ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
خاطره یک مشهدی در روز عاشورا
mati
خاطره یک مشهدی در روز عاشورا
---
> >>روز عاشورا چیکار کِردی یَره ؟
>
>هیچی … صُبش جات خالی تو خیابون اَبکوه یک خیمه داشت لوبیا مِداد دوتا کاسه لوبیا با نون زدم تو رگ ! بعدش هموجور پیاده رَفتم فلکه دروازه قوچان دیدُم ایطرف درَن چایی مدَن اوطرف شیرکاکو ! اول رفتم شیرکاکو ره خوردُم جات خالی … بعدشم امدم چایی بخوُرم دیدم رو شیرکاکو حال نِمده ! مِزه شیرکاکو ره مُبره ! نِخوردُم ! امدُم برُم طِرف حَرَم دیدم یَک ماشین واستاد از صندوق عقبش شله زَرد دراورد زود دویدُم یا علی ! یَک شله زرد گریفتم دوتا قاشق خوردُم دیدُم مِزه اب مِده ...اِنداختم تو جوب ! نزدیک میدون شهدا که رسیدُم دیدُم یک یارو دره ساندویچ تخم مرغ مِده رفتم یک ساندویچ گریفتم خوردُم گلوم گیریفت رفتم جلوتر یک لیوان چایی خوردُم تا رسیدُم حرم ! یَک سِلام مَشدی دادُم به
اقا گفتم نوکرتم رفتم تو حَرم!
>
>تو حَرم یَکم سینه زدُم خیلی حال داد یَک دختره رفته بود تو کوک سینه زدن ما ! مایَم شور حسینی گریفتِما بزن که مِزنی الان ای قفسه سینَم درد مُکنه بَدجور ! نوحه که تموم رَفت امدُم شماره تلیفون بدُم بهش نمدنم کجا رَفت !
>
>هیچی ظهرشَم جات خالی رفتُم تو کوچه زردی شله خوردُم دوتا کوکا هم روش اقا سنگین رفتم امدُم رفتم تو مِسجد گلمکانیا دراز کشیدم تا عصر ! عصرشَم دیدُم باز یک بابایی دره عدسی نذری مِده دوتا کاسه خوردُم نامرد توش سنگ داشت ای دندونه جلوم شیکست ! شبشَم یک شمع از تو مِسجد بلند کِردُم را افتادم شام غریبان ! یک دختره بود شمع دستش بود لامَصب یک حال سَگی مِداد که نگو ! یک جا که شلوغ رَفت اَزَم بغلش رد رَفتم جیغ کشید باباش فهمید گریفتَن با براراش زَدنم نامردا !هی امدم تیزی ره در بیارُم واز گفتم روز عاشورا گنا دره کسی ره چاقو بزنی !
>
>هیچی شبشم امدُم خانه هم سینه ام درد می کرد هم زیر چشمُم کبود رفته بود هم دندونم شیکسته بود هم اِسهال رفته بودم .
هاچو هاچو
چرا به مُ نگفتی نامرد
mojde
ژنرال
مبارک مشهدی های سایت
هاچو هاچو
باشه باز گذرم به حرم میفته.....
مخلوط کن
هاچو هاچو
هر موقع اراده کنی چیزی که زیاده مشهدی....
مخلوط کن
خدایا منو ببخش
هاچو نمیتونم جوابتو بدم
من همون اومدم مشهد زرده شله میخورم روشم یه کوکا که خاطره انگیز بشه
دلشاد
هاچو هاچو
خدایا قورمه سزبی خانوم رو ببخش
نه جان من بیا جوابمو بده
نمایش یا پنهان متن
levrone
هاچو هاچو
carlos
شهر مشد كه شهرباصفایه
بخاطر آقام امام رضایه
هر طرفش كه می بینی، بهشته
رو سَردَراش ،اسم آقام نوشته
مشدیا دست مِزِرَن روسینه
سلام مدن تا آقاشان ببینه
كی گفته كه بچه مشد بِلایه
مِرِ حَرَم ، تو فكر كفترایه
منتظرِ چند تا فیشِ غذایه
یا تو نخِ، او گنبدِ طلایه
بچه مشد صادق و با وفایه
كفتر جلدِ حرم آقایه
هرجا بره ، هركجاره ببینه
بازم میه كُنج حرم میشینه
زلال اشكی ،كه رو گونه هاشه
شاهد عشق پاك و بی ریاشه
آرزوشه كه دم دمای مردن
آقا كنارش بیه ، قبل بردن
levrone
نِه یره! ارزش نِدِره! خون خودته(روی د ساکنه) کیثیف نکن!
The one
این اسهال دقیقا کدوم محل توریستیه؟
مرسی متی خیلی با مزه بود خاله
هاچو هاچو
نمایش یا پنهان متن
مگه تو تا حالا اسهال نرفتی ؟The one
نه اخه بدون شما صفا نداره
هاچو هاچو
The one
اول میری بعد میای؟ یعنی مثلا اول میری شاندیز بعد میای شاندیز؟
نمایش یا پنهان متن
بی خیال بعضی اسهالها واقعا زمانو متوقف می کنه فکر کنم به تاپیک محبوب باید اضافه بشههاچو هاچو
نمایش یا پنهان متن
فقط مواظب باش خیلی اضافه نکنی
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→