ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
aliiiiiii
چشمای مغرورش هیچوقت از یادم نمیره . رنگ چشاش آبی بود
رنگ آسمونی که ظهر تابستون داره . داغ داغ…
وقتی موهای طلاییشو شونه می کرد دوست داشتم دستامو زیر موهاش بگیرم
مبادا که یه تار مو از سرش کم بشه . دوستش داشتم . لباش همیشه سرخ بود .
مثل گل سرخ حیاط . مثل یه غنچه …
وقتی می خندید و دندونای سفیدش بیرون می زد اونقدرمعصوم و دوست داشتنی می شد که اشک توی چشمام جمع میشد.
دوست داشتم فقط بهش نگاه کنم . دیوونم کرده بود . اونم دیوونه بود .
مثل بچه ها هر کاری می خواست می کرد . دوست داشت من به لباش روژ لب بمالم .
می دونست وقتی نگام می کنه دستام می لرزه . اونوقت دور لباش هم قرمز می شد .
بعد می خندید . می خندید و…
منم اشک تو چشام جمع میشد . صدای خنده اش آهنگ خاصی داشت .
قدش یه کم از من کوتاه تر بود . وقتی می خواست بوسش کنم ٫ چشماشو میبست ٫ سرشو بالا می گرفت ٫لباشو غنچه می کرد ٫دستاشو پشت سرش می گرفت و منتظر می موند . من نگاش می کردم . اونقدر نگاش می کردم تا چشاشو باز می کرد .
تا می خواست لباشو باز کنه و حرفی بزنه ٫ لبامو می ذاشتم روی لبش . داغ بود .
وقتی می گم داغ بود یعنی خیلی داغ بود .می سوختم .
همه تنم می سوخت .دوست داشت لباشو گاز بگیرم . من دلم نمیومد .
اون لبامو گاز می گرفت . چشاش مثل یه چشمه زلال بود ٫صاف و ساده …
وقتی در گوشش آروم زمزمه می کردم : دوستت دارم ٫ نخودی می خندید و گوشمو لیس می زد . شبا سرشو می ذاشت رو سینمو صدای قلبمو گوش می داد . من هم موهاشو نوازش میکردم . عطر موهاش هیچوقت از یادم نمیره . شبای زمستون آغوشش از هر جایی گرم تر بود . دوست داشت وقتی بغلش می کردم فشارش بدم ٫ لباشو می ذاشت روی بازوم و می مکید٫ جاش که قرمز می شد می گفت : هر وقت دلت برام تنگ شد٫ اینجا رو بوس کن . منم روزی صد بار بازومو بوس می کردم . تا یک هفته جاش می موند .
معاشقه من و اون همیشه طولانی بود . تموم زندگیمون معاشقه بود .
نقطه نقطه بدنش برام تازه گی داشت . همیشه بعد از اینکه کلی برام میرقصید و خسته می شد ٫ میومد و روی پام میشست . سینه هاش آروم بالا و پایین می رفت .
دستمو می گرفت و می ذاشت روی قلبش ٫ می گفت : میدونی قلبم چی می گه ؟
می گفتم : نه ...می گفت : میگه لاو لاو ٫ لاو لاو … بعد می خندید . می خندید ….
منم اشک تو چشام جمع می شد . اندامش اونقدر متناسب بود که هر دختری حسرتشو بخوره . وقتی لخت جلوم وامیستاد ٫ صدای قلبمو می شنیدم . با شیطنت نگام می کرد .
پستی و بلندی های بدنش بی نظیر بود . مثل مجسمه مرمر ونوس .
تا نزدیکش می شدم از دستم فرار می کرد . مثل بچه ها .
قایم می شد ٫ جیغ می زد ٫ می پرید ٫ می خندید …
وقتی می گرفتمش گازم می گرفت . بعد یهو آروم می شد .
به چشام نگاه می کرد . اصلا حالی به حالیم می کرد . دیوونه دیوونه …
چشاشو می بست و لباشو میاورد جلو . لباش همیشه شیرین بود . مثل عسل …
بیشتر شبا تا صبح بیدار بودم . نمی خواستم این فرصت ها رو از دست بدم .
می خواستم فقط نگاش کنم . هیچ چیزبرام مهم نبود . فقط اون …
من می دونستم (( بهار )) سرطان داره . خودش نمی دونست .
نمی خواستم شادیشو ازش بگیرم .تا اینکه بلاخره بعد از یکسال سرطان علایم خودشو نشون داد .بهار پژمرد . هیچکس حال منو نمی فهمید .
دو هفته کنارش بودم و اشک می ریختم .
یه روز صبح از خواب بیدار شد ٫ دستموگرفت ٫
آروم برد روی قلبش ٫گفت : می دونی قلبم چی می گه؟
بعد چشاشو بست. تنش سرد بود . دستمو روی سینه اش فشار دادم . هیچ تپشی نبود .
داد زدم : خدا …
بهارمرده بود . من هیچی نفهمیدم . ولو شدم رو زمین . هیچی نفهمیدم .
هیچکس نمی فهمه من چی میگم . هنوز صدای خنده هاش تو گوشم می پیچه ٫
هنوزم اشک توی چشام جمع می شه ٫هنوزم دیوونه ام.
The one
عنوانتم خيلي رمانتيك بود مخصوصا اون صفت دراززز
sib
Ahora Quien
زیبا بود
مرسی علی
roze sorkh
هم بی پروا
هم پر از احساس
همیشه
اونا که کنیز حاج باقرن برا جزوندن می مونن
دلشاد
mehrnoosh
Life Dream
ماهی
بعد اینجوری شدم
بعدش اینجوری
بعدش :
و در نهایت
نمایش یا پنهان متن
mami
اختیار دارید منحرفی از خودتونه
aliiiiiii
to kole dastano vel kardi chasbidi be hamin ye tike bad migi monharefi az khodetone
نخبه
Kishe Mehr
دوما مرسی علیییییییی تاپیک درازی بود
سوما شیرین نخبه کار نیکان را قیاس از خود مگیر
نخبه
ببین این دفعه دو بار اسم منو توی تاپیک گفتین جلوی نامحرما
Kishe Mehr
سخت نگیر جمع خودیه
farzane
gilas
mojde
ali41
mojde
آره اما بعضي وقتا دست خودشونو ميبرن
نمایش یا پنهان متن
تو رو خدا به دل نگرين ايهاالعليون شوخي كردمآخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→