₪ انجمن بوف بوفی ₪ » خرافات و چرندیات » اسرار دختر جن زده::
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.



یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com

1 2


اسرار دختر جن زده::

554 بازدید، 23 پست، نویسنده: noting

  • noting

    اسرار 90 روزه دختر جنی


    دختری 19 ساله به نام زینب با جن ها در ارتباط است او می گوید كه بعد از چندی این جن ها باعث آزار و اذیت او و مادرش شده اند .


    خانه آنها در یكی از محله های جنوب تهران است . و حالا گفتگوی زینب را بشنوید:





    *از كی با این موجودات در ارتباطی :


    **از سه ماه پیش




    *آیا دوران كودكی جن ها را دیده بودی یا از چیزی می ترسیدی ؟


    **من در كودكی نه جن دیدم و نه از چیزی می ترسیدم ، من حتی در تاریكی برای گربه قبلی ام غذا می بردم حتی از تاریكی هم نمی ترسیدم .




    *نظر پدر و مادرت در مورد جن ها چیست ؟


    **من پدر ندارم و مادرم هم از آنها نمی ترسد ، بلكه از آنها بدش می آید و مدام به آنها نفرین می كند كه در آن موقع آنها من را اذیت می كنند .




    *گربه را از كجا پیدا كردی و چند سال آن را داری ؟


    **یك گربه ماده 3 سال پیش آمد در بالكن خونه ما و گربه ام را به دنیا آورد . جالب این جا بود كه گربه ها همیشه 5 الی 6 بچه به دنیا می آورند ، ولی این گربه مادر همین یك گربه را به دنیا آورد . و بعد از دو روز دیگه مادر گربه ام نیامد .




    *چه جوری به این گربه انس گرفتی ؟


    **چون مادر گربه نیامد من به مراقبت از او پرداختم . او تا حدی به من انس گرفته بود كه بعضی مواقع احساس می كردم به من می گوید ، مامان! تمام رفتارهایش مانند یك انسان بود . گربه ام حتی من را می بوسید .




    *گربه نر بود یا ماده ؟


    **من اسمش را نیلو گذاشته بودم ولی بعد از مردنش دامپزشكی كه برده بودیم ، جنسیت او را نر اعلام كرد .




    از كی جن ها رو زیاد می بینی ؟


    آن شب خوابم نمی برد ، ساعت نزدیك 4:30 صبح بود به خاطر همین با گربه ام رفتم دم در خانه مان و نیلو (گربه ام) رفت تو كوچه كه یكدفعه دیدم با یك گربه سیاه كه پدر نیلو (گربه ام) بود و بارها دیده بودمش ، داشت دعوا می كرد . اول به خیالم یك دعوای ساده بود ، ولی گربه سیاه در تاریكی كوچه تبدیل به یك آدم سیاهپوش شد كه عینك دودی زده بود و موهایش عین پلاستیك می ماند و وقتی داشت می آمد طرف خانه ما ، من در را بستم و او غیب شد از این ماجرا به بعد و بعد از مردن گربه ام آنها را زیاد می دیدم .




    *چگونه آنها را می بینی ؟


    **آنها با من كاری نداشتن ولی هر زمان مادرم با من یا بدون من میرفت پیش جن گیر و دعا نویس آنها مرا كتك می زدند ( با اشاره به در آشپزخانه ) می گوید : حتی یك دفعه از همین در تا انتهای آشپزخانه پای من را گرفتند و كشیدند .




    *گربه ات چه طوری مرد ؟


    **یك روز وقتی من و مادرم از بیرون آمدیم خانه دیدیم كه نیلو وسط حیاط افتاده ، طوری كه انگار سرش زیر پای یك نفر له شده بود وقتی او را به دامپزشكی پیش دكتر خیرخواه بردیم او هم نتوانست چگونگی مرگش را تشخیص دهد و فقط گفت خفگی است .




    *از كجا فهمیدی كسانی كه با آنها در ارتباطی جن هستند ؟ آیا قبلا جن دیده بودی ؟


    **نه من جن ندیده بودم از آنجاییكه آنها غیب می شدند و شكل واقعی خود را در خواب به من نشان می دادند . آنها در بیداری به شكل انسانهایی عجیب با پوششی عجیب خودشان را به من نشان می دادند ولی در خوابم به شكل واقعی می آمدند ، آنها دارای شاخهای خاكستری – چشمان قرمز و پوستی كلفت و براق هستند و در سر و بازویشان خارهایی دارند .




    *درس هم می خوانی ؟


    **نه من در دوران ابتدایی چون خونریزی بینی داشتم به حدی كه بی هوش می شدم مدیر مدرسه گفت : كه دیگر نمی تواند من را در مدرسه قبول كند ، سال دوم ابتدایی ترك تحصیل كردم ، اما دوباره در سال 79 شروع به درس خواندن كردم . شبانه می خواندم و غیر حضوری واحدهایم را پاس می كردم .


    طوری كه در طول 3 سال ، ده بار معدل قبولی در كارنامه ام بود . ده سال را در سه سال خواندم .




    *با وجود جن ها چه طور درس می خواندی ؟


    **با وجود آنها من آن قدر انرژی داشتم كه با نمرات عالی قبول می شدم .




    *آیا تو تخیلی هستی؟


    **تخیلی نبودم ونیستم .




    *به ارتباط با جن ها علاقه نشان می دادی یعنی قبل از این جریان دوست داشتی با آنها ارتباط برقرار كنی ؟


    **من اصلا به آنها فكر نمی كردم حتی مطالعه هم در این زمینه نداشتم .




    *قبل از دیدن جن ها چیز غیر عادی در خانه تان رخ نداده بود ؟


    **تنها اتفاق غیر عادی و جالب این بود كه بعضی چیزهایی كه در جایشان بود از جای دیگری سر در می آوردند ، یك بار دسته كلیدم را روی میز در اتاقم گذاشته بودم آن قدر دنبالش گشتم تا وسط كتابهایم پیدا كردم .




    *رابطه تو با آنها چه طور بود ؟


    **دوست داشتم پیش من بمانند ، من خیلی به آنها عادت كردم وقتی آنها نیستند من هیچ انرژی ندارم .




    *دوست داشتی مثل جن ها باشی ؟


    **آنها به من می گفتند : سیستم عصبی تو مشكل داره و زیاد عمر نمی كنی ، اگر تا یك مدت با ما باشی جزئی از ما می شوی آنها می گفتند ما تو را قوی و بعد ضعیف كردیم تا بفهمی هیچ انسانی به كمك تو نمی آید ، آنها از انسانها متنفرند .




    *الان چه احساسی نسبت به آنها داری ؟


    **دوست دارم دوباره بیایند آخه چند وقتی است كه آنها را زیاد نمی بینم . می خواهم دوباره انرژی بگیرم .

    *با این انرژی كه به تو می دادند چه كار می كردی ؟


    **من می توانستم در تاریكی مطلق در آینه به چشمهایم خیرع شوم و رنگ آنها را از قهوه ای تیره به كهربائی برسانم و اینكه شبها در آیینه كسانی را كه فردا صبح با آن برخورد داشتم می دیدم . دو برابر یك مرد قدرت داشتم ، جسور وشجاع بودم .


    *تو نماز هم می خوانی ؟


    **قبل از دوستی با آنها می خواندم ، ولی بعد از دوستی با آنها نمیخوانم چون آنها دوست ندارند.


    *وقتی با آنها دوست شدید و رابطه پیدا كردید در مورد خود چه فكر میكردید ؟


    **فكر میكردم از آدمهای دیگه جدا هستم و از همه آدمها بزرگترم جن ها به من می گفتند، چشمانت را ببند و من این كار را میكردم و با خودم می گفتم، یك جن بكش – یك جم شرور ویا خوب بكش بعد وقت چشمانم را باز میكردم یكی از اونها را به صورت تصویری مبهم روی كاغذ می كشیدم .


    *چند سال هست در این خانه زندگی می كنی ؟


    **از موقعی كه به دنیا آمدم 19 سال .



    *پدرت چندساله فوت شده ؟


    **او فروردین ماه 1377 فوت شده است .



    *جن هایی كه با آنها ارتباط داری چند نفرنند ؟


    **اول 4 نفر بودند اما الان بیشترند .



    *از كدومشون بیشتر خوشت میاد ؟


    **از بچه یكی از جن ها


    مادر زینب می گوید :

    یك روز داشتم چای می خوردم كه دیدم یك زنی دارد از حیاط به طرف در اتاق می اید . رفتم در را بستم چون احساس می كردم برای اذیت كردن زینب می اید وقتی كه در را بستم برای این كه تلافی كند هر چی آشغال بود ، دیدم از بالا به داخل چایی من می ریزد .

    زینب به من گفت : من یك دختر باردار سیاه می بینم كه تو خانه خواهرم از این اتاق به آن اتاق می رود .

    و حالا خود زینب در ادامه گفته های مادرش می گوید :

    جالب اینجاست كه وقتی مامانم با آنها لج می كند و به روی زمین آب جوش می ریزد ، كف پای من می سوزد و حالت تشنج به من دست می دهد

    پایان این داستان. امیدوارم حال كرده باشین.

    (البته من فکر نمیکنم واقعیت داشته باشه ولی با این داستان ها خیلی حال می کنم.!!)



  • دلشاد

    نقل قول: noting
    از آنجاییكه آنها غیب می شدند و شكل واقعی خود را در خواب به من نشان می دادند . آنها در بیداری به شكل انسانهایی عجیب با پوششی عجیب خودشان را به من نشان می دادند ولی در خوابم به شكل واقعی می آمدند ، آنها دارای شاخهای خاكستری – چشمان قرمز و پوستی كلفت و براق هستند و در سر و بازویشان خارهایی دارن

    :40: :93:
    من خیلی دوست دارم با جنها دوست بشم :4:


  • ali41

    با حقیقت این داستان کاری ندارم ولی جن حقیقت است و نص صریح قرآن آنرا تایید میکند و از آنجاییکه جن هم، خوب و بد دارد و من تجربه نا ملموسی از همنشینی با جن های خوب را داشته ام ، لذا به این آیات قرآن بسنده میکنم "قل اعوذ برب الناس ..... الذی یوسوس فی صدورالناس من الجنه والناس" .... به خدا پناه میبرم از ابلیس وسواس خناس که او از جنس جن بود.
    1 سپاس: noting

  • maryamlondon1

    من از این داستا نها زیاد خواندم :1:

    1 ـ جن موجودي است كه از شعله‌هاي آتش آفريده شده، برخلاف انسان كه از خاك آفريده شده است.[2]

    2 ـ داراي عقل، علم، درك و تشخيص حق از باطل و قدرت منطق و استدلال است.[3]

    3 ـ داراي تكليف و مسئوليت است.[4]

    4 ـ طايفه‌ي جن نيز مرد و زن دارند.[5]

    5 ـ گروهي از آن‌ها مؤمن صالح و گروهي كافرند.[6]

    6 ـ داراي حشر و نشر و معادند.[7]

    7 ـ آن‌ها در آسمان‌ها بوده و خبرگيري و استراق سمع داشتند و بعداً ممنوع شدند.[8]

    8 ـ در ميان آن‌ها افرادي يافت مي‌شوند كه از قدرت زيادي برخوردارند، همان‌گونه كه در ميان انسان‌ها نيز چنين است:

    مثلاً يكي از آن‌ها به سليمان گفت: «من تخت ملكه سبا را پيش از آن‌كه از جاي برخيزي از سرزمين او به اين‌جا مي آورم»![9]

    9 ـ آن‌ها قدرت بر انجام بعضي كارهاي مورد نياز انسان دارند: «گروهي از جن پيش روي سليمان به اذن پروردگار كار مي‌كردند، و براي او معبدها، تمثال‌ها و ظروف بزرگِ غذا تهيه مي‌كردند.»[10]

    10 ـ خلقت آن‌ها در روي زمين قبل از خلقت انسان‌ها بوده است.[11]

    از يك سو قرآن شريف، خبر از وجود بنابر اين، جن داده است، و از سوي ديگر هيچ دليل عقلي بر نفي آن وجود ندارد. پس بايد آن را پذيرفت .

    اين نكته نيز قابل توجه است كه گاهي جن بر يك مفهوم وسيع‌تر اطلاق مي‌شود كه انواع موجودات ناپيدا را شامل مي‌گردد، اعم از آن‌هايي كه داراي عقل و درك باشند يا آن هايي که داراي عقل و درك، حتي گروهي از حيواناتي كه با چشم ديده مي‌شوند ولي در لانه‌ها پنهانند، نباشند؛ تحت اين معنا وسيع قرار مي گيرند.

    شاهد اين سخن روايتي است كه از پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ نقل شده است كه فرمود: «خداوند جن را پنج صنف آفريده است: صنفي مانند باد در هوا (ناپيدا هستند) و صنفي به صورت مارها، و صنفي به صورت به صورت عقرب‌ها، و صنفي حشرات زمينند و صنفي از آن‌ها مانند انسانند كه بر آن‌ها حساب و عقاب است.[12]»


    راستی یادم رفت تا پیکت به بخش خرافات و مطالب غیر علمی منتقل کردم

    1 سپاس: noting

  • The one

    توصیه می کنم هیچوقت وارد این عالمها نشید که دین و دنیای انسان به فنا میره..جن بد فوق العاده خطرناکه و البته نمیتونه بر انسان مومن غلبه کنه.. کسانیکه از این نوع مشکلات یا حتی چشم زخم رنج میبرن حتما سوره ی بقره رو تلاوت کنند هر چقدر که میتونن. از سپردن عکس و لباس شخصیتون هم به کسانی که نمیشناسید جدا اجتناب کنید... :4:

  • farzane

    1 سپاس: noting

  • ali41

    نقل قول: The one
    از سپردن عکس و لباس شخصیتون هم به کسانی که نمیشناسید جدا اجتناب کنید

    لطفا لباسای منو پس بدید :23:

    1 سپاس: noting

  • The one

    نقل قول: ali41
    لطفا لباسای منو پس بدید

    :23: رفتم نقدشون کنم برګشت خورد لطفا حسابتو چک کن برادر بعد به مالت آتیش بزن :23:

    1 سپاس: noting

  • ali41

    نقل قول: The one
    :23: رفتم نقدشون کنم برګشت خورد لطفا حسابتو چک کن برادر بعد به مالت آتیش بزن :23:

    شما بدجور تو کار بانکداری خبره شدی :4: قلبمونو که آویزون کردی ابشو بکشی :23: حالام که لختمون کردی :23:


  • The one

    ali41,
    :23: اخه دیګه همه چیو بردن چیزی غیر از شما نمونده از بانک اختلاس کرد :23: :10:


  • ali41

    نقل قول: The one
    :23: اخه دیګه همه چیو بردن چیزی غیر از شما نمونده از بانک اختلاس کرد :23: :10:

    حالا ببین شاید یه تیکشو بتونی برگردونی لااقل به بربریت بر نگردم :23:
    نمایش یا پنهان متنمن دیگه ادامه نمیدم تاپیک دوستمون چیز دیگه ای بود :23:


  • KuRoSh

    کجایی پسر پارسال دوست امسال غریبه معلوم هست کجایی :6:

    جن موجودی که ناتوان در مقابل اراده انسان ها


  • malakeh

    نقل قول: The one
    حتما سوره ی بقره رو تلاوت کنند هر چقدر که میتونن. از سپردن عکس و لباس شخصیتون هم به کسانی که نمیشناسید جدا اجتناب کنید... :4:

    آخه اين همه سوره..نميشه يه سوره بگين بشه خوند آبجي؟ :1: :24:
    اگه لباسمونو به كسي ببخشيم چي؟ :40:


  • نغمه

    این جور مسائل خیلی به ندرت اتفاق میفته اونم برای برخی از آدمها304
    1147
    ممنون


  • The one

    ali41,
    :4:
    malakeh,
    قربونت برم ميتوني حتي تو كاست يا سي دي بذاري كه تو خونه صداش پخش بشه خيلي خاصيت داره ...
    لباسم اگه ديگه خودت نپوشيش اشكالي نداره اهدا كني:11::8:

    ***
    نغمه جون بستگي به اطرافيان ادم داره بعضيها متاسفانه اونقدر از خدا دور ميشن كه خواسته هاي پليدشونو با كمك گرفتن از جن شرور تامين ميكنن شايد اصلا هم ظاهرشون اينو نشون نده براي همين به نظرم بايد هميشه محتاط بود...:8:
    خدايا هممون رو از شر انسانهاي شرور حفظ كن :46:


  • bijjan

    ممنون هیچی جان خدا رو شکر من با جنا کار ندارم نه اونا بامن

  • Nimma

پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: