صالح كيست؟ در نزد مردم صالح به فردي گفته مي شود كه نيكوكار بوده و اعمال نيك انجام دهد ولي در واقع فردي مي تواند نيكوكار باشد ولي صالح نباشد. حالا اين به چه معنا مي باشد. در عرفان صالح معني ديگري دارد. صالح بودن يعني در صلح قرار داشتن. صالح بودن = در صلح قرار داشتن: _نسبت به خود _ نسبت به جهان هستي _ نسبت به خدا _نسبت به ديگران مقام صالح بالاترين مقامي است كه يك انسان در روي زمين مي تواند كسب كند. حال به شرح مختصري از هر كدام مي پردازيم: تضاد نسبت به خود: _ تضاد بنيادي _ تضاد اوليه : * برتري طلب * مهر طلب * عزلت طلب _ تضاد عمل و انديشه _ تضاد با من ايده آل _ تضاد روزمره _ تضاد سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي به طور خلاصه شرحي را در اين رابطه بيان مي كنم. برتري طلب: كسي كه مي خواهد خودش را نسبت به ديگران برتر بداند. مهر طلب : كسي كه مي خواهد توجه ديگران جلب كند و مورد تاييد ديگران باشد. عزلت طلب : هميشه نگران است كه ديگران مزاحم او نشوند و گوشه گير است. اين 3 خصلت به طور نرمال در همه مي باشد در صورتي كه از حد خود تجاوز كند ايجاد تضاد براي فرد مي شود. تضاد عمل و انديشه : به انساني اطلاق مي شود كه در انديشه و عمل خود در تضاد باشد. به عنوان مثال فرد در خانه يك جور رفتار كند و در بيرون جور ديگر و يا در فكرش يك جور و در عمل جور ديگر باشد. كه اين تضاد باعث خستگي فرد و فشار مي شود. تضاد با من ايده آل : هر كس براي خود يك من ايده آلي دارد. در واقع به تصوراتي كه هر فرد از خودش دارد را من ايده آل مي گويند. اين تصورات ممكن است بالاتر از خود واقعي او باشد و يا پايين تر از حد خود باشد و خود را هميشه حقير مي داند در اين موارد شخص دچار اضطراب شديدي مي شود و به دنبال آن بيماري پديد مي آيد. تضاد روزمره : به طور روزانه با آن سر و كار داريم به طور مثال چه كار كنيم؟ چه كار نكنيم؟ كجا بريم؟ كجا نريم؟ و … تضاد سياسي ، اقتصادي ، فرهنگي ، اجتماعي : كاملا از اسمش معلوم است. و با تمام آن ها هر روز درگير هستيم و در تضاد مي باشيم. تضاد نسبت به جهان هستي: يعني جان هستي در جهتي و ما در جهت ديگر حركت مي كنيم. يعني با هم هماهنگ نيستيم. به عنوان مثال در كره زمين زندگي مي كنيم و چه قدر به آن صدمه مي زنيم. از هواي ابري گله منديم از باران ناراحتيم. از هواي آفتابي خوشمان نمي آيد و يا گياهان را از بين مي بريم و با آلوده كردن طبيعت به جهان هستي صدمه مي زنيم… تضاد نسبت به خدا : چرا به دنيا آمديم؟ هدف از خلقت چيست؟ چرا بيمار مي شويم ؟ چرا بستگانمان را از دست مي دهيم ؟ بحث عبادت، بحث عدالت و … همه اينها تضادهايي براي انسان ايجاد مي كند . كه در نهايت مشكلات زيادي را براي انسان ايجاد مي كند. به طور مختصر در مورد عبادت شرح كوتاهي مي دهم. عبادت براي ما تضاد و توقع مي آورد. فكر مي كنيم كه حالا كه مدتي است عبادت كرديم بايد خداوند خواسته ما را برآورده كند. و گفته مي شود كه نماز را بخوان تا كارت راه بيفته كه اين جمله بسيار بسيار اشتباه است. چون نماز و عبادت براي خود فرد است در واقع خداوند راهي را جلوي پاي قرار داده تا بتوانيم با خداوند اتصال برقرار كنيم و خداوند اصلا نيازي به عبادت ما ندارد… در عبادت هيچ قولي داده نمي شود و هيچ ربطي به خواسته هاي ما ندارد. عبادت اتصالي است كه با خدا برقرار مي شود و اين مربوط به خود فرد است. تضاد نسبت به ديگران: انسان قابل ترحم است و به ظاهر مردم نبايستي نگاه كرد. دنياي درون هركس يك جهنم با مشكلات مخصوص به خودش مي باشد. روزي كه بتوانيم نسبت به ديگران ترحم كنيم و به آنها كار نداشته باشيم آن روز به نتيجه رسيده ايم و تضاد ما بر طرف شده است. عملو الصالحات : هر عمل كه باعث شود ما اين تضاد ها را رفع كنيم عمل الصالحات است.
مرسی آقا اشکان ولی من کمی گیج شدم این تضادهایی که فرمودید مربوط به آدم صالحه یا آدم نیکوکار؟!! یا اگه هیچکدوم ، چه ارتباطی به این دو داره ؟
سلام علی آقا دوست خوبم این تضاد ها کم و بیش مربوط به همه انسان هاست - که با حل کردنشان انسان به سمت صالح شدن حرکت میکند در واقع به صلح می رسد با چهار گروهی که ذکر شد.
خیلی سخته هر چقدر هم که ادم تلاش کنه باز شیطان میاد دم گوشش وز وز میکنه. خیلی سعی کردم ولی نتونستم التماس دعا
اصلا اگر شیطانی تو کار نبود کار ما ارزشی نداشت با وجود وسوسه های آو راه کمال را رفتن هنر است - در مورد سخت بودن راه هم با هات هم عقیده هستم به جایی نرسد کس به توانایی خوبیش - الا تو چراغ رحمتش داری پیش ما باید برای رفتن به سویش از خودش کمک بگیریم و با کمک تسهیلاتی که برایمان گذاشته به سمتش حرکت کنیم -
ashkanmb
در نزد مردم صالح به فردي گفته مي شود كه نيكوكار بوده و اعمال نيك انجام دهد ولي در واقع فردي مي تواند نيكوكار باشد ولي صالح نباشد. حالا اين به چه معنا مي باشد. در عرفان صالح معني ديگري دارد. صالح بودن يعني در صلح قرار داشتن.
صالح بودن = در صلح قرار داشتن:
_نسبت به خود
_ نسبت به جهان هستي
_ نسبت به خدا
_نسبت به ديگران
مقام صالح بالاترين مقامي است كه يك انسان در روي زمين مي تواند كسب كند.
حال به شرح مختصري از هر كدام مي پردازيم:
تضاد نسبت به خود:
_ تضاد بنيادي
_ تضاد اوليه :
* برتري طلب
* مهر طلب
* عزلت طلب
_ تضاد عمل و انديشه
_ تضاد با من ايده آل
_ تضاد روزمره
_ تضاد سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي
به طور خلاصه شرحي را در اين رابطه بيان مي كنم.
برتري طلب: كسي كه مي خواهد خودش را نسبت به ديگران برتر بداند.
مهر طلب : كسي كه مي خواهد توجه ديگران جلب كند و مورد تاييد ديگران باشد.
عزلت طلب : هميشه نگران است كه ديگران مزاحم او نشوند و گوشه گير است.
اين 3 خصلت به طور نرمال در همه مي باشد در صورتي كه از حد خود تجاوز كند ايجاد تضاد براي فرد مي شود.
تضاد عمل و انديشه :
به انساني اطلاق مي شود كه در انديشه و عمل خود در تضاد باشد. به عنوان مثال فرد در خانه يك جور رفتار كند و در بيرون جور ديگر و يا در فكرش يك جور و در عمل جور ديگر باشد. كه اين تضاد باعث خستگي فرد و فشار مي شود.
تضاد با من ايده آل :
هر كس براي خود يك من ايده آلي دارد. در واقع به تصوراتي كه هر فرد از خودش دارد را من ايده آل مي گويند. اين تصورات ممكن است بالاتر از خود واقعي او باشد و يا پايين تر از حد خود باشد و خود را هميشه حقير مي داند در اين موارد شخص دچار اضطراب شديدي مي شود و به دنبال آن بيماري پديد مي آيد.
تضاد روزمره :
به طور روزانه با آن سر و كار داريم به طور مثال چه كار كنيم؟ چه كار نكنيم؟ كجا بريم؟ كجا نريم؟ و …
تضاد سياسي ، اقتصادي ، فرهنگي ، اجتماعي :
كاملا از اسمش معلوم است. و با تمام آن ها هر روز درگير هستيم و در تضاد مي باشيم.
تضاد نسبت به جهان هستي:
يعني جان هستي در جهتي و ما در جهت ديگر حركت مي كنيم. يعني با هم هماهنگ نيستيم. به عنوان مثال در كره زمين زندگي مي كنيم و چه قدر به آن صدمه مي زنيم. از هواي ابري گله منديم از باران ناراحتيم. از هواي آفتابي خوشمان نمي آيد و يا گياهان را از بين مي بريم و با آلوده كردن طبيعت به جهان هستي صدمه مي زنيم…
تضاد نسبت به خدا :
چرا به دنيا آمديم؟ هدف از خلقت چيست؟ چرا بيمار مي شويم ؟ چرا بستگانمان را از دست مي دهيم ؟ بحث عبادت، بحث عدالت و … همه اينها تضادهايي براي انسان ايجاد مي كند . كه در نهايت مشكلات زيادي را براي انسان ايجاد مي كند.
به طور مختصر در مورد عبادت شرح كوتاهي مي دهم.
عبادت براي ما تضاد و توقع مي آورد. فكر مي كنيم كه حالا كه مدتي است عبادت كرديم بايد خداوند خواسته ما را برآورده كند. و گفته مي شود كه نماز را بخوان تا كارت راه بيفته كه اين جمله بسيار بسيار اشتباه است. چون نماز و عبادت براي خود فرد است در واقع خداوند راهي را جلوي پاي قرار داده تا بتوانيم با خداوند اتصال برقرار كنيم و خداوند اصلا نيازي به عبادت ما ندارد…
در عبادت هيچ قولي داده نمي شود و هيچ ربطي به خواسته هاي ما ندارد. عبادت اتصالي است كه با خدا برقرار مي شود و اين مربوط به خود فرد است.
تضاد نسبت به ديگران:
انسان قابل ترحم است و به ظاهر مردم نبايستي نگاه كرد. دنياي درون هركس يك جهنم با مشكلات مخصوص به خودش مي باشد. روزي كه بتوانيم نسبت به ديگران ترحم كنيم و به آنها كار نداشته باشيم آن روز به نتيجه رسيده ايم و تضاد ما بر طرف شده است.
عملو الصالحات : هر عمل كه باعث شود ما اين تضاد ها را رفع كنيم عمل الصالحات است.
Kishe Mehr
خیلی مرسی
دلشاد
حورا
gilas
ali41
این تضادهایی که فرمودید مربوط به آدم صالحه یا آدم نیکوکار؟!!
یا اگه هیچکدوم ، چه ارتباطی به این دو داره ؟
ashkanmb
این تضادهایی که فرمودید مربوط به آدم صالحه یا آدم نیکوکار؟!!
یا اگه هیچکدوم ، چه ارتباطی به این دو داره ؟
سلام علی آقا دوست خوبم این تضاد ها کم و بیش مربوط به همه انسان هاست - که با حل کردنشان انسان به سمت صالح شدن حرکت میکند در واقع به صلح می رسد با چهار گروهی که ذکر شد.
The one
اللهم اجعلنا من عبادک الصالحین
خیلی سخته هر چقدر هم که ادم تلاش کنه باز شیطان میاد دم گوشش وز وز میکنه. خیلی سعی کردم ولی نتونستم
malakeh
ashkanmb
اصلا اگر شیطانی تو کار نبود کار ما ارزشی نداشت با وجود وسوسه های آو راه کمال را رفتن هنر است - در مورد سخت بودن راه هم با هات هم عقیده هستم
به جایی نرسد کس به توانایی خوبیش - الا تو چراغ رحمتش داری پیش
ما باید برای رفتن به سویش از خودش کمک بگیریم و با کمک تسهیلاتی که برایمان گذاشته به سمتش حرکت کنیم -
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→