₪ انجمن بوف بوفی ₪ » طنز و جوک » شانس یعنی
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.



یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



شانس یعنی

462 بازدید، 16 پست، نویسنده: aliiiiiii

  • aliiiiiii


    بدشانسی یعنی
    چند تا قرص اکس گرفتم واسه مهمونی آخر هفته , عصری اومدم خونه به بابا بزرگم میگم این قرصای رو میزه من و ندیدی ؟ میگه اگه اون استامینوفنارو میگی من سرم درد می کرد خوردمش
    حالا عصر می خواست از گل یاسمون بره بالا می گفت برم نارگیل بچینم....
    امروز صب پا شده فک می کنه دکتره می خواد منو ختنه کنه .....

    *********************



    بدشانسی یعنی
    از ایستگاه مترو صادقیه تا ایستگاه علم و صنعت رو مغز رفیقم کار کردم که یه کاری و برام انجام بده ,تا راضی شد یه دختر سیریش فال فروشی اومد , خرید رفیقم , تا فال و خوند گفت " علی بی خیال , من که از اولش گفتم انجام نمی دم " و پا شد رفت , فال و ورداشتم دیدم توش نوشته " پیشنهادی به شما می شود از طرف یک گرگ دوست نما , شخصی با قامت بلند , چشمان درشت , مژه های فر , اصلا نپذیرید که تمامش ضرر است "
    فقط مونده بود حافظ تو فال یه نامی هم از علی ببره .....


    **********************


    بدشانسی یعنی
    یه بار تو عمرمون جلو یه دختر شروع کردیم بوق زدن , خوشگله برسونمت , محل سگم به ما نذاشت
    شب رفتم خونه , بابام میگه علی جون سوئیچ و گواهینامتو بده بابا , دادم بش , گواهیناممو با پانچ سوراخ کرده روش با ماژیک نوشته باطل شد , بعد فهمیدم طرف دختر همسایه واحد بغلیمون بوده که دو روزه اومدن اینجا ... ....


    ************************

    زنگ زدم به دلارام , تا تلفن و برداشت قطع کردم , اومدم جلو آینه باز کل حرفایی که آماده کرده بودم و یه بار به خودم گفتم , اومدم تکرار گوشیو زدم , تا ورداشت گفتم " ببین دلارام , من امشب مامان بابام میرن , یا شب میای اینجا , یا دیگه نه زنگ میزنی نه اس ام اس میدی و کات , عادت ماهیانه و این حرفام حالیم نمیشه , منتظرم , خدافظ"
    یهو دیدم بابام از اونور خط میگه " قط نکن شازده, اول از مامانت بپرس الان زنگ زده بود گفت تاید بگیرم , پودر ماشینی بگیرم یا دستی , بعدم برو ساکتو جم کن , توام با ما میای , در ضمن خاک تو سرت کنن که به خاطر 100 تومن شارژ ایرانسل اینجوری خودتو بی آبرو کردی "


    *****************************

    بچه خواهر 4 سالم زنگ زده میگه دایی آقا جونینا شام اومدن اینجا , توام میای دیگه , منم چشام یه برقی زد گفتم نه دایی من فردا امتحان دارم , باید برم خونه , سر راه سری رفتم دنبال دوست دخترم بردمش خونه , تا درو وا کردیم دیدم کل خانواده تو حال وایسادن منتظر من , بچه خواهرم داره به مامانم میگه , " بفرما مامان جون , هی بگو علی من اهل این کارا نیست , گفتم که این جونور و فقط من میشناسم "


    *************************

    بچه خواهرم رفته تمام عکس های مهمونی های منو ورداشته , صورته منو توش شطرنجی کرده , آورده به مامانمینا نشون میده , مامان بابام هی فحش میدن میگن چه بی حیا شدن جوونا , بچه خواهرم میگه اگه علی یه روزی اینجاها بره چی ؟
    مامانم میگه جفت پاشو میشکنم , بابام میگه جرش میدم ,
    بعد اومده به من میگه فردا میری کارنامه منو از مدرسه میگیری, 2 تا تجدید آوردم گفتن به خودت نمیدیم , به نفع خودته کسی بویی از این قضیه نبره , وگرنه فیلماتو رو می کنم دایی علی ...


    1 سپاس: Hani.ice girl

  • نخبه

    نقل قول: aliiiiiii
    بچه خواهر 4 سالم زنگ زده میگه دایی آقا جونینا شام اومدن اینجا , توام میای دیگه , منم چشام یه برقی زد گفتم نه دایی من فردا امتحان دارم , باید برم خونه , سر راه سری رفتم دنبال دوست دخترم بردمش خونه , تا درو وا کردیم دیدم کل خانواده تو حال وایسادن منتظر من , بچه خواهرم داره به مامانم میگه , " بفرما مامان جون , هی بگو علی من اهل این کارا نیست , گفتم که این جونور و فقط من میشناسم "


    *************************

    بچه خواهرم رفته تمام عکس های مهمونی های منو ورداشته , صورته منو توش شطرنجی کرده , آورده به مامانمینا نشون میده , مامان بابام هی فحش میدن میگن چه بی حیا شدن جوونا , بچه خواهرم میگه اگه علی یه روزی اینجاها بره چی ؟
    مامانم میگه جفت پاشو میشکنم , بابام میگه جرش میدم ,
    بعد اومده به من میگه فردا میری کارنامه منو از مدرسه میگیری, 2 تا تجدید آوردم گفتن به خودت نمیدیم , به نفع خودته کسی بویی از این قضیه نبره , وگرنه فیلماتو رو می کنم دایی علی ...



    :23: عجب خواهر زاده های زبلی


  • levrone

    نقل قول: aliiiiiii

    بچه خواهرم رفته تمام عکس های مهمونی های منو ورداشته , صورته منو توش شطرنجی کرده , آورده به مامانمینا نشون میده , مامان بابام هی فحش میدن میگن چه بی حیا شدن جوونا , بچه خواهرم میگه اگه علی یه روزی اینجاها بره چی ؟
    مامانم میگه جفت پاشو میشکنم , بابام میگه جرش میدم ,
    بعد اومده به من میگه فردا میری کارنامه منو از مدرسه میگیری, 2 تا تجدید آوردم گفتن به خودت نمیدیم , به نفع خودته کسی بویی از این قضیه نبره , وگرنه فیلماتو رو می کنم دایی علی ...

    میگن حلال زاده به داییش میره ...
    عجب زبلیه!


  • mz56mz

    داداش علييييييييييييي عجب بچه خواهر با حالى :4:

  • mami

    به این میگن خواهر زاده :4:
    ممنون خیلی جالب بود :46:


  • SaMaN TaJ

    ای تف به شانس شاپری......... :4:

  • پری سا

    خیلی بامزه بودن ممنون 247 247 247 247

  • farzane

    247 280 مرسی علیییییییییی جااااااان جالب بود 264 280

  • gilas

    چقدر کار انجام دادی علی :4:

  • mojde

    علي يه كتاب بنويس :23:

  • ali41

    همنام عزیز شب زنده داریتون مستدام ..... خیلی باحال بود :23:

  • N.e.D.a

    همه اين بدشانسي ها واسه تو بود 1056 :42:

  • shaparak64

    خیلی باحال بود علیییییییییییی :23:
    نقل قول: SaMaN TaJ
    ای تف به شانس شاپری......... :4:

    :23::23: من که دوست دخترم رو نمیبرم خونه :4:
    نمایش یا پنهان متنمیبرمش هتل :86:

    نمایش یا پنهان متناوااا یادم نبود من دوست دختر ندارم که 453

پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: