قرنهاست که ما از سیستم دوازدهتایی برای سنجش زمان استفاده میکنیم. اما آیا زمان آن فرا نرسیده که این سیستم را کنار بگذاریم و از سیستم منطقیتری برای خرد کردن زمان استفاده کنیم؟ هر هفته 7 روز دارد، زیرا بابلیان باستان هر روز را به یکی از سیارات شناخته شده آن زمان اختصاص داده بودند. هر روز و هر شب 12 ساعت دارد که از نظر بابلیها هر ساعت به یکی از نشانههای دایرةالبروج اختصاص داشت. همچنین هر ساعت 60 دقیقه دارد، زیرا بابلیها تصور میکردند که 60 عدد خوشیمنی است. مطمئنا ما میتوانیم بهتر از آنها عمل کنیم. حال که ما واحد پولی را به مضارب ده خرد کردهایم، چرا نتوانیم زمان را این طورخرد کنیم؟
بیائید روز را به 10 ساعت تقسیم کنیم، طوریکه هر ساعت 100 دقیقه و هر دقیقه 100 ثانیه داشته باشد. اگر این کار را انجام دهیم، محاسبه اینکه چه مقدار زمان در دست داریم به مراتب سادهتر میشود. از آنجاییکه ما 10 انگشت داریم، سیستم دهدهی حتی از نظر طبیعی نیز منطقیتر به نظر میرسد.
به گزارش نیوساینتیست، چینیها در هزاران سال قبل از سیستم دهدهی استفاده میکردند. اما وقتی اخترشناسان مسیحی سیستم دوازدهتایی اروپایی را برای آنها به ارمغان آوردند، چینیها نیز استفاده از سیستم دهدهی را کنار گذاشتند. سیستم زمانی دهدهی برای مدت کوتاهی پس از انقلاب 1789 فرانسه مجددا رواج یافت. ریاضیدان فرانسوی، پیر سیمون لاپلاس ساعتی داشت که زمان را در سیستم دهدهی نشان میداد و حتی کتاب مشهور خود، «رسالهای بر مکانیک سماوی» را با استفاده از سیستم زمانی دهدهی نوشت.
تلاشهای تاریخی برای معرفی مجدد زمان دهدهی، به طور عمده به دلایل اقتصادی شکست خورده است. ملل قدرتمند که به تجارت و حمل کالا با کشتی وابسته بودند، از سیستمهای ناوبری -مسافتسنج، زاویهیاب، نقشهها و جداول- استفاده میکردند که بر اساس سیستم بابلی کار میکرد. اما امروزه با استفاده از جیپیاس، این مانع بزرگ از سر راه برداشته شده است.
جیپیاس از واحدهای زمانی اتمی استفاده میکند. این واحد زمانی بر اساس فرکانس تشعشع ساطع شده از سزیم 133، تحت یک انتقال اتمی خاص تعریف میشود. زمان دهدهی را میتوان به راحتی و با استفاده از روش مشابهی تعریف کرد. پیتر ویبرلی از آزمایشگاه فیزیک ملی انگلستان در تدینگتون میگوید: «اگر ما امروز از صفر شروع کنیم، کماکان ثانیه را بر اساس نوعی انتقال اتمی تعریف خواهیم کرد. این روش بسیار پایدارتر از هر روش دیگری است که ما میتوانیم داشته باشیم.»
با تمام این اوصاف، حتی بابلیهای باستان نیز این اشتباه احمقانه را مرتکب نشدند که یک هفته را ده روز در نظر بگیرند. همین حالا با هفتههای هفت روزه، فکر نمیکنید که تعطیلات آخر هفته خیلی از هم فاصله دارند؟!
مطلبت خيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلي جالب بود .چيزي كه آدم هميشه براش سوال ميشه كه اين مبناها از كجاست و آيا هيچ مبناي ديگه اي رونميشه استفاده كرد .بازم ممنون علي جان استفاده كردم
جالبه ولي به اين سادگيها نيست! مثلا الان ما توي روز 86400 ثانيه داريم خب اگه بخوايم رندش كنيم ميشه صد هزار! يعني بايد بر اساس سيستم دهدهي روزمون صد ساعته باشه! كه خيليه! تازه حساب سالهاي عمر و اينها به هم ميخوره ! البته خوبه ها چون سنمون كمتر ميشه! اگه هم بگيم كه نه هر روز فقط ده ساعت داره كه اونوقت روزي فقط ده هزار ثانيه داريم خيلي كمه! من خودم روزهاي ده ساعته رو براي كار مي پسندم صد ساعتيها رو واسه خواب و تفريح مرسي داداش علي
ali41
قرنهاست که ما از سیستم دوازدهتایی برای سنجش زمان استفاده میکنیم. اما آیا زمان آن فرا نرسیده که این سیستم را کنار بگذاریم و از سیستم منطقیتری برای خرد کردن زمان استفاده کنیم؟ هر هفته 7 روز دارد، زیرا بابلیان باستان هر روز را به یکی از سیارات شناخته شده آن زمان اختصاص داده بودند. هر روز و هر شب 12 ساعت دارد که از نظر بابلیها هر ساعت به یکی از نشانههای دایرةالبروج اختصاص داشت. همچنین هر ساعت 60 دقیقه دارد، زیرا بابلیها تصور میکردند که 60 عدد خوشیمنی است. مطمئنا ما میتوانیم بهتر از آنها عمل کنیم. حال که ما واحد پولی را به مضارب ده خرد کردهایم، چرا نتوانیم زمان را این طورخرد کنیم؟
بیائید روز را به 10 ساعت تقسیم کنیم، طوریکه هر ساعت 100 دقیقه و هر دقیقه 100 ثانیه داشته باشد. اگر این کار را انجام دهیم، محاسبه اینکه چه مقدار زمان در دست داریم به مراتب سادهتر میشود. از آنجاییکه ما 10 انگشت داریم، سیستم دهدهی حتی از نظر طبیعی نیز منطقیتر به نظر میرسد.
به گزارش نیوساینتیست، چینیها در هزاران سال قبل از سیستم دهدهی استفاده میکردند. اما وقتی اخترشناسان مسیحی سیستم دوازدهتایی اروپایی را برای آنها به ارمغان آوردند، چینیها نیز استفاده از سیستم دهدهی را کنار گذاشتند. سیستم زمانی دهدهی برای مدت کوتاهی پس از انقلاب 1789 فرانسه مجددا رواج یافت. ریاضیدان فرانسوی، پیر سیمون لاپلاس ساعتی داشت که زمان را در سیستم دهدهی نشان میداد و حتی کتاب مشهور خود، «رسالهای بر مکانیک سماوی» را با استفاده از سیستم زمانی دهدهی نوشت.
تلاشهای تاریخی برای معرفی مجدد زمان دهدهی، به طور عمده به دلایل اقتصادی شکست خورده است. ملل قدرتمند که به تجارت و حمل کالا با کشتی وابسته بودند، از سیستمهای ناوبری -مسافتسنج، زاویهیاب، نقشهها و جداول- استفاده میکردند که بر اساس سیستم بابلی کار میکرد. اما امروزه با استفاده از جیپیاس، این مانع بزرگ از سر راه برداشته شده است.
جیپیاس از واحدهای زمانی اتمی استفاده میکند. این واحد زمانی بر اساس فرکانس تشعشع ساطع شده از سزیم 133، تحت یک انتقال اتمی خاص تعریف میشود. زمان دهدهی را میتوان به راحتی و با استفاده از روش مشابهی تعریف کرد. پیتر ویبرلی از آزمایشگاه فیزیک ملی انگلستان در تدینگتون میگوید: «اگر ما امروز از صفر شروع کنیم، کماکان ثانیه را بر اساس نوعی انتقال اتمی تعریف خواهیم کرد. این روش بسیار پایدارتر از هر روش دیگری است که ما میتوانیم داشته باشیم.»
با تمام این اوصاف، حتی بابلیهای باستان نیز این اشتباه احمقانه را مرتکب نشدند که یک هفته را ده روز در نظر بگیرند. همین حالا با هفتههای هفت روزه، فکر نمیکنید که تعطیلات آخر هفته خیلی از هم فاصله دارند؟!
ژنرال
اتفاقاً منم گاهی به این قضیه فکر میکردم که چرا تقسیم بندی زمان این شکلیه.
البته فکر نمیکنم این سیستم فعلی صرفاً از بابلی ها باشه.
چون توی فرهنگ ایرانی و اساطیری خودمون هم هم برای مثلاً روزهای هفته و ماههای سال، فلسفه هایی ذکر شده.
ولی این سیستم دهدهی خیلی بهتره
mojde
The one
من خودم روزهاي ده ساعته رو براي كار مي پسندم صد ساعتيها رو واسه خواب و تفريح
مرسي داداش علي
hadi04
هیچی اونوقت الان هممون خوش به حالمون شده بود تقریبا در ماه 420 ساعت زودتر حقوق میگرفتیم یعنی تفریبا دو برابر و نیم بیشتر از حقوق الانمون
دلشاد
gilas
اینجوری مجبورم کمتر لالا کنم
ژنرال
gilas,
سیستم دهدهی بهتره
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→