₪ انجمن بوف بوفی ₪ » طنز و جوک » داستانهای خواستگاری داداشم ( طنز ) ܓ
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » طنز و جوک » داستانهای خواستگاری داداشم ( طنز ) ܓ

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



داستانهای خواستگاری داداشم ( طنز ) ܓ

427 بازدید، 20 پست، نویسنده: garfild

  • garfild



    تصویر در دسترس نیست



    پسرهای امروزی

    داداشم از بس رفته خواستگاری خسته شده. اومده به مامانم می گه یه دختری رو خودم زیر نظر دارم. به شرطی که زیاد سوال درباره اش نپرسین. فقط 5 تا سوال می تونید بپرسید. مامانم می پرسه:‌ پسرم این دختره کیه؟ اسمش چیه؟ باباش چه کاره است؟ کجا با هم آشنا شدین؟

    داداشم می گه: شد 4 تا سوال. فقط یه دونه دیگه می تونین بپرسین.




    طویله

    داداشم رفته خواستگاری. دختره پرسیده شما از بین یه دختر شهرستانی و یه تهرانی کدوم رو بیشتر ترجیح می دین؟ داداشم گفته: بستگی داره. به نظر من آدم توی هر طویله ای که بزرگ شده، باید بره از همون جا زن بگیره.

    دختر بغض کرده. به داداشم گفته:‌ واسه تون متاسفم. بعد از اتاق گذاشته اومده بیرون.




    صداقت

    داداشم رفته خواستگاری. واسه دختره تعریف کرده که من توی زندگی به صداقت خیلی اهمیت می دم. بعد خودش یه هویی جو گیر شده. گفته:‌مثلا من خیلی صادقانه بگم. خودم دیشب برای اولین برار رفتم یه پارتی که تجربه کنم ببینم این پارتی چه جور چیزیه . نمازم هم صبحش قضا شد.

    دیروز از خونه دختره زنگ زدن. می گن:‌ ما به پسر لاابالی که هر شب می ره پارتی، نمازش هم قضا می شه دختر نمی دیم.





    لوس بازی

    داداشم رفته خواستگاری. از دختره خوشش اومده. وقتی دختره داشته حرف می زده، خیار و پرتقال ظرف دختره رو برداشته پوست کنده. نمک زده و بهش تعارف کرده.

    می گه: دختره از این حرکت من خیلی خوشش اومد.

    بهش می گم: بدبخت زن ذلیل. توقع کاذب ایجاد نکن. فردا اون زن لباس هاش رو پرت می کنه جلوت مجبورت می کنه همش رو بشوری.




    توجه

    داداشم رفته خواستگاری. دختره گفته:‌ من می خوام بپرسم شما به این کتاب هایی که پشت سر من چیده شده و نشاندهنده علائق و سلائق منه توجه کردید؟

    داداشم گفته: راستش من به خدا شما هم خیلی توجه نکردم. چه برسه به کتاب های پشت سرتون.






    1 سپاس: jaj

  • نخبه

    این چه داداشیه اخه :22:

  • gilas

    داداشتو یه دکتر ببر ضرر نداره :4:

  • دلشاد

    نقل قول: garfild
    داداشم گفته: راستش من به خدا شما هم خیلی توجه نکردم. چه برسه به کتاب های پشت سرتون.

    247 247 247


  • farzane


  • ماهی

    جدیدا داریم برا داداشم می ریم خواستگاری ..فکر کنم منم باید چند وقت دیگه براتون خاطره بگم :83:

  • maryamlondon1

    چه با حاله مردم از خنده :23: :23:

  • Ahora Quien

    نقل قول: garfild
    داداشم رفته خواستگاری. از دختره خوشش اومده. وقتی دختره داشته حرف می زده، خیار و پرتقال ظرف دختره رو برداشته پوست کنده. نمک زده و بهش تعارف کرده.

    ای جانننن :4:


  • نغمه

    سعی کن از تجارب زندگی برادرت درس عبرت بگیری 299 245 245

  • garfild

    نقل قول: نخبه
    این چه داداشیه اخه :22:

    مگه چیه... :22:
    نقل قول: gilas
    داداشتو یه دکتر ببر ضرر نداره :4:

    دکتر میاد پیش داداشم :4:
    دلشاد,
    :4:
    نقل قول: farzane
    247 چه داداشیه 264

    ماه داداشم :8:
    نقل قول: ماهی
    جدیدا داریم برا داداشم می ریم خواستگاری ..فکر کنم منم باید چند وقت دیگه براتون خاطره بگم :83:

    پس منتظر خاطره شمام هستیم :5: :3:
    maryamlondon1,
    :4:

    نقل قول: Ahora Quien
    ای جانننن :4:

    :37:
    نقل قول: نغمه
    سعی کن از تجارب زندگی برادرت درس عبرت بگیری 299 245 245

    چشم :4: :83:


  • chenzo

    ای جان
    منم اگه بخوام قصه خاستگاری رفتنای داداشمو البته کوچیکه رو بگم ی مثنوی میشه نمی دونین چه کیسای مناسبی پیدا می کرد!!!!!!!!!!!
    خودشم بینی وبین الله از نظر زیبائی و خوشتیپی و کلاس سرآمد بودچند مثال:
    1-خانمی متاهل با دوفرزند
    2-دختری بیمار با خانواده ای شامل پدر: بیکار علاف معتاد مادر: معلوم الحال پسر خانواده: فراری عموی خانواده: اعدام به جرم حمل هروئین
    نیمی از فامیل هم به دلیل خلاف های گوناگون در زندان به سر می بردند و اما دختر خانواده دیگه نمیگم.......... :4: (این دیگه شاهکارش بود)
    3- دختر خانمی با چهره معصوم وبسیار نازنین در محله حلبی آباد( البته این یکی ونمی دونم چی شد)


  • ali41

    نقل قول: garfild
    به نظر من آدم توی هر طویله ای که بزرگ شده، باید بره از همون جا زن بگیره.

    :23: :23:


  • zrnznn

    بهش می گم: بدبخت زن ذلیل. توقع کاذب ایجاد نکن. فردا اون زن لباس هاش رو پرت می کنه جلوت مجبورت می کنه همش رو بشوری.

    په نه په...مرده باید لباساشو پرت کنه تا زنه بشوره؟؟؟؟؟ :14: :45:


  • mami

    نقل قول: garfild
    برای اولین برار رفتم یه پارتی

    :4:


  • هاچو هاچو

    :4: مرسی 826
    فکر کنم خودتم کم کم باید بری خواستگاری با اون حالته در جستجوی دوستیت :8:


  • sare69


  • The one

    واقعیه داداشت یا علمی تخیلی؟ :4:

  • garfild

    chenzo,
    :4:
    ali41,
    :4:
    نقل قول: zrnznn
    په نه په...مرده باید لباساشو پرت کنه تا زنه بشوره؟؟؟؟؟

    نه میدن ماشین لباسشویی میشوره :3: .....شما خودش زیاد ناراحت نکن :4:
    mami,
    Ahora Quien,
    :4:
    نقل قول: هاچو هاچو
    فکر کنم خودتم کم کم باید بری خواستگاری با اون حالته در جستجوی دوستیت :8:

    نه بابا...من هنوز تو مرحله جستجوش گیر کردم ...خیلی مونده تا اون مرحله :3:
    sare69,
    :37: :4:
    نقل قول: The one
    واقعیه داداشت یا علمی تخیلی؟ :4:

    گزینه دوم :4:
    mehrnoosh,
    :4:

پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: