ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
✿ کله پوک تا وقتی زنده ام ✿
KuRoSh
وقتی هم بند دیگر زندان، ما را به هم معرفی می کرد، او را آلوین هاس ننامید، بلکه او را «کله پوک» معرفی کرد. فورا از لقب آلوین احساس ناراحتی کردم. او که بلند قد و خوش صحبت بود، وقتی با من دست می داد، به صورتم نگاه نکرد، او تاس بود و موهای اطراف سرش تا پایین شانه هایش می رسید. او خالکوبی بزرگ و ترسناکی بر فرق سر تاسش داشت. خالکوبی بالی که تمام سطح روی سرش را پوشانده بود.
به عنوان یک معلم همیشه سعی می کردم آرامش را در کلاس برقرار کنم از روز اول موفق به انجام این کار شدم. پس از پایان کلاس، کله پوک هنگام بیرون رفتن از کلاس کاغذی به من داد. با خود فکر کردم: «حتما می خواهد مرا تهدید کند که اگر نمره خوبی به او ندهم، او با دوست دیگرش مزاحمم خواهند شد.»
چند دقیقه بعد، فرصتی پیدا کردم تا یادداشت او را بخوانم. او نوشته بود: «معلم عزیز، صبحانه وعده ی غذایی مهمی است، اگر به موقع سر صبحانه حاضر نشوید، گرفتار دردسر بزرگی می شوید. کله پوک، هیپی کوهستان.»
کله پوک طی ماههای متمادی شش کلاس را با من گذراند. او شاگرد بسیار خوب و کم حرفی بود. او هر روز یادداشتی شامل سخنان پر معنی، ضرب المثل یا پندی آموزنده به من می داد. من مشتاق دریافت آن ها بودم و اگر به هر دلیلی یادداشتی به من نمی داد، دلگیر می شدم. تا امروز تمام آن یادداشت ها را نگه داشتم. من و کله پوک حرف هم را می فهمیدیم. من می دانستم که هر بار که دهانم را برای تدریس مطلبی باز می کنم، او حرف مرا می فهمد. او با سکوت خود، هر چیزی که می گفتم را درک می کرد. ارتباط ذهنی ویژه ای میان ما برقرار شده بود.
در پایان هر دوره، شاگردان مدرک دریافت می کردند. کله پوک دوره را به خوبی پشت سر گذاشت و من با دادن مدرک به او بسیار هیجان زده شده بودم. وقتی مدرکش را می دادم، ما تنها بودیم. با او دست دادم و گفتم که حضور او در کلاسم لذت بخش بوده و از جدیت و رفتار خوبش قدردانی کردم. واکنش او تا ابد در ذهنم حک شد و اثری عمق در زندگی ام برجای گذاشت. کله پوک به آرامی گفت: «ممنون لاری. تو اولین معلمی هستی که به من گفتی کارهایم را به درستی انجام می دهم.»
وقتی او را ترک می کردم، احساسات در وجودم به غلیان در آمد. از اینکه در تمام سالهای رشد و شکوفایی کله پوک، کسی از او قدردانی نکرده بود، اشک از چشمانم جاری شد.
من به شیوه «مکتب قدیم» تعلق دارم و در شرایطی محافظه کارانه بزرگ شدم و معتقدم جنایتکاران باید تاوان عمل زشت خود را بدهند. اما چندین بار از خودم پرسیدم: «آیا ممکن است چون هیچ کس تا به حال کله پوک را تشویق نکرده، کار او به زندان کشیده است؟»
بدون شک هر شاگردی دست کم یک کار درست انجام می دهد و من این موضوع را باید می پذیرفتم. از کله پوک ممنونم که به من فهماند من هم کاری را درست انجام داده ام.
لاری ترهرست
Ahora Quien
منم موافقم هرکسی که لایق هست رو باید تشویق کرد .. و همچنین وقتی کسی میخواد دل به کاری ببنده هم باید تشویق بشه
در کل تشویق خوب چیزی میباشید اووستااااااااااادددددددد
Galexy
roze sorkh
و تفکر برانگیز
ممنون
roze sorkh
و تفکر برانگیز
ممنون
هاچو هاچو
sare69
نخبه
gilas
دلشاد
ماهی
farzane
farzane
farzane
The one
KuRoSh
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→