ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
♥レ◊√∑ و این آغاز انسان بود..
Aramesh
▧ تصویر در دسترس نیست
خداوند مشتی خاک برداشت...خاکی از میان تمام خاکهای دنیا که شدند سنگ، کوه، آجر ... اما خاکی که خدا برداشت با تمام خاکها فرق می کرد خدا آن را نگاه کرد و به او اجازه داد که در میان دستهایش نفس بکشد، بفهمد، ببیند، جان داشته باشد، اجازه داشت زندگی کند، انتخاب کند، رشد کند یا تغییر کند، عاشق شود و حتی پرواز کند. خاکی که از زمین برداشته شد در یک لحظه در میان دستهای خدا اجازه ی انسان شدن یافت. فرشته ها نگاه می کردند که چگونه آن مشت خاک تبدیل شد به عزیز دردانه ی خدا و حال این فرشته ها بودند که باید سجده می کردند و بر خاکی که یکباره قیمتی شد رشک می ورزیدند. حالا باید فهمید که خاک چگونه توانست ابلیس را از درگاه خدا بیرون کند. چگونه به ابلیس جرأت نافرمانی داد و از درگاه رانده شد. انسان یادت باشد همه چیز مهیاست... اجازه ی دیدن، شنیدن، انتخاب کردن، عاشق شدن و ... . مبادا حرکت نکنی! مبادا روز بازگشت همان خاک هم نباشی! این جا محل عبور است. باید بزرگ شوی تا بتوانی بپری... تلاش کن تا با بالهای خودت پرواز کنی...
♥
♥
از بهشت كه بيرون آمد تنها دارايی اش يك سيب بود سيبی كه به وسوسه آنرا چيده بود..
و مكافات اين وسوسه هبوط بود ..
فرشته ها گفتند:تو بی بهشت مي ميری، زمين جای تو نيست، زمين همه ظلم است و فساد ..
و انسان گفت: اما من به خودم ظلم كرده ام، زمين تاوان من است. اگر خدا چنين می خواهد پس زمين از
بهشت بهتر است ..
خدا گفت: برو بدان جاده ای كه تو را دوباره به بهشت می رساند،از زمين می گذرد، زمينی آكنده از خير و
شر، از حق و از باطل، از خطا و از ثواب..
و اگر خير و حق و ثواب پيروز شود تو بر ميگردی وگرنه...
و فرشته ها همه گريستند..
اما انسان نرفت، انسان نمی توانست برود، بر درگاه بهشت وا مانده بود، می ترسيد و مردد بود..
و آن وقت خدا چيزی به او داد كه هستی را مبهوت كرد و كائنات را به غبطه واداشت..
انسان دستهايش را گشود و خدا به او ((اختيار)) داد..
خدا گفت: حال انتخاب كن.. زيرا كه تو برای انتخاب كردن آفريده شده ای... برو و بهترين را برگزين كه بهشت,
پاداش به گزيدن توست عقل و دل و هزاران پيامبر نيز با تو خواهند امد تا تو بهترين را بر گزينی. و آنگاه ..
انسان زمين را انتخاب كرد. رنج، نبرد و صبوری را ..
و اين آغاز انسان بود...
ماهی
ولی زندگی خیلی سخته...و من نمی دونم چرا
KuRoSh
همیشه زندگی با اونی که تصور داشتیم فرق داشته و هیچ موقع اون طور که خواستیم پیش نرفت انسان هم آن گونه که تصور می کرد پیش نرفت
دلشاد
نمایش یا پنهان متن
ولی تو این زمونه انسان واقعی بودن سخته احساس میکنم بدتر از ابلیس شده ایمgarfild
Aramesh
الهـ......ـی..
دقیقاً...برای همینه که میگن:
یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم....گر که در خویش شکستیم صدای نکنیم پر پروانه شکستن هنر انسان نیست...گر شکستیم ز غفلت، من و مایی نکنیم یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم...وقت پر پر شدنش سازو نوایی نکنیم یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد...طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم زندگی صحنهٔ یکتای هنرمندی ماست....هر کسی نغمهٔ خود خواند و از صحنه رود صحنه پیوسته بجاست.........خرم آن نغمه که مردم بسپارند بیاد..
منکه شما رو همیشه فرشته دیدم داداشم..
garfild,
ممنون از گُل خوشگلت
Life Dream
راستي به نظرم قسمت اول و دوم داستان جابه جا شده! به نظرم قسمت اول بايد زير قسمت دوم ميبود، اينطوري ادامه دار ميبشد و زيباتر! فقط نظر شخصيم بود
نمایش یا پنهان متن
بازم مرسينمایش یا پنهان متن
مرس خوبنمایش یا پنهان متن
خوب مرسي من چيكار كنمحورا
ali41
روزگار بدی شده خواهرم دیگر تشخیص حقیقت سخت شده و آنچنان غبار بر قلبها نشسته که عقل نوری دریافت نمیکند تا حقایق را ببیند.
فقط و فقط باید دستها را رو به اسمان گرفت
متن زیبایی بود آبجی
farzane
The one
mami
Aramesh
کجاش... دقیقاً کدوم قسمت...
نمایش یا پنهان متن
راست گفتیمرررررررررررررســـــی داداشم ▧ تصویر در دسترس نیست
به قسمت وحشتناکش که رسیدی خودتو بسپار دست خدا..عزیزم
نمایش یا پنهان متن
حورا جونم عزیزم خدا وند در ذره ذره ی هستیه..ما همه جز ذرات این هستی هستیم.. وقتی میگیم خدا از رگ گردن به ما نزدیکتر یعنی او از ما به خودمون بیشتر آگاه..آگاه به نیت و اسرار درون ما.. برای همین عادلترین توانای مهربان..و او با نیتها و اعماق قلبها کارداره و جایی برای وحشت نمیتونه بمونه مگر برای آنهایی که در جستجوی حقیقت نبودن.. و دیدن و ایمان نیاوردن.. خواهری میدونم که عزززززیز خدایی.. فروتنان عزیز ترن به درگاه خدا..ببخش که خیلی حرف زدم.. نمیخواستم خواهر نازم وحشت داشته باشه..
روزگار بدی شده خواهرم دیگر تشخیص حقیقت سخت شده و آنچنان غبار بر قلبها نشسته که عقل نوری دریافت نمیکند تا حقایق را ببیند.
فقط و فقط باید دستها را رو به اسمان گرفت : الهی و ربی من لی غیرک (خدایا جز تو کسی را ندارم) خدایا حجت خویش را برسان ...
متن زیبایی بود آبجی
قبول دارم علی جان که روزگار بدی شده.. اما خوب با همه ی سختیها با همه ی زجرهایی که در بر داره خدا به ما قدرت" اختیار" داده و بقیه اش هم توکل به خودش..ممنون عزیز
farzane,
ممنونم فرزانه جون
The one,
ممنونم عزیزم
mami,
ممنونم عزیزززم
نغمه
Life Dream
مرررررررررررررســـــی داداشم
حالا زيباتر هم شد، مرسي آبجي جوني
Aramesh
ممنون نغمه جان
در واقع من باید تشکر کنم داداشم
حورا
خواهری کردی خواهری
mati
booseh
gilas
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→