₪ انجمن بوف بوفی ₪ » روانشناسی و روابط اجتماعی » اساس تصمیم گیری انسانها در مورد معجزه چیست ؟
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » روانشناسی و روابط اجتماعی » اساس تصمیم گیری انسانها در مورد معجزه چیست ؟

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



اساس تصمیم گیری انسانها در مورد معجزه چیست ؟

286 بازدید، 8 پست، نویسنده: ali41

  • ali41

    گذشته از اینکه استفاده عرف از کلمه معجزه برای اتفاقات مثبت ناگهانی و خارج از توان و تصور ما ، بکار میرود ولی بواقع این یک معنای اعتباری بیش نیست.
    نجات پسربچه ۱۲ساله‌ای از غرق شدن و بازگشت او به زندگی، به عنوان یک معجزه تعبیر شده است. ما بر چه اساسی تصمیم می‌گیریم پدیده‌ای را معجزه بدانیم یا ندانیم؟ گویا باورهای ما نقش تعیین‌کننده‌ای دارد!

    برای بسیاری از افراد،‌ رویدادهای غیرعادی و مثبت به نحوی عجیب نادر به نظر می‌رسد. در حالی که واقعا این طور نیست. برای مثال،‌ بسیاری از افراد زنده ماندن در یک حادثه هواپیمایی را معجزه می‌دانند. اما در واقع آمار نشان می‌دهد که اکثر افرادی که در حوادث هواپیمایی بوده‌اند، بدون کوچک‌ترین جراحتی که بخواهد زندگی آن‌ها را تهدید کند،‌ سالم مانده‌اند. حوادث هواپیمایی خیلی نادرند و حوادثی که در آن‌ها همه مسافرین کشته شوند هم خیلی خیلی نادرند (البته نه در منطقه خاورمیانه!). از آن‌جا که نجات پیدا کردن در یک حادثه هواپیمایی متداول‌تر از کشته شدن در آن است، زنده ماندن در چنین حادثه‌ای خیلی فوق‌العاده است، اما معجزه نیست.
    از سوی دیگر، برخی رویدادها که به چشم افراد غیرمتخصص یا خانواده قربانی، معجزه می‌آیند، برای متخصصین پزشکی معجزه نیستند، چراکه موارد مشابه را به وفور در حوزه فعالیت خود می‌بینند. برای پزشکان، زنده ماندن و به طور کامل به زندگی برگشتن کسی که در خطر غرق شدن بوده،‌ به خصوص اگر کم‌تر از ۲۰ دقیقه زیر آب به سر برده باشد، اصلا عجیب نیست.
    باید نقش رسانه‌ها را نادیده گرفت. با این‌که پزشکان چنین پدیده‌ای را غیرمعمول نمی‌دانند، ‌رسانه‌ها با جمله‌هایی مثل: «پزشکان امیدی به زنده ماندن او نداشتند»،‌ یا «پزشکان انتظار داشتند که او به طور نباتی به زندگی خود ادامه دهد»، در واقع بسیار اغراق‌آمیز صحبت می‌کنند.
    همچنین باید به پدیده‌ای روانشناختی به نام «سوگیری تایید» اشاره کرد. در سوگیری تایید افراد تمایل دارند اطلاعاتی را جستجو کنند، تمرکز کنند یا به خاطر بسپارند که ایده‌ها و باورهای آن‌ها را تایید می‌کند و اطلاعاتی را که مخالف باورهایشان است، نادیده می‌گیرند.
    برای مثال، خیلی‌ها مایلند بگویند که خداوند جان این پسربچه را نجات داده،‌ چراکه هیچ‌کس انتظار ندارد که خدا پسربچه‌ای را درون آب بیاندازد و او را غرق کند. (این با باورهای انسان‌ها بسیار متناقض است). اما این ایده که خدا جان پسربچه را نجات داده، کاملا با باورها همخوانی دارد. در واقع این همان کاری است که ما از خدا انتظار داریم انجام دهد! به همین دلیل هم ذهن خود را روی آن متمرکز می‌کنیم.
    در مجموع، یک پسربچه غرق شده، نجات یافته و به زندگی بازگشته است. این که افراد انتخاب می‌کنند این پدیده یا پدیده‌های مشابه را معجزه بدانند یا نه،‌ به روانشناسی، آمار و باور به سرنوشت برمی‌گردد. آن‌چه مشخص است این است که ما دریافت‌های خود را از فیلتر ذهن خودمان می‌گذرانیم و اطلاعات را به نحوی تعبیر و تفسیر می‌کنیم که با آن‌ها احساس راحتی می‌کنیم و در این بین ممکن است بخشی از اطلاعات را نادیده بگیریم، فقط به این دلیل که با آن‌ها راحت نیستیم. نشانه بارزی از این ادعا این است که افرادی که زیاد به معجزه فکر می‌کنند،‌ زیاد هم معجزه می‌بینند!


    پس معجزه به معنای واقعی چیست؟

    تعريف جامعى كه مى توان براى آن ذكر كرد اين است كه گفته شود:
    امرى بر خلاف عادت كه همراه با دعوى نبوت و تحدى و مبارز طلبى و با مدعا هماهنگ بوده و كسى از عهده ى معارضه با آن بر نيايد.
    در اين تعريف براى اعجاز، قيودى ذكر شده است كه هر يك را اجمالاً مطرح مى كنيم:
    1. اعجاز، كار خارق العاده است : معجزه در حالى كه يك پديده ى خارجى است و براى خود علتى دارد، هرگز بر منوال امور عادى نيست بلكه بر خلاف قوانين متعارف مى باشد، مثلاً مار كوچك بر اثر مرور زمان افعى مى گردد، يا بيماران بر اثر مراقبت هاى پزشكى بهبودى مى يابند، آب هاى زير زمينى از طريق حفر قنات و چاه هاى نيمه عميق و عميق بيرون كشيده مى شوند ولى هرگاه يك چنين نتايج بدون علل عادى آن، پيدا شوند قهراً كار خارق العاده خواهند بود مثلاً چوب خشك در يك لحظه افعى شود بيمار با دست كشيدن كسى بر بدن يا موضع درد او شفا يابد، آب هاى زير زمينى با كوبيدن عصا بيرون ريخته شوند، قطعاً چنين كارى معجزه (خارق العاده) خواهد بود.
    البته ممكن است كارى در زمانى خارق العاده باشد و در زمان ديگر حالت عادى پيدا كند، مثلاً معالجه مبتلايان به سل و يا سرطان در گذشته امكان عادى نداشت ولى اكنون تا حدودى جنبه عادى پيدا كرده است، پرواز انسان در آسمان در گذشته خارق العاده بود ولى اكنون يك كار متعارف است، آرى عادى است ولى «خارق العاده » نيست زيرا از علل طبيعى روشن و معين كمك مى گيرد در حالى كه معجزه، پيوسته «خارق العاده» است چه در گذشته و چه حالا زيرا آورنده ى آن از علل پنهانى كمك مى گيرد.
    و به ديگر سخن: امور غيرعادى ممكن است، كم كم حالت عادى به خود بگيرند، مانند معالجه ى سل و برخى ديگر از بيمارى هاى صعب العلاج كه اگر كسى در گذشته انجام مى داد مى گفتند كار فوق العاده انجام داده است ولى انجام كارى از طريق معجزه، پيوسته غير عادى خواهد بود حتى پس از اين همه كشفيات و پيشرفت علوم، باز شفا بخشى مسيح با كشيدن يك دست، غير عادى بوده و خواهد بود، نكته ى آن اين است كه غير عادى در گذشته وعادى كنونى هر دو از علل طبيعى معين سرچشمه مى گيرند و به موازات پيشرفت علوم، كم كم حالت غيرعادى بودن را از دست مى دهند، در حالى كه معجزه هميشه از علل غير طبيعى سرچشمه مى گيرد، و يك چنين علل هيچ گاه عادى نخواهند بود از اين جهت حالت غيرعادى بودن معجزه، پيوسته ثابت مى باشد.
    2. منصبى را ادعا كند: دست زدن به كار خارق العاده در صورتى معجزه خوانده مى شود كه آورنده ى آن مدعى منصبى از جانب خدا باشد و در غير اين صورت نام كرامت به خود مى گيرد انسان هاى والا ووارسته بدون دعوى نبوت، دست به امورى مى زنند كه با مجارى طبيعى و عادى سازگار نمى باشد ولى در عين حال نه آنان پيامبر الهى هستند و نه كار آنان معجزه نام دارد قرآن درباره ى حضرت مريم مى فرمايد:
    «هر موقع حضرت زكريا بر او وارد مى شد، روزى او را در كنار محراب آماده مى ديد، و ازروى تعجب مى پرسيد اين غذا از كجاست؟ مريم پاسخ مى داد: از جانب خدا است خدا به هر كس كه بخواهد روزى بى حساب مى دهد » 2
    در ميان امت هاى پيشين و امت اسلامى وارستگانى بوده و هستند كه در سايه ى سير و سلوك و تهذيب نفس نه تنها كشور بدن در اختيار اراده ى آنان قرار مى گيرد، بلكه مى توانند در محدوده اى از تكوين تصرف كنند و با نيروى اراده كارى را صورت دهند.
    3. دعوت به مقابله : شرط سوم اعجاز اين است كه جهانيان را براى مقابله و مبارزه دعوت نمايد، هرگاه مدعى مقام و منصبى دست به كار خارق العاده اى بزند ولى جهانيان را به مقابله دعوت نكند نام معجزه به خود نخواهد گرفت، البته ادعاى مقامى آن هم همراه با انجام عمل خارق العاده با تحدى ملازمه دارد، زيرا اگر فردى منصبى را از جانب خدا ادعا كند و دليل راستگويى خود را كار خارق العاده ى خود قرار دهد، معنى آن اين خواهد بود كه اى مردم اين خداست كه اين منصب را در اختيار من نهاده و اين برنامه ها از جانب او است، و اگر فكر مى كنيد كه مصنوع ذهن و انديشه ى من است برخيزيد و مانند آن را بياوريد.
    4. ناتوانى جهانيان: امر خارق العاده ى توأم با قيود پيشين در صورتى گواه بر صحت گفتار طرف مى شود كه آورنده معجزه مغلوب جهانيان نباشد و نوع بشر از مقابله و مبارزه ى با وى ناتوان گردند وحتى اگر متخصصان و دانشمندان جهان دور هم گرد آيند در آن شرايط نتوانند كارى مثل كار او صورت دهند و در غير اين صورت چنين كارى معجزه نبوده، بلكه كار بشرى خواهد بود.
    روزى پيوند قرنيه و روز ديگر عمل پيوند قلب كار فوق العاده اى به حساب مى آمد، و ديرى نپاييدكه ديگران نيز به همين كار دست زدند و از ميدان عمل پيروزمندانه بيرون آمدند از اين جهت هيچگاه معجزه نخواهند بود و اين قيد يكى از قيود مهم معجزه است كه در آيات قرآن نيز بر آن اشاراتى شده است. گاهى اشارات خصوصى و گاهى عمومى.
    در داستان موسى كه صحنه مبارزه حق و باطل و معجزه و سحر بود،موسى به فرعون و اطرافيان او چنين گفت:
    «من از پروردگار تو با معجزه اى به سوى تو آمده ام، و درود بر پيروان هدايت» 3
    و چون مفهوم گفتار موسى اين بود كه ديگران را ياراى مقابله با اين معجزه نيست فرعون به پاسخ پرداخت و گفت:
    «ما نيز همانند سحر تو را مى آوريم پس زمانى و مكانى را براى اين كار معين كن كه ما و تو تخلف نكنيم» 4
    و نيز قرآن كريم مشيت حكيمانه و قاهرانه ى الهى را يادآور مى شود كه در مصاف پيامبران الهى با مخالفان، پيوسته رسولان خود را بر مخالفان غالب خواهد ساخت چنان كه مى فرمايد:
    «ما پيامبران خود و افراد با ايمان را در زندگى دنيا و روز برپايى گواهان كمك مى كنيم» 5
    و باز مى فرمايد:
    «اراده ى قطعى خدا بر اين تعلّق گرفته است كه من (خدا) و رسولانم پيروز شويم و خدا نيرومند و برتر است» 6
    5. مطابقت عمل با ادعا : هرگاه در عملى اين قيود چهار گانه گرد آيند ولى كار او تكذيب كننده ى ادعاى او باشد، در اين صورت نه تنها گواه بر راستگويى اونيست، بلكه گواه بر اين است كه او بر خدا افترا بسته و خدا از اين طريق او را رسوا مى سازد مثلاً مدعى نبوت بگويد: گواه من بر راستگويى ادعايم اين است كه اگر دست بر بيمارى بكشم شفا مى يابد ولى پس از انجام اين عمل او بميرد يا وضع او بدتر شود، چنان كه درباره ى مسيلمه نقل مى كنند كه وى در مقام اعجاز آب دهان خود را به چاه افكند تا آب آن افزايش يابد، ولى ناگهان آب فروكش كرد يا دست خود را بر كودكان قبيله ى بنى حنيفه كشيد ناگهان بيمار شدند(7).(8)
    ________________________________________
    [1] . كشف المراد ص 218 و شرح تجريد قوشجى ص 645 .
    [2] . آل عمران/37.
    [3] . طه/47.
    [4] . طه/58.
    [5] . غافر/51.
    [6] . مجادله/21.
    [7] . كامل ابن اثير، ج2، ص138.
    [8] . منشور جاويد، ج10، ص280 ـ 287.
    نمایش یا پنهان متنبا تمام این تفاسیر و تعاریف کلاسیک یا عامیانه ای که از معجزه بیان میشود من شخصا اعتقاد دارم هر انسانی این قابلیت و توان را دارد که با باور خود به معجزه برسد (یعنی کاری غیر قابل تصور) دقیقا مثل افرادی که با نیروی باور، بیماری صعب العلاج خود را درمان میکنند :46:


  • aac198000

    نقل قول: ali41
    با تمام این تفاسیر و تعاریف کلاسیک یا عامیانه ای که از معجزه بیان میشود من شخصا اعتقاد دارم هر انسانی این قابلیت و توان را دارد که با باور خود به معجزه برسد (یعنی کاری غیر قابل تصور) دقیقا مثل افرادی که با نیروی باور، بیماری صعب العلاج خود را درمان میکنند

    یک جورایی تجربه اش کردم :8:


  • gilas

    نقل قول: ali41
    . حوادث هواپیمایی خیلی نادرند و حوادثی که در آن‌ها همه مسافرین کشته شوند هم خیلی خیلی نادرند (البته نه در منطقه خاورمیانه!)

    :23: :23:

    نقل قول: ali41
    باید نقش رسانه‌ها را نادیده گرفت.

    جمله ات اشتباه باید بگی نباید نقش رسانه ها را نادیده گرفت
    :10:

    نقل قول: ali41
    با تمام این تفاسیر و تعاریف کلاسیک یا عامیانه ای که از معجزه بیان میشود من شخصا اعتقاد دارم هر انسانی این قابلیت و توان را دارد که با باور خود به معجزه برسد (یعنی کاری غیر قابل تصور) دقیقا مثل افرادی که با نیروی باور، بیماری صعب العلاج خود را درمان میکنند

    کاملا موافقم مثلا نگاه
    من خودم یه معجزه ام :4:
    کجای دنیا دیدی یه گیلاس اینجوری باشه :10:

    نمایش یا پنهان متناما جدی موافقم :3:


  • mojde

    آقا ممنون من با شما موافقم كه انسانها ميتونن اين قابليت رو در خودشون به وجود بيارن كه لايق معجزه باشن

  • shaparak64

    ممنون
    آره ها، جدا ما هرچیزی رو که فوق العاده باشه برامون، میگیم معجزه
    در حالیکه فقط یه اتفاق خوبه، نه خارق العاده
    ولی عادت کردیم هرچی میشه میگیم معجزه ی خدا بود
    نمایش یا پنهان متنبه یارو میگن تا حالا معجزه دیدی؟
    میگه آره! رفته بودم دم بانک، به اذن خدا در باز شد :4: (منظور این درب های اوتوماتیک بودا :10:)


  • maryamlondon1

    من به معجزه اعتقاد دارم :4:

  • ali41

    نقل قول: gilas
    جمله ات اشتباه باید بگی نباید نقش رسانه ها را نادیده گرفت

    مرسی درست میفرمایید :46:
    یا میگفت نادیده نگرفت :1:

    نقل قول: gilas
    کاملا موافقم مثلا نگاه
    من خودم یه معجزه ام :4:
    کجای دنیا دیدی یه گیلاس اینجوری باشه :10:

    من جایی ندیدم اگه شما دیدید بگید ما هم بدونیم :4:
    نمایش یا پنهان متنمرسی :46:



    نقل قول: shaparak64
    به یارو میگن تا حالا معجزه دیدی؟
    میگه آره! رفته بودم دم بانک، به اذن خدا در باز شد :4: (منظور این درب های اوتوماتیک بودا :10:

    :23: :23:

پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: