₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » ﬞﬞ سكوت ﬞﬞ
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.



یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



ﬞﬞ سكوت ﬞﬞ

245 بازدید، 8 پست، نویسنده: KuRoSh

  • KuRoSh

    تصویر در دسترس نیست


    چهارسال قبل
    اومدي با مادرت اينا خونه ما ... در زدي ... مادرم در رو باز كرد ... خواهرم هم بود ... نشستي پيششون .. مادرم گفت : پسرمن هنوز چند سالي كار داره ... يك ترم دانشگاهش مونده ... دو سال سربازي داره ... چند سال سختي داره !
    تو چشاي مادرم نگاه كردي ... گفتي : من دوستش دارم ... با همه چي مي سازم

    سه ماه بعد

    من وكيلم ؟
    گفتي : بله

    دو سال بعد
    درسم تموم شد ... سربازي هم رفتم ... خونه گرفتيم (خانوادم خيلي كمك كردند ) ... دنبال كار گشتم ... چند بار كارم رو عوض كردم تا بلاخره يك كا ر خوب گرفتم ... مديرتوليد يك كارخانه شدم
    تو دوست داشتي راحت تر زندگي كني ! خونه بهتر ... ماشين ... امكانات بيشتر .
    بيشتر كار كردم ...بيشتر ... بيشتر
    خسته مي شدم ... براي همين كمتر تفريح مي كرديم ... تو راضي نبودي ... مي گفتي اينقدر كار مي كني نمي تونيم تفريح كنيم !

    يك سال بعد
    چرا خواهرم اينا ماشينشونو عوض كردند ... ما هنوز يك ماشين قراضه هم نداريم ؟
    چرا بابات اون خونشو تو ... نمي ده به ما ؟
    چرا من هروقت يه چيزي مي خوام پول كم دارم ؟
    يك سال بعد

    خونه رو داريم عوض مي كنيم ... مي ريم خونه پدرم كه قبلا اجاره داده بود !
    برات موبايل خريدم ... كادوي تولد !
    مي خوام يك ماشين قسطي هم بردارم ... هرچي باشه تو كارم جا اوفتادم !

    چند ماه آخر
    گفتي : ازدواج ما از اولش اشتباه بود ... تو اصلا به احساسات من اهميت نمي دي ! يكسال پيش هم بهت گفتم ... من براي اين زندگي خيلي تلاش كردم .... هيچكس هم نفهميد ... براي من همه چي تموم شدس !
    گفتم : تو چون از خانوادت دوري ... احساس دلتنگي مي كني ... برو پيش مادرت اينا ... بهتر شدي برگرد ...
    دو ماه موندي اونجا ( مادرم مدام به من سرمي زد )

    برگشتي... در زدي ... مادرم دررو باز كرد ... خواهرم پيشش بود ... تو چشاي مادرم نگاه كردي و گفتي : من از شوهرم متنفرم ...
    مادرم : سكوت
    خواهرم : چرا
    تو : به احساسات من اهميت نمي ده ؟
    خواهرم : خيانت كرده ؟ خسيس بوده ؟ تنبل بوده ؟ بددهن بوده ؟ دروغ گفته ؟
    تو : سكوت ...
    تو : من براي همه چي تموم شدس !

    مادرم : پس برو

    ازسركاربرمي گردم ...مادرم دررو باز مي كنه ... خواهرم برام چائي مي ياره ... پدرم كنارم مي شينه ... مادرم هم كنارم مي شينه ... تو چشاش نگاه مي كنم ...
    ميگم : تنها شدم
    ميگه : تنهات نمي ذاريم !!


  • mz56mz

    واقعا كه ................بله...............ناز انگشتت كاكو جاااان :39:

  • bijjan

    چرا کوروش جان اینقدر غمگینه اونا چیه نوشتی تو پروفایلت؟ :2:

  • دلشاد

    نقل قول: کوروش فسقلی
    گفتي : ازدواج ما از اولش اشتباه بود

    دیگه سعی کن از این اشتباهات نکنی :4:


  • KuRoSh

    نقل قول: bijjan
    چرا کوروش جان اینقدر غمگینه اونا چیه نوشتی تو پروفایلت؟

    برای این که زیرا :2:
    دل از دنیا بریده دلش خیلی وقته مرده :44:
    نقل قول: mz56mz
    ناز انگشتت كاكو جاااان

    ناز شستت کاکو که به اینجا سر زدی :11:
    نقل قول: دلشاد
    دیگه سعی کن از این اشتباهات نکنی

    چشم گلم سعی می کنم از این اشتباهات نکنم :1: و از اون اشتباهات کنم :4:


  • The one

    وااا!!! جقدر سكوتش كم بود!! :4:
    نتيجه مي گيريم كه به اولين خواستگار نبايد جواب مثبت داد مگه اينكه به جاي در زدن پاشنه پنجه ي درو بكنه!! :10:
    شايدم.چايي شب.خواستگاري لبسوز نبوده كه لباي دختره رو بدوزه!! :23:  


  • ماهی

    هنوز زوده از این حرفا بزنیا :37:

  • gilas

    نــــــــــــه :20: نمیخوام :2: دوسش نداشتم :79:
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: