ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
baron jon
خورشید، عشق به تابیدن او را به هر دیار میکشاند؛
سرشار از محبت، دوستی و آشتي
دمي به مردماني که از کنار تو ميگذرند،
گوش جان نسپار
پارهاي به آوای هر آنچه میشنوی، تعمق نكن
گذرت را با سر فرو بردن در گريبان روح خويش طي كن
آواز بخوان و شاهِ قلب خود شو
ايمان بياور پاسخ همه دلايل را ميداند
فرمانروای امواج خروشان زندگی، سکان کشتی ايامت را در دست بفشار
به قفسی به بزرگی آسمان نیز، طبع بلند و رهایی دل خویش را اسیر نکن...
دیدگان پرنورت را بهر زندگي مردمان دریغ نما، تا شعاع پرفروغ آن منظر تار و راهی دور را به چند قدمی روشن نماید.
بر بحر خيال آرام بگير و نگاهت را بر درون بينداز
چه ميبيني؟ تصوير زندگي ديگران؟!
يا كردههاي خويش را...
نترس، بپرس!
حاشا نكن اين جواب توست...
هزاران چرا، صدها اگر و كاش چنين ميشدهاي بسيار!
تصويري از اعماق قلبت بر افق ذهنت هويدا ميشود
تو به آن مينگري، به تلخي ميخندي و بر شهادت دلت نهيب ميزني...
نه اين چنين نيست، انكار ميكني و اجازه ميدهي ترديد، آسودهات كند...
هر كه اين سطور را ميخواند، بهتر از همه عالم ميداند،
كه درمان دردهايش چيست، اين باور را بپذير...
غير اين؛ هماني كه بودي و در همان جايي كه آرزو نداري، خواهي ماند
گوش را از شعار پر نكن، حرفهاي زيبا گلسينه جسماند
درماندن و پسزدگيها غيرت تغيير ميخواهد و بس...
طفره نرو، به دنبال دستآويزي جز همتت نباش
ميبيني كه در كشاكش روزگار همه دچارند...
خلوت كن، لبریز از تمنای گشايش، به كنج ذهنت پناه بياور
بپرس! از همه آنچه شده، آنچه گذشته و همه دلهاي شكسته
و اندوهي كه تو را به گريه نشانده
نترس، بپرس...
در خلوتت، صدايي از درون، گفتههايت را تكرار ميكند
خودت را ميبيني كه چه ميكردي و نميانديشيدي...
آري اي دوست: بسيار بينديش كه فردايي هم هست
حالاريختهها و شكستهها جمع نميشوند
و رفتهها نيز شايد بازنگردند
اما اگر تو اين بار هم عبرت نگيري، ايامت به رواني و خير نميگذرند
با خود تكرار كن، ميدانم چه بايد كنم، فقط من ميتوانم
فرصت چون پری رقصان سبکبال بر روح زندگی به پرواز درميآید...
ندای قلب خویش را باور کن،
كه میگوید: آیا نمیخواهی در زندگي خير ببینی؟
تو بهراستي، ميپنداري راه را يافتهاي؟
حالا هر چه خواهي كن، هر كجا خواهي برو
اما به خاطر بسپار، جواب در درون توست
با هر خطا، و تجربهاي...
فقط تو ميداني چه كردي و چرا...
ميدانم، از دانستن جواب ميترسي
مجبور ميشوي كردههايت را به گردن بگيري
از روي اعمالت پرده برميدارند و ميفهمي...
بابت همه اين شرايط، فقط تو مقصري...
دردناك و سنگين است، اما واقعيت دارد
براي حركت نكردن بهانههاي بسيار گفتي...
سرت را بالا گرفتي و ناليدي
راهها تو را ميطلبند،
بايد برخيزي، لب فرو بسته و با تمركز قدمبهقدم...
سنگها را برداري، به نگاهها توجه نكني،
گفتهها را نشنيده و براي تشويق و تكذيب خود را به هر دري نزني
سخت است، راه هميشه رفته را نپيمودن
كسي شدن، از نوعي ديگر...
ترس از هويتي كه ساختهاي
احترامهاي ساختگي، دعوتهاي زوري
درددلهاي غيرواقعي
نمایش یا پنهان متن
نتيجه: دوستيهاي ناپايدار، رقابتهاي ناسالم
دور زدن دوست به صورت حرفهاي،
اي كشته كه را كشتي تا كشته شدي زار
تا باز كِه او را بكشد، آن كه تو را كشت...
این زندگي توست
وابسته به همه، اما براي خودت
خوب بودن زحمت دارد، قابيل بودن تاوان سنگین...
در زندگي، هیچ روزي به نام تاريكي و هيچ راهي به گره ختم نشده
بنبستها، اما... وجود دارند
همچنان كه رودخانهها، پلها و راههايي که براي آدمها مسير ميشوند
بترس در ميان كساني باشي كه اميال و نفس برایشان حکم برائت از گناه را دارد!
از شعار و ليبل لياقتم، صداقتم، نفعم و... فراتر برو
تويي که ميدانم، ميداني...
راست نميروي و فقط ميروي
امروز آبروي تو مهم است، فردايي كه نميداني كي ميآيد آبروي دوست...
به مهرباني و عاطفه به تاراج رفته، میخندی و به آن ميگويي: پیروزی
دعا کن تا خواستههايت تو را وادار به کاری کنند که تاکنون از آن گریزان بودی
دنیا را از بالا ببین...
به ابرها که در درون هم پنهان و نهان میشوند بنگر
بگذار سیاهی چشمانت با اشک همنشین شود...
رهروی امیدوار، به سوی معبود باش
آنچه را طلب کردهای به سوی تو سرازیر ميشود
با خویشتن آشتی کن
در هیچ کجای زندگی مردم باش
و در روزنهای روزگارخود غرق شو...
به خورشید عاشق و به دنیا که منتظر بذل مهر توست بیندیش،
به همه آن دلخوشیهای فراوانی که هنوز به کسی نگفتهاي بیندیش...
و داستانی دگر چون نسیمی معطر، بر احوال جهان خود شو...
سبک سفر كن
و بر دلها عاشقانه جاری شو...
نخبه
حورا
garfild
Ahora Quien
دلشاد
gilas
سپاس بارون پاکم
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→