ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
mojde
شاید اصلاً تقصیر ما نیست و از بد حادثه اینجای قصه گرفتار شدیم .
اینکه تو زمونه ای زندگی کنیم که مدیا و صدا و تصویر و اطلاعات از هر طرف بهمون هجوم آوردن و روزانه بمباران میشیم باهاشون . تا اونجا که این وسط ، من _ من شخصیتم _ دچار استصال و استحاله ای ناخواسته میشه .
روبات وار تمام بیست و چهار ساعت رو سپری کردن ، با اثر گذاری کم (گاهی خیلی کم) در کیفیت چگونگی گذشتن اون .
در این هجمه هول انگیز و ازدحام ، جایگاه احساسم و تعاریف روابطم کجا قرار میگیره ؟
اگه نوشته ام آشفته است بر من ببخشین ، چون این نوشته انعکاس خود درگیری های هنوز و همیشۀ منه و خصوصاً اینکه این ایام پر رنگ تر هم شدن .
این نوشته صرفاً شخصیه و هیچ دلیلی وجود نداره که به شخص یا اشخاصی تعمیم داده بشه .
شاید سر منشأ داستان این نباشه اما بی شک یکی از اونهاست ، و بُعدی هم هست که اصولاً مهجور می مونه .
من دنیام جامعۀ آماری دم دستمه و به استناد اونچه که خودم برداشت کردم اینو میگم که :
وقتی همه چی پیوسته و لاینقطع ادامه داره و هیچ دکمۀ stop ی در دسترس نداری واسه نفس گرفتن یا استراحت و یا چیزی شبیه این ، مجبوری که قاعدۀ بازیتو طبق یه استراتژی تقریباً ثابت با پارامترهای متغیر کمی بنا کنی .
دینگ
شروع
... و تو وسط یه رینگ هستی با دستکش های قرمز
این توصیف یقیناً یه کم خشن و سخت گیرانه است اما تعبیر بی ربطی هم نیست .
(اینجا چند ثانیه مکث می کنم ، نمیخوام بیراهه برم تو نوشته ام ، میخوام اونچه که تو ذهنمه رو یه جوری برسونم)
...
خیلی خوبه که اسیر این ازدحام و عدم نو آوری تو بازیت نشی اما از اونجایی که بنی آدم بنی عادته ، یه جورایی انگار اجتناب ناپذیره .
و این چندان هم به تعداد دفعات بازیت ربطی نداره ، متأسفم که بگم حتی به نوعی به حریف (طرف مقابل تو رابطه کذایی) هم زیاد مربوط نمیشه .
تو یاد گرفتی که کارت هاتو طبق اونچه که درون به تو حکم میکنه و به نوعی طبق اونچه که از اول به عنوان مدل بازی یاد گرفتی ، بازی کنی ؛ طبق اخلاقت ؛ طبق اونچه که تو هستی .
اما درست همیجا از قبل بازنده میشی و الزاماً باخت تو متضمن برد یا باخت طرف مقابل تو نیست .
چه بسیار وقتها که بد بازی کردن تو و به نوعی بدون دقت به طرف بازی کردن تو ، مسبب نابودی و باخت اونهم شده و این وسط چیزی جز یه بازی دو سر باخت به جا نمی مونه !
افسوس
اما این بد بازی کردن تاوان داره ، تاوان داره و باید تاوانشو پس داد .
شاید از آبراه اون ازدحام اول قصه بپری و همراه تند آبی که داره سیل وار همه چی رو در خودش میبلعه و به ظاهر هضم می کنه و میبره متواری شی ، دور شی و بری ... اما نه ؛ تو در خودت محبوسی .
محبوس ردپای حک شده بر روحت ، روح خودت و روح اون ، و تجاوزی که به روح میشه دردناکتر از تجاوز به جسمه .
توجیه عدم آگاهی دلیلی برای سلب مسؤولیت نبوده هیچ وقت ، و تو باید پاسخگو باشی ، حتی اگر فقط و فقط در مقابل خودت .
مقابل آینه بایست و خودتو نظاره کن
ببین کجای قصه ایستادی !
ماهی
جالب اینجاست که بعد از تموم شدن بازی و باختن ، جز پشیمونی برای بازیکن بد ، چیزی باقی نمی مونه...اونوقت دیگه پشیمونی سودی نداره...بازی از اول انجام نمیشه....
gilas
دلشاد
خرزوخان
ولي .... http://payambaredivaneh.blogfa.com/post-104.aspx
نوشته محمد بيرانوند
كاش متني كه مال خودمون نيست با ذكر منبع توي تاپيك بياريم
ولي در كل متن جالب و قابل تامليه دوست من
ali41
خرزوخان
ضمن اینکه خیلی از مواقع حرف دل ما با متنی که در جایی نوشته شده دقیقا یکی است و ذکر من به معنی من مژده نیست احساس میکردم اینو درک کنید دوست عزیز .... من مدافع حق خودم هستم نه مژده ولی خیلی احساس خوبی نسبت به آدمایی که فکر میکنن خیلی تیزن و بزرگ شدن ، ندارم
دوست من جوابيه اتون اندكي توهين آميز بود ولي
1- از نوشته تون پيداست كه مدافع حقوق تاپيك نويس هستيد يا شايد هم وكيل نامبرده ، ولي من وكيل مدافع بيرانوند يا هر اسم ديگه اي نيستم من حرفم اينه كه ايشون اگر منبع رو ذكر ميكرد قشنگتر بود .
2- من اين متن رو قبلا گذري خونده بودم الان اينجا كه خوندم وسطهاي متن احساس كردم ازجاي ديگه اي گرفته شده سر زدم و ديدم بعله . درضمن اينگونه متون متون خبري نيست كه آدم از هر منبعي برداره و بگذاره و بعد مهم هم نباشه چون منبع زياده . احساس ميكنم بايد اينو درك مي كرديد .
3- سعي كنيد تو يه فضاي مجازي احساسات خودتون رو خيلي ميدون نديد چون من هم احساس خوبي نسبت به آدمايي كه فكر ميكنن خيلي تيزن و اونقدر بزرگ شدن كه مدافع حقوق بقيه باشن ندارم و همينطور نسبت به كساني كه متون ادبي رو بدون ذكر منبع كه كسر شان هم نيست ذكر مي كنند .
4- توجیه عدم آگاهی دلیلی برای سلب مسؤولیت نبوده هیچ وقت ، و تو باید پاسخگو باشی ، حتی اگر فقط و فقط در مقابل خودت .
مقابل آینه بایست و خودتو نظاره کن
ببین کجای قصه ایستادی !
ali41
The one
اګه هم جایزه ی برنده دزدیدن لبخندمون بود به اون اسپانسر بزرګه رجوع می کنیم اونو هیچ المپیادی نمیتونه ازمون بګیره بعدش دوباره می خندیم به برنده شدن دوستامون .. و زندګی ادامه داره ...
خرزوخان
دوست من ميبينم كه خيلي بهت فشار اومده بهتره مواظب سلامتيت باشي . منم بهت توصيه ميكنم خيلي ادامه نده چون گوهر وجوديت جلو دوستات ميزنه بيرون و اين برات خوب نيست .
صرفا جهت اطلاع جناب علامه و معلم اخلاق بگم :زماني كه من خواستم عضو سايت بشم يه طومار جلوم اومد كه بايد ميزدم قبول دارم يا ندارم
اگه تو از اون كساني هستي كه همينجوري يه چيزي رو امضا ميكني و به تبعاتش كارنداري من نيستم تو همون قوانين كه الان هم چك كردم قانون شماره 6 رو برو مطالعه كن برات خوبه . تو اونجا ننوشته قوانين اينشتين يا چيز ديگري اصلا الان واست كپي ميكنم كه خيلي انرژي صرف نكني
قانون شماره ۶) رونوشت برداری از مطالب دیگران و از مکانهای دیگر برای استفاده در این سایت، پس از اطمینان از اجازه صاحب اصلی مطلب، همچنین منوط به ذکر منبع می باشد.
بعدش هم بهت توصيه ميكنم هيچوقت تو اينه دنبال ادب نگرد چون چيز زيادي پيدا نميكني . سعي كن تو حرف زدنت تو نوشته هات و تو افكارت دنبال ادب بگردي تو زندگيت بگرد بهتر به نتيجه ميرسي هرچند با اطمينان بهت ميگم نگرد نيست . چون جنابعالي از اون دسته آدمايي هستي كه چند تا جمله قلنبه سلنبه حفظ مي كننو از اينور اونور بدون منبع ذكر مي كنن تا خودشون رو علامه دهر نشون بدن
ali41
malakeh
قشنگ بود..سپاس
اګه هم جایزه ی برنده دزدیدن لبخندمون بود به اون اسپانسر بزرګه رجوع می کنیم اونو هیچ المپیادی نمیتونه ازمون بګیره بعدش دوباره می خندیم به برنده شدن دوستامون .. و زندګی ادامه داره ...
علیرضا
علی عزیز پاسخی که شما از طرف مژده جان نوشتید و البته در پستهای بعد حالت بگو مگو هم به خودش گرفته بهتر بود میذاشتید خود ایشون بعد از اینکه آنلاین شدند و کامنتها رو دیدند جواب می دادند.
شاید نظر ایشون کاملا موافق با خرزوخان باشه و با چیزی که شما نوشتید کلا فرق داشته باشه.
maryamlondon1
ali41
mojde
[b]خرزوخان,
اول جا داره تشكر كنم از علي عزيز بابت گفتن يه جمله و اونم اينه كه گاهي يه متن يه شعر يا يه نوشته حرف دل آدمه . اونجاست كه انقدر به اون نوشته نزديك ميشي كه اگه خودتم بنويسي ميبيني انگار همون متنو نوشتي با قلم خودت و اصلا بهت نميچسبه و جواب نميده . من شعر ميگم و متن هم مينويسم اينو بچه ها ميدونن اما خيلي وقتا اين احساسي كه گفتم قلمم رو از كار ميندازه.دوست عزيزم متن بالا درست دو ماه پيش براي من ايميل شده بود من تا حالا باهاش انقدر احساسم يكي نبود كه تاپيكش كنم ولي ديروز اينطور بود و از اونجايي كه بوف بوفي براي من جاييه كه ميتونم احساساتم رو بگم كما اينكه افرادي هستن كه اصلا بهشون احساس خوبي ندارم يا كسايي كه واقعا برام عزيزن اما انجمن رو به غير از محل تبادل اطلاعات محل تبادل احساس هم ميدونم منم اين متنو گذاشتم و نويسنده و منبع رو هم نميشناسم خوبه برات يه خاطره بگم كه چند وقت پيش تو يكي از سايتا يكي از شعرامو ديدم كه زيرش اسم شخص ديگري بود نميگم نا راحت نشدم اما واقعا چنين جبهه اي هم نگرفتم . در هر صورت ممنون كه به تاپيكم اومدي و خوندي و ديگه اينكه دوست تازه واردم كاش مسئله رو برام پيام خصوصي ميكردي كه در اون صورت با يه سرچ نويسنده رو پيدا ميكردم . بازم از تو و علي و همه بچه هايي كه به تاپيك سر زدن ممنون
حافظ » غزلیات
نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
نه هر که آینه سازد سکندری داند
نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست
کلاه داری و آیین سروری داند
تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن
که دوست خود روش بنده پروری داند
غلام همت آن رند عافیت سوزم
که در گداصفتی کیمیاگری داند
وفا و عهد نکو باشد ار بیاموزی
وگرنه هر که تو بینی ستمگری داند
بباختم دل دیوانه و ندانستم
که آدمی بچهای شیوه پری داند
هزار نکته باریکتر ز مو این جاست
نه هر که سر بتراشد قلندری داند
مدار نقطه بینش ز خال توست مرا
که قدر گوهر یک دانه جوهری داند
به قد و چهره هر آن کس که شاه خوبان شد
جهان بگیرد اگر دادگستری داند
ز شعر دلکش حافظ کسی بود آگاه
که لطف طبع و سخن گفتن دری داند
حافظ شيرازي[/b]
SaMaN TaJ
دل منم پوکید یهو
خرزوخان
خيلي متشكرم از نظرات جالبتون . هرچند بخشيش رو متوجه نشدم . علي ايحال خدمتتون عارضم كه بنده اصلا فكر نمي كردم كه يك انتقاد كوچولو كه كاملا قانوني هم هست اينهمه سروصدا ايجاد كنه . شايد هم نبايد از يك مدير انتقاد ميكردم . ما ايراني ها خوب حرف مي زنيم اما موقع عمل ...
حداقل توقع من اين بود كه شما به ايشون هم تذكر ميداديد و مثل آقا عليرضا منطقي برخورد مي كرديد . ali41 جواب انتقاد و يادآوري منطقي مرا با توهين داد . البته شايد هم رسم اينجا اينه كه به كاربراي جديد زياد نبايد رو داد .
درمورد اينكه جايي مطلب شمارو سرقت ادبي كردند ولي شما چيزي نگفتيد اين ديگه به روحيات شما برمي گرده . همه اينقدر تساهل و تسامح ندارند و شما اينطور فكر كنيد كه من از دوستان آقاي بيرانوند هستم .
بهرحال منطقي تر اين بود كه دوست عزيزمون در همون پست اولشون به جاي اينكه احساسشون رو نسبت به من بيان كنند مي فرمودند كه بهتره به شما پيام خصوصي بدم . اينطوري قشنگتر نبود ؟ چرا كه به نظر من اين انجمن بايد جايي باشه براي دوستی ، محبت ، درک متقابل و احترام به باورها و اندیشه ها .
من آنچه شرط بلاغ است باتو ميگويم * توخواه از سخنم پندگيرو خواه ملال
به هرحال من اين بحث رو از نظر خودم تموم شده مي دونم و براتون آرزوي موفقيت و سلامتي و سعه صدر و صبر و انتقاد پذيري مي كنم .
نمایش یا پنهان متن
نه هر که چهره برافروخت دلبری داندنه هر که آینه سازد سکندری داند
نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست
کلاه داری و آیین سروری داند
تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن
که دوست خود روش بنده پروری داند
غلام همت آن رند عافیت سوزم
که در گداصفتی کیمیاگری داند
وفا و عهد نکو باشد ار بیاموزی
وگرنه هر که تو بینی ستمگری داند
بباختم دل دیوانه و ندانستم
که آدمی بچهای شیوه پری داند
هزار نکته باریکتر ز مو این جاست
نه هر که سر بتراشد قلندری داند
مدار نقطه بینش ز خال توست مرا
که قدر گوهر یک دانه جوهری داند
به قد و چهره هر آن کس که شاه خوبان شد
جهان بگیرد اگر دادگستری داند
ز شعر دلکش حافظ کسی بود آگاه
که لطف طبع و سخن گفتن دری داند
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→