنري یا عقل انسانی که به تعبیری قلب اوست ،عقل جن به معناي قوه ي ارزيابي امور روزمره يا همان عقل معاش ؛ و قوه تشخيص است. جن ها مانند انسان نامگذاري مي شوند ؛ و داراي اسم و رسم و شهرت هستند داراي زبان خاص ؛ و قوه تکلم هستند و قادر به فهم زبان آدميان. معروف ترين جن ؛ ابليس ؛ يا همان شيطان نام دارد ؛ که وصف حال او را شنيده ايد. جن در شرايطي قادر به تسخير انسان ؛ و انسان در شرايطي ؛ قادر به تسخير جن است . انسان مسخر شده را مجنون؛ يا ديوانه ؛يا ديو زده ؛ و جن تسخير شده را ؛موکل مي نامند. گويند خود جنيان بر سه قسمند: ديو.؛جن وپري ؛که از لحاظ مکاني ؛ مادون فرشته هستند. جن مي تواند در مواردي تربيت شده ؛ به انسان خدمت کند. چنين سنتي در ميان جنگيران ايران و پاکستان وهند وجود دارد . اما به طور کل ؛ نه بودا ؛ نه دالاي لاما ؛ نه اوليا الله ؛ و نه عرفا و نه پيامبران هيچکدام ؛به مدد خواستن از موجوداتي که مثل انسان ؛خطا و اشتباه و گناه مي کنند ؛توصيه نکرده اند. جنيان مانند امواج راديويي و ماهواره اي ؛با ما هستند ظاهر نمي شوند ؛اما حاضرمي شوند و بعضي از انها درخانه ها و بدن شخصيت هاي ضعيف رفت و آمد مي کنند. يکي از راه هاي دور کردن جنهاي مزاحم ؛خواندن و آويختن 4 آيه از قران است ؛ که با قل شروع مي شوند . و بسياري ادعيه ؛که درکتب مختلف وجود دارند جن ها ؛ بعضي از ما را به شکل همزاد و غير همزاد دوست دارند؛ کمکمان مي کنند ؛همينطور جواهرات و اشياي قيمتي ما ازجمله انگشترهايي با نگين سنگ (مخصوصا عقيق)را بسيار دوست دارند (ومخصوصا اگر بر آن آيات و اوراد حک شده باشند) .اگر دوستمان داشته باشند و سخني باماداشته باشند بيشتر به خوابمان مي ايند و دلسوزي خود را اعلام مي کنند .خيلي ازآنها خدمتگذار ارواح اوليا هستند و دست ماراگرفته اندو خيلي ها هم به کرداراکثرآدميان اهل شيطنت.بيشتر آنها بي ضررند و مثل ما گرفتار اين دنيا و درگير و دار تقدير خويشند در کل و بدون در نظر گرفتن موارد خاص ؛ آنها به ما کاري ندارند .ماهم به آنها کاري نداريم . ازدود و دم و سر و صداهاي شهر و بوي فاضلاب و ...... فراريند .مثل ما کار و مکافات دارند. آنها اجازه ارتباط با انسان را ندارند ولی به علت اختیار ذاتی که خداوند به آنها دادهاست میتوانند جلوی انسانها ظاهر شوند ولی از کلمات الله و هو ترس و وحشت دارند.
باورها و خرافاتی که در قدیم وجود داشته:
در باور برخی افراد، جنها تنها در شب، تاریکی، تنهایی و در محلهایی مانند گرمابه، آب انبار، پستو و ویرانه و بیابان وجود دارند. در باور عامه، جن به شکل انسان است با این تفاوت که پاهایش مانند بز سم دارد. مژههای دراز او نیز با مژه انسان متفاوت است و رنگ موی او بور است. همزمان با زاده شدن هر نوزاد انسان، بین اجنه نیز نوزادی به دنیا میآید که شبیه نوزاد انسان است اما سیاه و لاغر و زشت. این موجود را همزاد آن طفل میخوانند. اگر کسی شب هنگام آب جوش روی زمین ریخته و بسم الله نگفته باشد ممکن است یکی از فرزندان اجنه را اذیت کرده باشد. مادر و پدر آن جن برای انتقام، نوزاد آن شخص را میربایند و همزاد او را بجایش میگذارند. به باور برخی، به زبان آوردن نام جن شگون ندارد و ممکن است آنها را حاضر کند. بنابراین برای دلخوشی جنها هم شده به آنها " از ما بهتران " گفته میشود. روزهای یکشنبه، سه شنبه و چهارشنبه از مابهتران به لباس و صورت آدمیزاد درمی آیند. در این روزها نباید به دیدن مریض رفت، زیرا چه بسا که از ما بهتران به شکل یکی از دوستان یا بستگان به دیدن بیمار برود و به او آسیب برساند. ازمابهتران مانند آدمیان جشن و سرور و شادمانی و گاهی هم عزاداری به راه میاندازند. این مراسم بیشتر در گرمابههای عمومی و شب هنگام برگزار میشود. کسی که شب تنها به حمام برود و دائم بسم الله نگوید جن به سراغ او میآید. اگر کسی در تاریکی تنها به حمام برود و بی احتیاطی کند و در آنجا بخوابد، ناگاه متوجه میشود که دورادور او را جنیان گرفته اند، یا یکی دو جن در گوشه و کنار حمام مشغول شستشو هستند. جنیان ابتدا با محبت نزدیک میشوند، اما اگر انسان با نگاه کردن با پاهایشان که سم دارد ایشان را بشناسد، آن وقت به آزار او مشغول میشوند. ااز مابهتران اهل رقص، موسیقی و شادی اند. اگر کسی را بین خود ببینند او را وامی دارند تا آن قدر برقصد که دیوانه شود. با دمیدن صبح صادق، جنیان ناپدید میشوند. اما هنگام روز نیز اگر کسی در حمام آب بخورد و کف دست چپ خود را روی سر نگذارد، جن به بدن او وارد میشود و دیوانه و غشی خواهد شد. از ما بهتران اگر از کسی نیکی ببینند، صدچندان به او نیکی میرسانند. مثلا اگر پزشکی شب هنگام کودکی را از مرگ برهاند یا زخمی و بیماری را نجات دهد و این کار در بیابان یا تاریکی و تنهایی صورت بگیرد، ممکن است جنیان را مداوا کرده باشد. آن گاه ازمابهتران به او مال و خوشبختی بسیار میرسانند. برخی مردم با انجام مراسم چله نشینی، از مابهتران را احضار میکنند و آنها را وا میدارند تا کارهای مورد نظرشان را انجام دهند. برای چله نشستن از محلی خاص در مسجدهای کهنه و قدیمی استفاده میشود به نام چله خانه که غرفهای کوچک و تودرتو و تاریک است. شخص در چله خانه میرود. دورادور خود را خط میکشد و میان دایره مینشیند. روز اول چهل بادام غذای اوست. اما به تدریج هر روز یکی کم میکند و تا آخرین روز فقط یک بادام میخورد. در این روزها همه کار او دعا خواندن است. روز چهلم ارواح و شیاطین و جنها به او ظاهر میشوند و هرچه را بخواهد انجام میدهند. برای این کار ترتیب دیگری هم هست و آن این که یک شب تا صبح آیهای از قران را پی درپی میخوانند تا از ما بهتران حاضر شوند. از خطرناکترین جنها آل است که موجودی نامریی به شکل زن لاغر و بلند قد با پستانهای آویخته توصیف شده. در صورت سرخ رنگ آل بینیی از جنس گل قرار دارد. آل روبروی زن زائو و نوزاد حاضر میشود و اگر فرصت یافت و زائو تنها ماند جگر او را میرباید. سپس به سرعت به طرف آب میرود و جگر زائو را به آب میزند. زائو بلافاصله میمیرد. برای جلوگیری از دستبرد آل باید دور بستر زائو را با کارد یا قیچی که ناف نوزاد را با آن زدهاند خط کشید. سه یا پنج پیاز را به سیخ کشید و قیچی یا کارد یا شمشیر و تفنگ و دیگر چیزهای فلزی و نوک تیز در کنار اطاق گذاشت. آل و از ما بهتران از چیزهای فلزی نوک تیز میترسند. فرو کردن سوزن به پارچهای و گذاشتن بالای سر زائو برای رفع آل خوب است. از اعتقادهای قدیمی ایرانیان یکی این است که آهن دیو و غول و اهریمن را دفع میکند و ضد جادو است. تا شش روز باید بالای سر زائو و نوزاد شمع بسوزد. زائو نباید تنها بماند و کسی جز نزدیکانی که هنگام زادن در اطاق بودهاند نباید به دیدن او بیاید شاید آل باشد که به صورت انسان درآمده. شب ششم باید در اطاق زائو تا صبح همه بیدار بمانند و چراغها روشن باشد و در این شب باید دعاها و اشعار مذهبی و سرودها و آوازها خوانده و پیوسته به دف و دایره کوبیده شود تا آل بگریزد. روز ششم زائو نوزاد را به حمام میبرند و پس از شستشو، ماما نوزاد را بالای سر مادر میگیرد و با جام چهل کلید روی او آب میریزد تا بر سر مادر نیز ریخته شود. از آن هنگام دیگر آل توانایی ربودن جگر مادر و عوض کردن نوزاد را ندارد پسربچهای که ختنه شده نیز مانند زائو در معرض خطر آل است. به همین ترتیب باید مواظب او بود تا به حمام برود و با جام چهل کلید آب روی سرش ریخته شود تا آل بگریزد
از نظر قرآن:
درباره جن ، آياتى در قرآن وجود دارد كه برخى از اطلاعات مربوط به آنها را آشكار مى سازد: در قرآن اهمیت ویژهای به "اجنه: داده شده، بهطوریکه ۴۸ آیه به آنان اختصاص یافته است، ولی در دو کتاب توحیدی دیگر، تورات و انجیل سخنی از جن به میان نیامده است. حتی در قرآن سورهای به نام سوره جن وجود دارد. به روایت قرآن، در دوران پیش از نزول این کتاب گروهی از اجنه کوشیده بودند خود را به آسمان برسانند تا در آنجا استراق سمع کنند و از اسرار عالم بالا آگاه شوند ولی این جنیان پس از نزول قرآن دریافتند که آسمان شدیداً تحت مراقبت است و اجنهای که قصد رخنه بدان را داشته باشند هدف تیر شهاب ملائک پاسدار قرار میگیرند (جن، ۸ و ۹۹). همچنین به حکایت قرآن، بخشی از سپاهیان سلیمان از اجنه بودند و فرماندهانی از گروه خودشان داشتند (نمل، ۱۷). لذا: 1 . جنها قبل از نوع بشر آفريده شده اند; 2 . اين نوع از مخلوقات ، از جنس آتش خلق شده اند; چنان كه نوع بشر از جنس خاك آفريده شده اند . و قرآن فرموده است : «و الجانَّ خلقنه من قبلُ من نار السّموم ; (حجر ، 27) و جنيان را پيش تر از آتش گدازنده آفريديم .» 3 . اين نوع مخلوقات ، مانند انسان ; زندگى ، مرگ و قيامت دارند و قرآن در اين باب فرموده است : «در ميان طوايفِ بسيارى از جن و انس ـ كه از اين پيش به كفر مردند ـ كسانى هستند كه وعده عذاب خدا بر آنها حتمى است و اينها به حقيقت زيانكاران عالمند .» (احقاف ، 18) 4 . اين نوع از جانداران ، مانند ساير جانداران ، نر و ماده و ازدواج و تولد و تكاثر دارند . قرآن ، در اين باره مى فرمايد: «و همانا مردانى از نوع بشر ، به مردانى از گروه جن پناه مى بردند .» (جن ، 6) 5 . اين نوع ، مانند نوع بشر ، داراى شعور و اراده هستند و علاوه بر اين ، كارهايى سريع و اعمال شاقى را مى توانند انجام دهند كه از نوع بشر ساخته نيست ; چنان كه در آيات مربوط به قصه سليمان (ع ) ـ كه جنّ ها مسخّر آن جناب بودند ـ و نيز در قصه شهر سبا آمده است . 6 . جن هم مانند اِنس ، مؤمن و كافر دارد . بعضى صالح و بعضى ديگر فاسدند . در اين باره ، آيات زير وارد شده است : «من جن و انس را نيافريدم ; مگر براى اينكه عبادتم كنند .» (ذاريات ، 56) «و از ما جنيان هم بعضى مسلمان و برخى كافر و ستمكارند . آنان كه اسلام آورده اند ، راستى به راه رشد و ثواب شتافتند .» (جن ، 14) و همچنين (جن ، 1 و 2)• در دنيا گروهى از جن ها برخى از انسان ها را به تسخير خود در مى آورند; ولى پس از مرگ ارتباطى با ارواح ندارند . در روايت آمده است : صداى ضربه اى (شلاّقى) را كه در قبر به ميّت كافر زده مى شود ، جز جن و انس ، همه مخلوقات خداوند مى شنوند .• با توجه به مطلب بالا ، معلوم شد كه زندگى آنها نيز در همين كره خاكى است . 1 . تفسير الميزان ، علامه طباطبايى ، ج 20 ، ص 60 ، ترجمه سيدمحمدباقر موسوى همداني 1 . بحارالانوار ، علاّمه مجلسى ، ج 6 ، ص 226 ، داراحياءالتراث .
در آیه 15 سوره الرحمن آمده: «و خلق الجان من مارج من نار»؛ و جن را از تشعشعی از آتش خلق کرد. قرآن کریم موجود دیگری را عرضه می دارد به نام " جن " یا " جان " که در ادبیات فارسی ما این امر منشأ یک سلسله اشتباهات شده و آن این است که ما اغلب کلمه " جن " را به " دیو " ترجمه می کنیم و دیو در فارسی قدیم و در فرهنگ خیلی قدیم ایران معنا و مفهوم دیگری داشته غیر از مفهومی که جن در قرآن دارد. مثل خود کلمه " شیطان " است که گاهی آن را به " اهریمن " ترجمه می کنند، در صورتی که این دو کلمه مساوی یکدیگر نیستند.
از قدیم فکری در دنیا بوده که بیشتر هم در ایران قدیم خود ما بوده است، معتقد به ثنویت در خلقت بودند، یعنی مخلوقات را تقسیم می کردند به مخلوقات خوب و بایستنی یعنی مخلوقاتی که بایست هم خلق می شد، و مخلوقات زشت و نبایستنی، مخلوقاتی که نباید خلق می شد. می گفتند منشأ آن خیرها و خلق شدنی ها یک مبدأ است که او هدفش از خلقت، خیر بوده، و آن نبایستنی ها از کانون دیگری پیدا شده که هدف آن کانون خیر رساندن نبوده، شر رساندن بوده است. (این دو مبدأ را " سپنت مئنیو " و " انگرا مئنیو " می نامیدند، از اسمهای قدیم ایران.) آن گروهی را که جنود آن مبدأ خیر بودند اغلب " ایزدان " ایزدها می گفتند و آن گروهی را که سپاهیان شر بودند " دیو " - و گاهی " دد " - می گفتند. آن دیوها دست اندر کار خلقت عالم بودند، منتها خلقت آن چیزهایی که نباید خلق شوند.
فرض کنید فکر می کردند مار و عقرب نباید آفریده شوند، آنها هستند که آمده اند مار و عقرب را آفریده اند برای اینکه قصد سوء در کار عالم داشتند، ولی آن ایزدان قصد خیر داشتند، مثلاً باران خلق کردند، نور آفریدند. به همین دلیل دیو و ملک در مقابل هم قرار می گیرند. ملک یعنی موجوداتی که در نظام خلقت قرار گرفته اند و می خواهند کار خیر انجام دهند، و دیو یعنی موجوداتی که در نظام خلقت قرار گرفته اند و می خواهند کار شر انجام دهند. ولی در اسلام و قرآن چنین مطلبی مطرح نیست، از نظر اسلام و قرآن هر چه هست وجودش خیر است، یعنی هیچ چیزی در عالم نیست که اصل خلقتش غلط بوده و نمی بایست آفریده شود، و لهذا قرآن همه مأمورانی را که در نظام خلقت از طرف پروردگار دخالت دارند " ملک " می نامد، ولی در مقابل به " جن " هم قائل است.
جن در ردیف ملائکه نیست، در ردیف انسان است، یعنی در عالم جزء مخلوقاتی است که مکلف و موظف اند، مثل انسان، منتها جن مخلوقی است که درجه اش از انسان پایین تر است. گو اینکه از نظر بعضی از قدرتها بر انسان می چربد و تواناییهایی دارد که انسان ندارد ولی از نظر درجه وجودی از انسان پست تر است، و حتی آن کارهایی که بعضی از افرادی که سر و کارشان با جن است - البته آنهایی که راست می گویند - انجام می دهند، اینها را اهل معنا نمی پسندند، یعنی سروکار داشتن انسان با جن روح انسان را تعالی نمی دهد، تنزل می دهد و تعالی نمی دهد. حال به یک معنای دیگر (که) اساساً آنها خود به خود مسخر باشند آن مسأله دیگری است.
اینجا از خلقت انسان و خلقت جن یاد شده. قرآن می گوید ما انسان را از خاک، گل، این جور چیزها آفریدیم و جن را از شعله ای از آتش آفریدیم: «و خلق الجان من مارج من نار» جنس او آتشین است، این یک جنس است و او جنس دیگری، مبدأ مادی این یک چیز است و مبدأ مادی او چیز دیگری. شیطان هم راجع به آدم اول همین حرف را زد، گفت «خلقتنی من نار و خلقته من طین» (اعراف/12) مرا از آتش آفریدی و او را از گل نظر صدرالمتالهین شیرازی ملقب به ملا صدرا در باره جن: جن را وجودی در این جهان حس ، و وجودی در جهان غیب و تمثیل ( عالم مثال) است . اما وجودشان در این جهان همانگونه که بیان شد هیچ جسمی که آنرا نوعی از لطافت و اعتدال باشد نیست جز آنکه آنره روحی در خور آن و نفسی که از مبداء فعال بر آن افاضه شده است میباشد وممکن است که علت ظهور صورت پنهانی (جنی) در برخی از اوقات آن باشد که آنان بدنهای لطیفی دارند که در لطافت و نرمی متوسط بوده و پذیرای جدایی و گرد آمدن است و چون گرد آمده و متکاثف شده قوام آن ستبر شده و مشاهده میگردد .وچون جدا گشت قوامش نازک و جسمش لطیف گشته و از دیدگان پنهان میگردد مانند هوا که چون تکاثف یافته و به صورت ابر درآمد مشاهده می گردد و چون به لطافت خود بازگشت دیده نمی گردد زیرا برخی اوقات ابر از توده های زیاد هوا ، بدون آنکه از بخار دریا و جز آن یاری و مدد بگیرد بوجود می آید ، چنان که در محل خود بررسی شده است.
آیا شیطان همان جن است؟
.1 واژه شيطان به هر موجود شرور و موذي و سركش اطلاق مي شود اعم از اين كه از جنس جن باشد يا از جنس انسان يا غير اينها . نمایش یا پنهان متنشیطان پرستان از این دسته اند 2. يكي از شياطين جن كه در مقابل خداوند نافرماني كرد و از سجده بر آدم خودداري كرد ابليس است ؛ گاهي واژه شيطان مطلق درباره او استعمال مي شود در حالي كه در آيات و روايات انواعي از شيطانها ذكر شده است مثلا در قرآن "شياطين الجن و الانس" داريم يا "من الجنة و الناس" . چنانكه در روايات در موارد متعددي واژه شيطان آمده است كه مي توان آن را بر ميكروب ها منطبق كرد ؛ مثلا : موهاي زائد را بلند نگه نداريد كه شياطين آن جا جمع مي شوند يا ناخن ها را بلند نگه نداريد يا خاكروبه را در خانه نگه نداريد يا ظرفها را نشسته نگذاريد يا از جاي شكسته ظرف آب ننوشيد يا از جاي دسته آن چيز نخوريد و ... كه شياطين جمعند . در اين گونه موارد مراد از شيطان ، همان ميكروب ها هستند . البته از جنسهاي ديگر نيز شيطان وجود دارد. 3. ديو در فارسي غالبا به جاي جن در عربي استعمال مي شود و گاهي نيز به جن در فارسي ، پري اطلاق مي شود. 4. بنابراين همه جن ها شيطان نيستند ؛ چنان كه همه شياطين جن نيستند.
خیلی خیلی جالب بود مرسی البته خیلیاشو میدونستم چون برام جالبه، هرزگاهی یه مطالعاتی کردم روشون دوست دارم بیشتر ازشون بدونم نمایش یا پنهان متناگر کسی رو میشناسید که باهاشون در ارتباطن، من احتیاج به یه راهنمایی و کمک ازشون دارم بهم پیغام بدین
ونوقت اگه دروغ گفته باشی ----> 315 و در نهایت ----> 913 و در انتهای منتهاش ----> 299
قبلا با شلاقتون آشنا شدیم
نقل قول: shaparak64
ولی من جدی گفتم
باید بگی واسه چه کاریه ؟ نمایش یا پنهان متنبعدشم یه چیزو بگم کار بسیار خطرناکیه و جن نمیتونه با روح ارتباط بزاره و خیلی از مواقع دروغ میگه یا خودشو جای روح جا میزنه
ali41
جنّ در لغت به معنی موجود پنهان و نامرئی بوده و تمام مشتقّاتش بر استتار و پنهانی دلالت دارد. مانند «جنّت» که به معنی باغی است سرسبز و آباد، و «جنان» یعنی آن دلی که در سینه پنهان است، و «جنین» به معنی کودک در شکم، و «مجنون» که آثار و نشانی از عقل در او دیده نمیشود، و «جُنّ» به معنی سپر که جنگجو سر و گردن خود را با آن میپوشاند.
در بعضی تفاسیر آمده است: واحد جنّ میشود جنّی، مانند روم که میشود رومی. و جمع آن بر خلاف آنچه که زیاد استعمال میشود «اَجنِّه» نیست، زیرا اَجنّه جمع «جنین» است نه جنّ. بلکه جمع آن چنانکه در مجمعالبحرین طریحی آمده، «جنّة» است.
جن یکی از مخلوقات خداوند است که در بعد و فضائی موازی با بعد ما انسانها زندگی میکند .این مخلوقات به مانند انسان زاد ولد میکنند.جن جانوريست داراي شعور؛ با فيزيکي غير ارگانيک ؛ که از لحاظ شان وجودي ؛ از ديد اديان پايينتر از انسان و بالاتر از حيوان جاي مي گيرد .در فرهنگ فارسي به آن ديو و در فرهنگ عرب به آن جن و در فرهنگ لاتين demon يا jinn نام گرفته است
عنصر اصلي وجودي جن آتش است و به علت نداشتن عنصر خاک ؛در وجودش مانند بارباپاپا ؛مي تواند به هر شکل و اندازه اي تبديل شود. و بسياري از چيزها را در يک آن ؛جا به جا کند.
به خانه و مسکن نيازي ندارد. زيرا سرما و گرما و باد و بوران بر او کارگر نيست .جن به وسايل حمل و نقل بي نياز است ؛ و از اينجا مي توان فهميد که جن ها داراي صنعت و تکنولوژي نيستند ؛ و شهر و کاشانه اي ندارند مکان معمول زندگي آنها کوه وجنگل و دشت است.
جن ها مثل انسان جنسيت ونر يا ماده دارند. توليد مثل مي کنند و تشکيل خانواده مي دهند ؛ و به صورت جماعت زندگي مي کنند ولی جامعه ندارند.
جن نسبت به انسان زياد عمر مي کند . حدود 1000 سال به بالا.جن هايي که در سوره ي جن از آنها نام برده شده ( که وقتي اولين بار آيات قرآن را شنيدند از شدت ازدحام داشتند بر سر هم خراب مي شدند) احتمالا هنوز زنده اند .جن ها مانند انسان داناو نادان ؛ .فرمانده و فرمانبردار ؛ ارباب و بنده ؛ کافر و متدين ؛ شفيق و شرور دارند.وقتي که مردند از بين ميروند و نيازي به قبر و گورستان ندارند.
جن داراي عقل است . اما نه عقل ابزار ساز و عقل فلسفي و خلاقيت هنري یا عقل انسانی که به تعبیری قلب اوست ،عقل جن به معناي قوه ي ارزيابي امور روزمره يا همان عقل معاش ؛ و قوه تشخيص است.
جن ها مانند انسان نامگذاري مي شوند ؛ و داراي اسم و رسم و شهرت هستند داراي زبان خاص ؛ و قوه تکلم هستند و قادر به فهم زبان آدميان.
معروف ترين جن ؛ ابليس ؛ يا همان شيطان نام دارد ؛ که وصف حال او را شنيده ايد.
جن در شرايطي قادر به تسخير انسان ؛ و انسان در شرايطي ؛ قادر به تسخير جن است . انسان مسخر شده را مجنون؛ يا ديوانه ؛يا ديو زده ؛ و جن تسخير شده را ؛موکل مي نامند. گويند خود جنيان بر سه قسمند: ديو.؛جن وپري ؛که از لحاظ مکاني ؛ مادون فرشته هستند.
جن مي تواند در مواردي تربيت شده ؛ به انسان خدمت کند. چنين سنتي در ميان جنگيران ايران و پاکستان وهند وجود دارد . اما به طور کل ؛ نه بودا ؛ نه دالاي لاما ؛ نه اوليا الله ؛ و نه عرفا و نه پيامبران هيچکدام ؛به مدد خواستن از موجوداتي که مثل انسان ؛خطا و اشتباه و گناه مي کنند ؛توصيه نکرده اند.
جنيان مانند امواج راديويي و ماهواره اي ؛با ما هستند ظاهر نمي شوند ؛اما حاضرمي شوند و بعضي از انها درخانه ها و بدن شخصيت هاي ضعيف رفت و آمد مي کنند. يکي از راه هاي دور کردن جنهاي مزاحم ؛خواندن و آويختن 4 آيه از قران است ؛ که با قل شروع مي شوند . و بسياري ادعيه ؛که درکتب مختلف وجود دارند
جن ها ؛ بعضي از ما را به شکل همزاد و غير همزاد دوست دارند؛ کمکمان مي کنند ؛همينطور جواهرات و اشياي قيمتي ما ازجمله انگشترهايي با نگين سنگ (مخصوصا عقيق)را بسيار دوست دارند (ومخصوصا اگر بر آن آيات و اوراد حک شده باشند) .اگر دوستمان داشته باشند و سخني باماداشته باشند بيشتر به خوابمان مي ايند و دلسوزي خود را اعلام مي کنند .خيلي ازآنها خدمتگذار ارواح اوليا هستند و دست ماراگرفته اندو خيلي ها هم به کرداراکثرآدميان اهل شيطنت.بيشتر آنها بي ضررند و مثل ما گرفتار اين دنيا و درگير و دار تقدير خويشند
در کل و بدون در نظر گرفتن موارد خاص ؛ آنها به ما کاري ندارند .ماهم به آنها کاري نداريم . ازدود و دم و سر و صداهاي شهر و بوي فاضلاب و ...... فراريند .مثل ما کار و مکافات دارند.
آنها اجازه ارتباط با انسان را ندارند ولی به علت اختیار ذاتی که خداوند به آنها دادهاست میتوانند جلوی انسانها ظاهر شوند ولی از کلمات الله و هو ترس و وحشت دارند.
باورها و خرافاتی که در قدیم وجود داشته:
در باور برخی افراد، جنها تنها در شب، تاریکی، تنهایی و در محلهایی مانند گرمابه، آب انبار، پستو و ویرانه و بیابان وجود دارند. در باور عامه، جن به شکل انسان است با این تفاوت که پاهایش مانند بز سم دارد. مژههای دراز او نیز با مژه انسان متفاوت است و رنگ موی او بور است. همزمان با زاده شدن هر نوزاد انسان، بین اجنه نیز نوزادی به دنیا میآید که شبیه نوزاد انسان است اما سیاه و لاغر و زشت. این موجود را همزاد آن طفل میخوانند. اگر کسی شب هنگام آب جوش روی زمین ریخته و بسم الله نگفته باشد ممکن است یکی از فرزندان اجنه را اذیت کرده باشد. مادر و پدر آن جن برای انتقام، نوزاد آن شخص را میربایند و همزاد او را بجایش میگذارند.
به باور برخی، به زبان آوردن نام جن شگون ندارد و ممکن است آنها را حاضر کند. بنابراین برای دلخوشی جنها هم شده به آنها " از ما بهتران " گفته میشود. روزهای یکشنبه، سه شنبه و چهارشنبه از مابهتران به لباس و صورت آدمیزاد درمی آیند. در این روزها نباید به دیدن مریض رفت، زیرا چه بسا که از ما بهتران به شکل یکی از دوستان یا بستگان به دیدن بیمار برود و به او آسیب برساند. ازمابهتران مانند آدمیان جشن و سرور و شادمانی و گاهی هم عزاداری به راه میاندازند. این مراسم بیشتر در گرمابههای عمومی و شب هنگام برگزار میشود. کسی که شب تنها به حمام برود و دائم بسم الله نگوید جن به سراغ او میآید. اگر کسی در تاریکی تنها به حمام برود و بی احتیاطی کند و در آنجا بخوابد، ناگاه متوجه میشود که دورادور او را جنیان گرفته اند، یا یکی دو جن در گوشه و کنار حمام مشغول شستشو هستند. جنیان ابتدا با محبت نزدیک میشوند، اما اگر انسان با نگاه کردن با پاهایشان که سم دارد ایشان را بشناسد، آن وقت به آزار او مشغول میشوند.
ااز مابهتران اهل رقص، موسیقی و شادی اند. اگر کسی را بین خود ببینند او را وامی دارند تا آن قدر برقصد که دیوانه شود. با دمیدن صبح صادق، جنیان ناپدید میشوند. اما هنگام روز نیز اگر کسی در حمام آب بخورد و کف دست چپ خود را روی سر نگذارد، جن به بدن او وارد میشود و دیوانه و غشی خواهد شد. از ما بهتران اگر از کسی نیکی ببینند، صدچندان به او نیکی میرسانند. مثلا اگر پزشکی شب هنگام کودکی را از مرگ برهاند یا زخمی و بیماری را نجات دهد و این کار در بیابان یا تاریکی و تنهایی صورت بگیرد، ممکن است جنیان را مداوا کرده باشد. آن گاه ازمابهتران به او مال و خوشبختی بسیار میرسانند. برخی مردم با انجام مراسم چله نشینی، از مابهتران را احضار میکنند و آنها را وا میدارند تا کارهای مورد نظرشان را انجام دهند. برای چله نشستن از محلی خاص در مسجدهای کهنه و قدیمی استفاده میشود به نام چله خانه که غرفهای کوچک و تودرتو و تاریک است. شخص در چله خانه میرود. دورادور خود را خط میکشد و میان دایره مینشیند. روز اول چهل بادام غذای اوست. اما به تدریج هر روز یکی کم میکند و تا آخرین روز فقط یک بادام میخورد. در این روزها همه کار او دعا خواندن است. روز چهلم ارواح و شیاطین و جنها به او ظاهر میشوند و هرچه را بخواهد انجام میدهند. برای این کار ترتیب دیگری هم هست و آن این که یک شب تا صبح آیهای از قران را پی درپی میخوانند تا از ما بهتران حاضر شوند.
از خطرناکترین جنها آل است که موجودی نامریی به شکل زن لاغر و بلند قد با پستانهای آویخته توصیف شده. در صورت سرخ رنگ آل بینیی از جنس گل قرار دارد. آل روبروی زن زائو و نوزاد حاضر میشود و اگر فرصت یافت و زائو تنها ماند جگر او را میرباید. سپس به سرعت به طرف آب میرود و جگر زائو را به آب میزند. زائو بلافاصله میمیرد. برای جلوگیری از دستبرد آل باید دور بستر زائو را با کارد یا قیچی که ناف نوزاد را با آن زدهاند خط کشید. سه یا پنج پیاز را به سیخ کشید و قیچی یا کارد یا شمشیر و تفنگ و دیگر چیزهای فلزی و نوک تیز در کنار اطاق گذاشت. آل و از ما بهتران از چیزهای فلزی نوک تیز میترسند. فرو کردن سوزن به پارچهای و گذاشتن بالای سر زائو برای رفع آل خوب است. از اعتقادهای قدیمی ایرانیان یکی این است که آهن دیو و غول و اهریمن را دفع میکند و ضد جادو است.
تا شش روز باید بالای سر زائو و نوزاد شمع بسوزد. زائو نباید تنها بماند و کسی جز نزدیکانی که هنگام زادن در اطاق بودهاند نباید به دیدن او بیاید شاید آل باشد که به صورت انسان درآمده. شب ششم باید در اطاق زائو تا صبح همه بیدار بمانند و چراغها روشن باشد و در این شب باید دعاها و اشعار مذهبی و سرودها و آوازها خوانده و پیوسته به دف و دایره کوبیده شود تا آل بگریزد. روز ششم زائو نوزاد را به حمام میبرند و پس از شستشو، ماما نوزاد را بالای سر مادر میگیرد و با جام چهل کلید روی او آب میریزد تا بر سر مادر نیز ریخته شود. از آن هنگام دیگر آل توانایی ربودن جگر مادر و عوض کردن نوزاد را ندارد پسربچهای که ختنه شده نیز مانند زائو در معرض خطر آل است. به همین ترتیب باید مواظب او بود تا به حمام برود و با جام چهل کلید آب روی سرش ریخته شود تا آل بگریزد
از نظر قرآن:
درباره جن ، آياتى در قرآن وجود دارد كه برخى از اطلاعات مربوط به آنها را آشكار مى سازد:
در قرآن اهمیت ویژهای به "اجنه: داده شده، بهطوریکه ۴۸ آیه به آنان اختصاص یافته است، ولی در دو کتاب توحیدی دیگر، تورات و انجیل سخنی از جن به میان نیامده است. حتی در قرآن سورهای به نام سوره جن وجود دارد.
به روایت قرآن، در دوران پیش از نزول این کتاب گروهی از اجنه کوشیده بودند خود را به آسمان برسانند تا در آنجا استراق سمع کنند و از اسرار عالم بالا آگاه شوند ولی این جنیان پس از نزول قرآن دریافتند که آسمان شدیداً تحت مراقبت است و اجنهای که قصد رخنه بدان را داشته باشند هدف تیر شهاب ملائک پاسدار قرار میگیرند (جن، ۸ و ۹۹). همچنین به حکایت قرآن، بخشی از سپاهیان سلیمان از اجنه بودند و فرماندهانی از گروه خودشان داشتند (نمل، ۱۷).
لذا:
1 . جنها قبل از نوع بشر آفريده شده اند;
2 . اين نوع از مخلوقات ، از جنس آتش خلق شده اند; چنان كه نوع بشر از جنس خاك آفريده شده اند . و قرآن فرموده است : «و الجانَّ خلقنه من قبلُ من نار السّموم ; (حجر ، 27) و جنيان را پيش تر از آتش گدازنده آفريديم .»
3 . اين نوع مخلوقات ، مانند انسان ; زندگى ، مرگ و قيامت دارند و قرآن در اين باب فرموده است : «در ميان طوايفِ بسيارى از جن و انس ـ كه از اين پيش به كفر مردند ـ كسانى هستند كه وعده عذاب خدا بر آنها حتمى است و اينها به حقيقت زيانكاران عالمند .» (احقاف ، 18)
4 . اين نوع از جانداران ، مانند ساير جانداران ، نر و ماده و ازدواج و تولد و تكاثر دارند . قرآن ، در اين باره مى فرمايد: «و همانا مردانى از نوع بشر ، به مردانى از گروه جن پناه مى بردند .» (جن ، 6)
5 . اين نوع ، مانند نوع بشر ، داراى شعور و اراده هستند و علاوه بر اين ، كارهايى سريع و اعمال شاقى را مى توانند انجام دهند كه از نوع بشر ساخته نيست ; چنان كه در آيات مربوط به قصه سليمان (ع ) ـ كه جنّ ها مسخّر آن جناب بودند ـ و نيز در قصه شهر سبا آمده است .
6 . جن هم مانند اِنس ، مؤمن و كافر دارد . بعضى صالح و بعضى ديگر فاسدند . در اين باره ، آيات زير وارد شده است : «من جن و انس را نيافريدم ; مگر براى اينكه عبادتم كنند .» (ذاريات ، 56) «و از ما جنيان هم بعضى مسلمان و برخى كافر و ستمكارند . آنان كه اسلام آورده اند ، راستى به راه رشد و ثواب شتافتند .» (جن ، 14) و همچنين (جن ، 1 و 2)• در دنيا گروهى از جن ها برخى از انسان ها را به تسخير خود در مى آورند; ولى پس از مرگ ارتباطى با ارواح ندارند .
در روايت آمده است : صداى ضربه اى (شلاّقى) را كه در قبر به ميّت كافر زده مى شود ، جز جن و انس ، همه مخلوقات خداوند مى شنوند .• با توجه به مطلب بالا ، معلوم شد كه زندگى آنها نيز در همين كره خاكى است .
1 . تفسير الميزان ، علامه طباطبايى ، ج 20 ، ص 60 ، ترجمه سيدمحمدباقر موسوى همداني
1 . بحارالانوار ، علاّمه مجلسى ، ج 6 ، ص 226 ، داراحياءالتراث .
در آیه 15 سوره الرحمن آمده: «و خلق الجان من مارج من نار»؛ و جن را از تشعشعی از آتش خلق کرد. قرآن کریم موجود دیگری را عرضه می دارد به نام " جن " یا " جان " که در ادبیات فارسی ما این امر منشأ یک سلسله اشتباهات شده و آن این است که ما اغلب کلمه " جن " را به " دیو " ترجمه می کنیم و دیو در فارسی قدیم و در فرهنگ خیلی قدیم ایران معنا و مفهوم دیگری داشته غیر از مفهومی که جن در قرآن دارد. مثل خود کلمه " شیطان " است که گاهی آن را به " اهریمن " ترجمه می کنند، در صورتی که این دو کلمه مساوی یکدیگر نیستند.
از قدیم فکری در دنیا بوده که بیشتر هم در ایران قدیم خود ما بوده است، معتقد به ثنویت در خلقت بودند، یعنی مخلوقات را تقسیم می کردند به مخلوقات خوب و بایستنی یعنی مخلوقاتی که بایست هم خلق می شد، و مخلوقات زشت و نبایستنی، مخلوقاتی که نباید خلق می شد. می گفتند منشأ آن خیرها و خلق شدنی ها یک مبدأ است که او هدفش از خلقت، خیر بوده، و آن نبایستنی ها از کانون دیگری پیدا شده که هدف آن کانون خیر رساندن نبوده، شر رساندن بوده است. (این دو مبدأ را " سپنت مئنیو " و " انگرا مئنیو " می نامیدند، از اسمهای قدیم ایران.) آن گروهی را که جنود آن مبدأ خیر بودند اغلب " ایزدان " ایزدها می گفتند و آن گروهی را که سپاهیان شر بودند " دیو " - و گاهی " دد " - می گفتند. آن دیوها دست اندر کار خلقت عالم بودند، منتها خلقت آن چیزهایی که نباید خلق شوند.
فرض کنید فکر می کردند مار و عقرب نباید آفریده شوند، آنها هستند که آمده اند مار و عقرب را آفریده اند برای اینکه قصد سوء در کار عالم داشتند، ولی آن ایزدان قصد خیر داشتند، مثلاً باران خلق کردند، نور آفریدند. به همین دلیل دیو و ملک در مقابل هم قرار می گیرند. ملک یعنی موجوداتی که در نظام خلقت قرار گرفته اند و می خواهند کار خیر انجام دهند، و دیو یعنی موجوداتی که در نظام خلقت قرار گرفته اند و می خواهند کار شر انجام دهند. ولی در اسلام و قرآن چنین مطلبی مطرح نیست، از نظر اسلام و قرآن هر چه هست وجودش خیر است، یعنی هیچ چیزی در عالم نیست که اصل خلقتش غلط بوده و نمی بایست آفریده شود، و لهذا قرآن همه مأمورانی را که در نظام خلقت از طرف پروردگار دخالت دارند " ملک " می نامد، ولی در مقابل به " جن " هم قائل است.
جن در ردیف ملائکه نیست، در ردیف انسان است، یعنی در عالم جزء مخلوقاتی است که مکلف و موظف اند، مثل انسان، منتها جن مخلوقی است که درجه اش از انسان پایین تر است. گو اینکه از نظر بعضی از قدرتها بر انسان می چربد و تواناییهایی دارد که انسان ندارد ولی از نظر درجه وجودی از انسان پست تر است، و حتی آن کارهایی که بعضی از افرادی که سر و کارشان با جن است - البته آنهایی که راست می گویند - انجام می دهند، اینها را اهل معنا نمی پسندند، یعنی سروکار داشتن انسان با جن روح انسان را تعالی نمی دهد، تنزل می دهد و تعالی نمی دهد. حال به یک معنای دیگر (که) اساساً آنها خود به خود مسخر باشند آن مسأله دیگری است.
اینجا از خلقت انسان و خلقت جن یاد شده. قرآن می گوید ما انسان را از خاک، گل، این جور چیزها آفریدیم و جن را از شعله ای از آتش آفریدیم: «و خلق الجان من مارج من نار» جنس او آتشین است، این یک جنس است و او جنس دیگری، مبدأ مادی این یک چیز است و مبدأ مادی او چیز دیگری. شیطان هم راجع به آدم اول همین حرف را زد، گفت «خلقتنی من نار و خلقته من طین» (اعراف/12) مرا از آتش آفریدی و او را از گل
نظر صدرالمتالهین شیرازی ملقب به ملا صدرا در باره جن: جن را وجودی در این جهان حس ، و وجودی در جهان غیب و تمثیل ( عالم مثال) است . اما وجودشان در این جهان همانگونه که بیان شد هیچ جسمی که آنرا نوعی از لطافت و اعتدال باشد نیست جز آنکه آنره روحی در خور آن و نفسی که از مبداء فعال بر آن افاضه شده است میباشد وممکن است که علت ظهور صورت پنهانی (جنی) در برخی از اوقات آن باشد که آنان بدنهای لطیفی دارند که در لطافت و نرمی متوسط بوده و پذیرای جدایی و گرد آمدن است و چون گرد آمده و متکاثف شده قوام آن ستبر شده و مشاهده میگردد .وچون جدا گشت قوامش نازک و جسمش لطیف گشته و از دیدگان پنهان میگردد مانند هوا که چون تکاثف یافته و به صورت ابر درآمد مشاهده می گردد و چون به لطافت خود بازگشت دیده نمی گردد زیرا برخی اوقات ابر از توده های زیاد هوا ، بدون آنکه از بخار دریا و جز آن یاری و مدد بگیرد بوجود می آید ، چنان که در محل خود بررسی شده است.
آیا شیطان همان جن است؟
.1 واژه شيطان به هر موجود شرور و موذي و سركش اطلاق مي شود اعم از اين كه از جنس جن باشد يا از جنس انسان يا غير اينها .
نمایش یا پنهان متن
شیطان پرستان از این دسته اند2. يكي از شياطين جن كه در مقابل خداوند نافرماني كرد و از سجده بر آدم خودداري كرد ابليس است ؛ گاهي واژه شيطان مطلق درباره او استعمال مي شود در حالي كه در آيات و روايات انواعي از شيطانها ذكر شده است مثلا در قرآن "شياطين الجن و الانس" داريم يا "من الجنة و الناس" . چنانكه در روايات در موارد متعددي واژه شيطان آمده است كه مي توان آن را بر ميكروب ها منطبق كرد ؛ مثلا : موهاي زائد را بلند نگه نداريد كه شياطين آن جا جمع مي شوند يا ناخن ها را بلند نگه نداريد يا خاكروبه را در خانه نگه نداريد يا ظرفها را نشسته نگذاريد يا از جاي شكسته ظرف آب ننوشيد يا از جاي دسته آن چيز نخوريد و ... كه شياطين جمعند . در اين گونه موارد مراد از شيطان ، همان ميكروب ها هستند . البته از جنسهاي ديگر نيز شيطان وجود دارد.
3. ديو در فارسي غالبا به جاي جن در عربي استعمال مي شود و گاهي نيز به جن در فارسي ، پري اطلاق مي شود.
4. بنابراين همه جن ها شيطان نيستند ؛ چنان كه همه شياطين جن نيستند.
ژنرال
بیشتر عقایدی که در مورد جن بین مردم وجود داره، خرافیه.
کامل و جامع بود توضیحات.
gilas
نمایش یا پنهان متن
mojde
ماهی
والله خیلی آدما دور و ورمون هستن از جن مجهول تر و عحیب غریب تر ....
بعضی هاشونم همش تو تلوزیون سخنرانی می کنن
دلشاد
ehsan.b1362
ali41
ممنونم
شیاطین انس از شیاطین جن گاهی بدترن
دلشاد,
مرسی داش بهروز
gilas
نصف شبم میخونم
کلا نژاد ما نترسه فکر کردی من از این گیلاس الکیا هستم نــــــــــــه نژاد من از این گیلاس اصل و خوبا است
ali41
کلا نژاد ما نترسه فکر کردی من از این گیلاس الکیا هستم نــــــــــــه نژاد من از این گیلاس اصل و خوبا است
از این گیلاسای گرون که اصلا نمیشه خریدش
نمایش یا پنهان متن
این صدای غار غاره کلاغ یعنی جنshaparak64
البته خیلیاشو میدونستم
دوست دارم بیشتر ازشون بدونم
نمایش یا پنهان متن
اگر کسی رو میشناسید که باهاشون در ارتباطن، من احتیاج به یه راهنمایی و کمک ازشون دارمali41
خودم هستم من در خدمتم
shaparak64
باشه
اونوقت اگه دروغ گفته باشی ---->
نمایش یا پنهان متن
ولی من جدی گفتمgilas
من و فقط باید گذاشت پشت ویترین نگاه کرد
ali41
قبلا با شلاقتون آشنا شدیم
باید بگی واسه چه کاریه ؟
نمایش یا پنهان متن
بعدشم یه چیزو بگم کار بسیار خطرناکیه و جن نمیتونه با روح ارتباط بزاره و خیلی از مواقع دروغ میگه یا خودشو جای روح جا میزنهmojde
بله بله منظورم همين بود خيلي حالم خرابه تب دارم هذيون ميگم شما به دل نگيرين
ali41
mojde
وحشتناك دلم ميخواد برم خونه ولي كار دارم .
ali41
خوب برو بگو مریضی ، شاید بفهمه
mojde
دعا لطفا
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→