ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
ali41
خسته ام از خودم ، از تکرار و ....
الهی...
الهی توفیقم ده که بیش از طلب همدردی ، همدردی کنم.
بیش از آن که مرا بفهمند ، دیگران را درک کنم.
پیش از آن که دوستم بدارند ، دوست بدارم.
زیرا در عطا کردن است که می ستانیم و در بخشش است که بخشیده می شویم و در مردن است که حیات ابدی می یابیم.
ولی چه کنم گاهی از فهم خودم عاجزم و شعر قیصر امین پور آرومم میکنه:
خسته ام از آرزوها ، آرزوهای شعاری
شوق پرواز مجازی ، بالهای استعاری
لحظه های کاغذی را، روز و شب تکرار کردن
خاطرات بایگانی،زندگی های اداری
آفتاب زرد و غمگین ، پله های رو به پایین
سقفهای سرد و سنگین ، آسمانهای اجاری
با نگاهی سر شکسته،چشمهایی پینه بسته
خسته از درهای بسته، خسته از چشم انتظاری
صندلی های خمیده،میزهای صف کشیده
خنده های لب پریده ، گریه های اختیاری
عصر جدول های خالی، پارک های این حوالی
پرسه های بی خیالی، نیمکت های خماری
رو نوشت روزها را،روی هم سنجاق کردم:
شنبه های بی پناهی ، جمعه های بی قراری
عاقبت پرونده ام را،با غبار آرزوها
خاک خواهد بست روزی ، باد خواهد برد باری
روی میز خالی من، صفحه ی باز حوادث
در ستون تسلیتها ، نامی از ما یادگاری
و گاهی میرم تو عمق نوشته های دکتر:
اگر دروغ رنگ داشت هر روز شاید
ده ها رنگین کمان از دهان ما نطفه می بست
و بی رنگی کمیاب ترین چیزها بود ...
اگر عشق ارتفاع داشت
من زمین را زیر پای خود داشتم
و تو هیچ گاه عزم صعود نمی کردی
آنگاه شاید پرچم کهربایی مرا در قله ها به تمسخر می گرفتی !!!
اگر گناه وزن داشت هیچ کس را توان آن نبود که گامی بردارد !
اگر دیوار نبود نزدیکتر بودیم
همه وسعت دنیا یک خانه می شد
و تمام محتوای سفره سهم همه بود
و هیچ کس در پشت هیچ ناکجایی پنهان نمی شد ...
اگر خواب حقیقت داشت
همیشه با تو در آن ساحل سبز لبریز از ناباوری بودم ...
اگر همه سکه داشتند
دلها سکه را بیش از خدا نمی پرستیدند
و یکنفر کنار خیابان خواب گندم نمی دید
تا دیگری از سر جوانمردی بی ارزشترین سکه اش را نثار او کند !
اگر مرگ نبود زندگی بی ارزشترین کالا بود
زیبایی نبود , خوبی هم شاید
اگر عشق نبود به کدامین بهانه می خندیدیم و می گریستیم؟
کدام لحظه ناب را اندیشه می کردیم؟
چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟
آری بیگمان پیش تر از اینها مرده بودیم , اگر عشق نبود ...
اگر کینه نبود قلبها تمام حجم خود را در اختیار عشق می گذاشتند
و من با دستانی که زخم خورده توست
گیسوان بلند تو را نوازش می کردم
و تو سنگی را که من به شیشه ات زده بودم به یادگار نگه می داشتی و
ما پیمانه هایمان را شبهای مهتابی به سلامتی دشمنانمان پر می کردیم ؟!
خلاصه نمیدانم در کدامین سر زمین سیر میکنم؟ من کیستم؟! اینجا کجاست؟! ...... به کجا میروم؟! ....
نمایش یا پنهان متن
خسته از منحني بودن و عشق.خسته از حس غريبانه اين تنهايي.
بخدا خسته ام از اينهمه تکرار سکوت.
بخدا خسته ام از اينهمه لبخند دروغ.
بخدا خسته ام از حادثه ساعقه بودن در باد.
همه عمر دروغ،
گفته ام من به همه.
گفته ام:
عاشق پروانه شدم!
واله و مست شدم از ضربان دل گل!
شمع را ميفهمم!
کذب محض است،
دروغ است،
دروغ!!
من چه ميدانم از،
حس پروانه شدن؟!
من چه ميدانم گل،
عشق را ميفهمد؟
يا فقط دلبريش را بلد است؟!
من چه ميدانم شمع،
واپسين لحظه مرگ،
حسرت زندگيش پروانه است؟
يا هراسان شده از فاجعه نيست شدن؟!
به خدا من همه را لاف زدم!!
بخدا من همه عمر به عشاق حسادت کردم!!
باختم من همه عمر دلم را،
به سراب !!
باختم من همه عمر دلم را،
به شب مبهم و کابوس پريدن از بام!!
باختم من همه عمر دلم را،
به حراس تر يک بوسه به لبهاي خزان!!
بخدا لاف زدم،
من نميدانم عشق،
رنگ سرخ است؟!
آبيست؟!
يا که مهتاب هر شب، واقعاً مهتابيست؟!
عشق را در طرف کودکيم،
خواب ديدم يکبار!
خواستم صادق و عاشق باشم!
خواستم مست شقايق باشم!
خواستم غرق شوم،
در شط مهر و وفا
اما حيف،
حس من کوچک بود.
يا که شايد مغلوب،
پيش زيبايي ها!!
بخدا خسته شدم،
ميشود قلب مرا عفو کنيد؟
و رهايم بکنيد،
تا تراويدن از پنجره را درک کنم!؟
تا دلم باز شود؟!
خسته ام درک کنيد.
ميروم زندگيم را بکنم،
ميروم مثل شما،
پي احساس غريبم تا باز،
شايد عاشق بشوم!!
gilas
یاد آهنگ گروه TM افتادم که میگه من فقط جوگیر شدم
خیلی جلفه وگرنه میزاستم تو تاپیکت
ali41
نابغه جونم چیزی بنام پارادکس شنیدی یا بازش کنم برات
gilas
نه چی هست خوردینه
نمایش یا پنهان متن
یه کار نکن برای پارادوکس آهنگ بزارم تو تاپیک ، تاپیک بره به فنا هاmaryamlondon1
خسته نباشی علی اقا
دلشاد
واقعا خسته ام از ...
garfild
خسته از حس غريبانه اين تنهايي.
بخدا خسته ام از اينهمه تکرار سکوت.
بخدا خسته ام از اينهمه لبخند دروغ.
بخدا خسته ام از حادثه ساعقه بودن در باد.
همه عمر دروغ،
گفته ام من به همه.
گفته ام:
عاشق پروانه شدم!
هاچو هاچو
ali41
بله ولی نمیزارن بخوریمش میگن اوف میشی
نمایش یا پنهان متن
لا اقل یه آهنگ بزار همه بدونن من خسته ام تازه از سر کار اومدمali41
سلام
دلشاد,
چاکریم بهروز جان تو هم خسته نباشی
grafild,
علی جان تو هم خسته نباشی
یه جوری گفتی زیبا بود
ماهی
gilas
خودت خواستی
بهونه:به درخواست صاحب تایپیک این موزیک برداشته شد
ali41
شما به روح ترانه اعتقاد داری
نمایش یا پنهان متن
حالا تا شب بمونه ایرادی نداره ولی آخر شب عوضش کن یدونه آهنگ که اشک حسابدارا رو در بیاره بزارماهی,
ببخشید ناراحت شدی ماهی جان
farzane
ali41
عزیزم نبینم غصه میخوری
mami
در سرزمین ایران -فکر کنم آقای علی - اینجا سایت بوف بوفیست -اونو دیگه نمی دونم خودت بگو
zrnznn
baron jon
مرسی
*سکوت ، فریاد هزاران درد است در وسعت بی انتهای ناگفته ها*
ali41
میروم تا به هوای سر کویش پر و بالی بزنم. روزها فکر من این است و همه شب سخنم که چرا غافل از احوال دل خویشتنم؟
تشریف بیارید با هم بریم
Ahora Quien
اینجوریی
نبینم دلت گرفته باشههه
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→