₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » جغرافیای قلبم را می شناسم
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » جغرافیای قلبم را می شناسم

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



جغرافیای قلبم را می شناسم

309 بازدید، 20 پست، نویسنده: baron jon

  • baron jon

    تصویر در دسترس نیست



    تمام جغرافیای قلبم را می شناسم. کوههای بلندش را ، دره های عمیقش را، جنگل های فشرده و تو در تویش را و دریاهای ژرف و آبی اش را …
    اگر نقشه کشی بلد بودم بی شک بهترین نقشه ها را می کشیدم. ازین سرزمینی که درون من است. نقطه به نقطه اش را بی هیچ اشتباه
    کوههای بلند مهربانی اش را می شناسم ، دره های سیاهش را، رودهای عشقی که به هر سو روان است و جنگل فشرده شک را که از انبوه درختان سر به فلک کشیده پرسش های بی پایان بوجود آمده است.

    همه را می شناسم.... همه را می بینم.... هر اتفاقی که می افتد آگاهم...
    اما خیلی بد است که آدم زمین قلبش را وجب به وجب بشناسد اما نتواند جلوی زمین لرزه را بگیرد!...می بینم که ابرهای باران زا می آیند ، می بارند و می روند . سیلاب ها را می بینم که بر زمین دلم جاری می شوند… اما راهی نمی شناسم که راه بر سیلاب ها ببندم. وقتی برف عشق می بارد می دانم که همه جا یخ خواهد زد، منجمد خواهد شد و راه را بر پویایی رودبارهای کوچک خواهد بست
    اما … در بارش این برف، در روان شدن سیلاب، در لرزش زمین…ناچارم ناچار
    این اتفاقها که می افتد خارج از گستره توانایی من است… آگاهی من آمدنشان را پیش بینی می کند اما جلوی رخ دادنشان را نمی گیرد… این آگاهی تنها رنجم می دهد.
    چرا که می دانم…می دانم که چه ها در سرزمین دلم خواهند کرد و من در برابرشان جز "نگریستن" چاره ای ندارم!
    در جست و جوی توانی هستم که "پیش آمد" ها را به چنگ آرد. که ابر و باران را در درونم به فرمان آرد… نگذارد که سیلاب هر کجا را که خواست با خود ببرد و زمین لرزه هر دم که خواست بناهای روشن قلبم را فرو ریزد…
    در جست و جوی آن "نیرو" هستم ، آن "توان"، آن "قدرتی " که باز می دارد و جلوی ویرانی را می گیرد. چیزی فراتر از بینش… فراتر از دانستن، فراتر از آگاهی …
    جغرافیای قلبم را خوب می شناسم… پیر و بلد این راهم!...

    سپری می خواهم که در برم گیرد و سرزمین قلبم را از گزند "آمدنی های ناگهان" در امان نگه دارد. سرچشمه ای که رویین تنم کند.

    این " نیرو " را ، این "توان" را، این "سپر"را، این "سرچشمه " را نمی شناسم!
    هنوز پس از اینهمه سال که از فوران آگاهی می گذرد می بینم که بسیار "ناتوانم"! بسیار بیشتر از بینشی که دارم… بسیار دردناک تر از "آگاهی" ای که بدان می بالم… با چشمان جغرافیادانم ناتوانی ام را روشن می بینم. اما درمانش را نمی شناسم. از چه جنس است؟ از کدام سو می آید؟ چگونه می آید؟ می آید؟


  • arash52


  • هاچو هاچو

    ممنون بارون خانوم 1201

  • Aramesh

    baron jon,
    واااااای چقدر زیبا بود باران عززززززیزم :8: :8: :8:


  • sib

    وای چقده قشنگ بود :65:

  • بچه مثبت

    نقل قول: baron jon
    اگر نقشه کشی بلد بودم بی شک بهترین نقشه ها را می کشیدم.
    من 4 واحد نقشه کشی پاس کردم اما بلد نیستم نقشه بکشم :4: البته اگر هم بلد بودم هرگز نقشه سرزمین درونم را برای کسی نمیکشیدم :24:

    متن زیبایی بود:46:

    می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم ..... یک‌به‌یک از جمع هـم کم می شویم
    می‌رسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم می‌شویم
    گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم

  • gilas

    فوق العاده بود :11:

  • دلشاد

    مرسی بارون جون خیلی زیبا بود

  • maryamlondon1

    نقل قول: baron jon
    اما خیلی بد است که آدم زمین قلبش را وجب به وجب بشناسد اما نتواند جلوی زمین لرزه را بگیرد!...می بینم که ابرهای باران زا می آیند ، می بارند و می روند . سیلاب ها را می بینم که بر زمین دلم جاری می شوند… اما راهی نمی شناسم که راه بر سیلاب ها ببندم. وقتی برف عشق می بارد می دانم که همه جا یخ خواهد زد، منجمد خواهد شد و راه را بر پویایی رودبارهای کوچک خواهد بست
    اما … در بارش این برف، در روان شدن سیلاب، در لرزش زمین…ناچارم ناچار

    خیلی زیبا باران نازنین :11:


  • baron jon

    Gormesabzi
    arash 52
    mami
    هاچو هاچو
    aramesh
    sib
    حورا
    بچه مثبت
    gilas
    دلشاد
    maryamlondon1
    mojde


    مرسییی ممنونم از محبت همگی :46: :46:

    نقل قول: بچه مثبت
    البته اگر هم بلد بودم هرگز نقشه سرزمین درونم را برای کسی نمیکشیدم

    :65: کار خوبی می کنین


  • ژنرال

    زیبا و در عین حال کمی متاثر کننده بود!

    مرسی باران عزیز :46:


  • baron jon

    نقل قول: ژنرال
    زیبا و در عین حال کمی متاثر کننده بود!

    مرسی آقا محسن :46:
    احتمالا از این بعد از این مطالب متاثر کننده بیشتر می خونین تو تاپیکام ...


  • ژنرال

    نقل قول: baron jon
    احتمالا از این بعد از این مطالب متاثر کننده بیشتر می خونین تو تاپیکام ...

    :17:

    به هر حال مطمئناً تایپیکای شما ارزش خوندن رو داره :17:


  • baron jon

    نقل قول: ژنرال

    به هر حال مطمئناً تایپیکای شما ارزش خوندن رو داره

    :44:
    شما لطف دارید ...

پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: