₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » تورا گفتم ، نگفتم ؟
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » تورا گفتم ، نگفتم ؟

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



تورا گفتم ، نگفتم ؟

329 بازدید، 20 پست، نویسنده: baron jon

  • baron jon

    تصویر در دسترس نیست


    تو را ای چشم یادت هست می گفتم

    ببین آیات پاک مهربانی را

    شقایق را تماشا کن

    نظر بر آسمان افکن

    فراموشت نگردد کهکشان راه شیری ،

    خوشه پروین و پرواز کبوترها

    نگفتم من نگاهت مهربان باشد

    گره از ابروان بسته ات وا کن ، نهال دوستی بنشان

    تو را ای گوش ، یادت هست می گفتم ، صدای آه می آید

    نگفتم من سکوت مردمان را هم شنیدن ، رسم زیبایست

    نگفتم ناله های نیمه شب ها ،

    با مناجات سحر ، پیوند خواهد خورد

    نگفتم من ، نیوشا شو

    سروش عاشقی از عرش می آید

    تو را ای لب ، نگفتم من سلامی کن

    به لبخندی ، گره از ابروان بسته ای وا کن

    کلام مهربانی را ، تو احیا کن

    نگفتم ، بوسه ای بر دست های خسته ای بنشان

    نگفتم در هیاهوی هجوم کینه ، خود را بسته دار ، ای لب

    زبان سرخ ، گفتم من ، کلام مهربانی بر تو بس زیباست

    نگفتم جان تو ، جان سر سبزم

    نگفتم با تو پیمان الستی با خدا بستم

    نگفتم واژه دشنام را دیگر به دور افکن

    تو با هر یک سلام و هر دعا ، تطهیر خواهی شد

    نگفتم ای رگ گردن ، خدایم را سلامی ده

    تو را گردن ، نگفتم زیر بار حرف ناحق ، خم مشو هرگز

    تو را ای شانه من گفتم ،

    که باید تکیه گاهی بر سری با گریه های نیمه شب باشی

    تو را گفتم ، قدمهای یتیمی بر تو ، یعنی شیعه عاشق

    نگفتم بار مردم را پذیرا باش

    تو را ای دست یادت هست می گفتم

    شکسته بال قمری را دوایی نه

    به آبی ، تکه نانی ، یا کریمی را پذیرا شو

    تو نشکن ، بازوان سبز و زیبای درخت و قامت گل را

    خدایی دست مردم را تو حرمت نه

    که کار قفل و زنجیر و قفس ، کاری خدایی نیست

    تو را ای دل ، نگفتم مهربانی کن

    ببخشا ، رحم کن ، با مردمان ، زین پس مدارا کن

    نگفتم عاشقی ، رسم خوشایندی ست ، عاشق شو

    ترا گفتم ، نگفتم ، دلبری آیین خوبان است

    نگفتم دل اگر بردی ، نگاهش دار

    امانت دار پاکی باش

    نگفتم دل شکستن ، کار خوبی نیست

    نگفتم عاشقی را پیشه ات فرما

    نگفتم من که دلگیری ،

    رسوم رهروان راه پاکی نیست

    تو یادت هست می گفتم ، عزیزم آسمانی باش

    و با اهل زمین ، آیین مهر جاودانی بند

    نگفتم دین بجز عشق به خوبی ، نفی زشتی نیست

    نگفتم مردمانی را که با ما یا برادر یا که همنوعند ، حرمت دار

    تو را ای عشق ، من گفتم خدایی شو

    تو بند این زمین ، از پای خود وا کن

    پریدن تا خدا ، اندیشه ات باشد

    تو را ای سینه من گفتم ، گشایش ، هدیه پاک خداوندی ست

    نگفتم ذکر لب ها ، می رود تا عرش

    تو را گفتم که در تنگی ، گشایش های بسیار است

    نگفتم در دل هر رنج و سختی ، راحتی پیداست

    تو فارغ گر شدی از غم ، هزاران ، شکر او را ، بر زبان آور

    و با رغبت ، خدایت را عبادت کن

    تو را ای پای خوبم ، من تو را گفتم

    قدم در راه خوبی نه

    تو را گفتم که راه بی خدا ، آغاز پایان است

    نگفتم من، فرو افتادگان را هم ، خدایی هست

    سر آغاز بدی ، پایان خوبی هاست

    بخواه از او ، که روشن سازد این راه رسیدن تا خودش ، با نور

    تو را ای نفس ، یادت هست می گفتم

    که با یاد خدا، آرامشت را ارمغان آور

    رضایت را مهیا کن

    که راضی می شوی از او

    و راضی می شود از تو

    گوارایت کنون ، وارد شدن در وادی خوبان

    نگفتم من تو را ای جان

    از این پس ، لایق تقدیم جانان شو

    تو را ای من ، ببینم خوب یادت هست می گفتم

    که عالم محضر ، پاک خداوندی ست

    و عصیان تا به کی ، وقتی که می بیند تو را آن خالق بینا

    نگفتم من تو را ای من ، قسم بر روز روشن

    بساط این منیت را بدور افکن

    ز جا برخیز و بنیان حجاب از دیده ها برکن

    که بی تو

    با دو چشم دوست ، دیدار جهان ،آغاز زیبایی ست

    شنیدن با دو گوش از جنس او ،

    زین پس ، نوای زندگانی ، شاد و روح افزاست

    اگر دستم شود دستش ،

    که بالاتر ز هر دستی ست

    دگر باری بروی این زمین و خسته ای ، بی کس نخواهد ماند

    خدایی سینه ای از جنس او ، جای تمام مردم دنیاست

    و قلبی از نژاد عشق او ، کارش نثار مهر و خوبی ،

    در رگ و اندیشه زیبای انسان هاست

    که با پای خدا ، جز راه خوبی کس نخواهد رفت

    کنون ای روح زیبا

    یادگار و رهنمای خالقم در من

    بیا و این من سر گشته را دریاب

    تو زیبا کن مرا بی من

    به چشم و گوش و دست و قلب من رنگ خدایی زن

    خلیفه بودنش را یاد من آور

    دل و اندیشه و کردار من ، زین پس خدایی کن

    خلاصه

    روح زیبای خدا در خاک سرد و تیره

    از این پس مرحمت فرموده

    این مخلوق اشرف را

    تو ، آدم کن....


  • نخبه

    نقل قول: baron jon
    به چشم و گوش و دست و قلب من رنگ خدایی زن

    :110:


  • حورا

    محشر بود بارونی :46:

  • The one

    :8: :39:

    نمایش یا پنهان متنساري بارونم اولش تو جواب تيترت شيطون رفت تو جلدم خواستم بگم پ ن پ:23: :11:


  • gilas

    نمیدونم چرا از خودم خجالت کشیدم :2:

  • baron jon

    نخبه
    حورا
    Ahora Quien
    ali41
    The one
    gilas


    مرسیی :46::46:


  • mami

    ترا گفتم نگفتم شعر زيبايست :78: :46:

  • پری سا

    خیلی زیبا بود بارون جون 282

  • arash52

    نقل قول: gilas
    نمیدونم چرا از خودم خجالت کشیدم :2:

    آخه چرا باعث خجالت آدم ميشي :10:


  • ژنرال

    نقل قول: gilas
    نمیدونم چرا از خودم خجالت کشیدم :2:

    فعلا که ذوق مرگی :4:


  • mojde

    نقل قول: baron jon

    تو را ای نفس ، یادت هست می گفتم

    که با یاد خدا، آرامشت را ارمغان آور

    :44:


  • N.e.D.a

    طولاني بود 299 ولي قشنگ بود 282

  • baron jon

    نقل قول: gilas
    نمیدونم چرا از خودم خجالت کشیدم

    خیلی هم خوبی گیلاسی این حرفو نزن ..


    نقل قول: arash52
    آخه چرا باعث خجالت آدم ميشي

    :87: اصلا هم اینطور نیست !

    mami
    garfild
    mz56mz
    پری سا
    ژنرال
    arash52
    mojde


    مرسی دوستان :46:


  • دلشاد

    مرسی بارون جون قشنگ بود
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: