صفحه اصلی
انجمن بوف بوفی
قوانین انجمن
پستهای جدید
اشتراکهای شما
تاپیکهای شما
پستهای شما
کیبورد فارسی
آپلود سنتر
جستجوی دقیق
₪ انجمن بوف بوفی ₪
»
هنر و ادبیات
» &&& ماجـرای کـلاغ عـــاشــق &&&
₪ انجمن بوف بوفی ₪
»
هنر و ادبیات
» &&& ماجـرای کـلاغ عـــاشــق &&&
لطفاً چند لحظه منتظر بمانید..!
جستجوی دقیق
آپلود سنتر
کیبورد فارسی
پستهای شما
تاپیکهای شما
اشتراکهای شما
پستهای جدید
قوانین انجمن
انجمن بوف بوفی
صفحه اصلی
₪ انجمن بوف بوفی ₪
»
هنر و ادبیات
» &&& ماجـرای کـلاغ عـــاشــق &&&
43 صفحه قبل
1
2
3
...
41
42
43
صفحه بعد
&&& ماجـرای کـلاغ عـــاشــق &&&
319 بازدید، 15 پست، نویسنده: دلشاد
+41
سوابق امتیازات
دلشاد
۵ اسفند ۱۳۹۰
1
ماجـرای کـلاغ عـــاشــق!
یه روزی آقـــای کـــلاغ،
یا به قول بعضیا جناب زاغ
رو دوچرخه پا میزد،
رد شدش از دم باغ
▧
تصویر در دسترس نیست
پای یک درخت رسید،
صدای خوبی شنید
نگاهی کرد به بالا،
صاحب صدا رو دید
یه قناری بود قشنگ،
بال و پر، پر آب و رنگ
وقتی جیک جیکو میکرد،
آب میکردش دل سنگ
▧
تصویر در دسترس نیست
قلب زاغ تکونی خورد،
قناری عقلشو برد
توی فکر قناری،
تا دو روز غذا نخورد
▧
تصویر در دسترس نیست
روز سوم کلاغه،
رفتش پیش قناری
گفتش عزیزم سلام،
اومدم خواستگاری!
▧
تصویر در دسترس نیست
نگاهی کرد قناری،
بالا و پایین، راست و چپ
پوزخندی زد به کلاغ،
گفتش که عجب! عجب
منقار من قلمی،
منقار تو بیست وجب
واسه چی زنت بشم؟
مغز من نکرده تب
کلاغه دلش شیکست،
ولی دید یه راهی هست
برای سفر به شهر،
بار و بندیلش رو بست
یه مدت از کلاغه،
هیچ کجا خبر نبود
وقتی برگشت به خونه،
از نوکش اثر نبود
داده بود عمل کنن،
منقار درازشو
فکر کرد این بار میخره،
قناریه نازشو
باز کلاغ دلش شیکست،
نگاه کرد به سر و دست
آره خب، سیاه بودش!
اینجوری بوده و هست
دوباره یه فکری کرد،
رنگ مو تهیه کرد
خودشو از سر تا پا،
رفت و کردش زرد زرد
رفتش و گفت: قناری!
اومدم خواستگاری
شدم عینهو خودت،
بگو که دوسم داری
اخمای قناریه،
دوباره رفتش تو هم!
▧
تصویر در دسترس نیست
کلهمو نگاه بکن،
گیسوهام پر پیچ و خم
موهای روی سرت،
وای که هست خیلی کم
فردا روزی تاس میشی!
زندگیمون میشه غم
کلاغ رفتش به خونه
نگاه کرد به آیینه
نکنه خدا جونم!
سرنوشت من اینه؟!
ولی نا امید نشد،
رفت تو فکر کلاگیس
گذاشت اونو رو سرش،
تفی کرد با دو تا لیس
کلاه گیسه چسبیدش،
خیلی محکم و تمیز
روی کلهی کلاغ،
نمیخورد حتی یه لیز
▧
تصویر در دسترس نیست
نگاه که خوب میکنم،
میبینم گردنتو
یه جورایی درازه،
نمیشم من زن تو
کلاغه رفتشو من،
نمیدونم چی جوری
وقتی اومدش ولی،
گردنش بود اینجوری
▧
تصویر در دسترس نیست
خجالت نمیکشی؟
با اون گوشتای شیکم!؟
دوست دارم شوهر من،
باشه پیمناست دست کم!
دیگه از فردا کلاغ،
حسابی رفت تو رژیم
میکردش بدنسازی،
بارفیکس و دمبل و سیم
بعدش هم میرفت تو پارک،
میدویید راهای دور
آره این کلاغ ما،
خیلی خیلی بود صبور
▧
تصویر در دسترس نیست
واسه ریختن عرق،
میکردش طناببازی
ولی از روند کار،
نبودش خیلی راضی
پا شدو رفتش به شهر،
دنبال دکتر خوب
دو هفته بستری شد،
که بشه یه تیکه چوب
قرصای جور و واجور،
رژیمای رنگارنگ
تمرینهای ورزشی،
لباسای کیپ تنگ
آخرش اومد رو فرم،
هیکل و وزن کلاغ
با هزار تا آرزو،
اومدش به سمت باغ
▧
تصویر در دسترس نیست
وقتی از دور میومد،
شنیدش صدای ساز
تنبک و تنبور و دف،
شادی و رقص و آواز
دل زاغه هری ریخت!
نکنه قناریه؟
شایدم عروسی
بازای شکاریه!
▧
تصویر در دسترس نیست
دیدش ای وای قناری،
پوشیده رخت عروس
یعنی دامادش کیه؟
طاووسه یا که خروس؟
هی کی هست لابد تو تیپ،
حرف اولو میزنه!
توی هیکل و صورت،
صد برابر منه
کلاغه رفتشو دید،
شوهر قناری رو
شوکه شد، نمیدونست،
چیز اصل کاری رو!
میدونین مشکل کار،
از همون اول چی بود؟
کلاغه دوچرخه داشت،
صاحب بی ام و نبود
▧
تصویر در دسترس نیست
↑ بالا
گزارش
0
سوابق امتیازات
farzane
۵ اسفند ۱۳۹۰
2
بسیار جالب و بامزه بود مرسی
↑ بالا
گزارش
+12
سوابق امتیازات
zrnznn
۵ اسفند ۱۳۹۰
3
وای چه باحالا...چه راهایی رفت این کلاغه در پی عشق.......
↑ بالا
گزارش
0
سوابق امتیازات
bijjan
۵ اسفند ۱۳۹۰
4
خیلی با حال بود چخ ممنون داداش بهروز حیونی کلاغه
↑ بالا
گزارش
0
سوابق امتیازات
mami
۵ اسفند ۱۳۹۰
5
آخی الهی طفلک کلاغه
ممنون آقا بهروز
↑ بالا
گزارش
0
سوابق امتیازات
KuRoSh
۵ اسفند ۱۳۹۰
6
قشنگ بود با اون که برام تکراری بود بهروز جان
ارزش دوباره خوندن رو داشت
خیلی سپاس و تشکر هم برای آهنگ شادت هم برای تاپیک زیبات که براش زحمت کشیده بود
↑ بالا
گزارش
0
سوابق امتیازات
mehrnoosh
۵ اسفند ۱۳۹۰
7
اخه الاهی بیچاره کلاغ جون.
مرسی قشنگ بود
↑ بالا
گزارش
+1
سوابق امتیازات
gilas
۵ اسفند ۱۳۹۰
8
طلفک
↑ بالا
گزارش
0
سوابق امتیازات
yaftian
۵ اسفند ۱۳۹۰
9
قناری
↑ بالا
گزارش
0
سوابق امتیازات
roze sorkh
۵ اسفند ۱۳۹۰
10
اولین کلاغی که دل آدم براش می سوزه
↑ بالا
گزارش
+3
سوابق امتیازات
نغمه
۵ اسفند ۱۳۹۰
11
این ناقناری ای قناری نما ای معتقد به روح ای ....
↑ بالا
گزارش
+1
سوابق امتیازات
maryamlondon1
۵ اسفند ۱۳۹۰
12
چه تاپیک زیبای بهروز جان
↑ بالا
گزارش
+13
سوابق امتیازات
arash52
۶ اسفند ۱۳۹۰
13
جالب و قابل تامل بود
↑ بالا
گزارش
0
سوابق امتیازات
booseh
۶ اسفند ۱۳۹۰
14
جالب بود ممنون
↑ بالا
گزارش
0
سوابق امتیازات
N.e.D.a
۶ اسفند ۱۳۹۰
15
الهيييي دلم سوخت واسه كلاغه
اي قناريه پول دوست
↑ بالا
گزارش
اطلاعات
کاربراني که در گروه کاربري
ميهمان
قرار دارند، نمي توانند پستي در اين انجمن ارسال کنند.!
ورود به سایت
ثبت نام
انتقال به گروه کاربری پیشرفته
43 صفحه قبل
1
2
3
...
41
42
43
صفحه بعد
اشتراک گذاری این مطلب
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر:
ورود
نام کاربری:
کلمه عبور:
کلمه عبورم را فراموش کرده ام
ورود
ثبت نام
دلشاد
یه روزی آقـــای کـــلاغ،
یا به قول بعضیا جناب زاغ
رو دوچرخه پا میزد،
رد شدش از دم باغ
▧ تصویر در دسترس نیست
پای یک درخت رسید،
صدای خوبی شنید
نگاهی کرد به بالا،
صاحب صدا رو دید
یه قناری بود قشنگ،
بال و پر، پر آب و رنگ
وقتی جیک جیکو میکرد،
آب میکردش دل سنگ
▧ تصویر در دسترس نیست
قلب زاغ تکونی خورد،
قناری عقلشو برد
توی فکر قناری،
تا دو روز غذا نخورد
▧ تصویر در دسترس نیست
روز سوم کلاغه،
رفتش پیش قناری
گفتش عزیزم سلام،
اومدم خواستگاری!
▧ تصویر در دسترس نیست
نگاهی کرد قناری،
بالا و پایین، راست و چپ
پوزخندی زد به کلاغ،
گفتش که عجب! عجب
منقار من قلمی،
منقار تو بیست وجب
واسه چی زنت بشم؟
مغز من نکرده تب
کلاغه دلش شیکست،
ولی دید یه راهی هست
برای سفر به شهر،
بار و بندیلش رو بست
یه مدت از کلاغه،
هیچ کجا خبر نبود
وقتی برگشت به خونه،
از نوکش اثر نبود
داده بود عمل کنن،
منقار درازشو
فکر کرد این بار میخره،
قناریه نازشو
باز کلاغ دلش شیکست،
نگاه کرد به سر و دست
آره خب، سیاه بودش!
اینجوری بوده و هست
دوباره یه فکری کرد،
رنگ مو تهیه کرد
خودشو از سر تا پا،
رفت و کردش زرد زرد
رفتش و گفت: قناری!
اومدم خواستگاری
شدم عینهو خودت،
بگو که دوسم داری
اخمای قناریه،
دوباره رفتش تو هم!
▧ تصویر در دسترس نیست
کلهمو نگاه بکن،
گیسوهام پر پیچ و خم
موهای روی سرت،
وای که هست خیلی کم
فردا روزی تاس میشی!
زندگیمون میشه غم
کلاغ رفتش به خونه
نگاه کرد به آیینه
نکنه خدا جونم!
سرنوشت من اینه؟!
ولی نا امید نشد،
رفت تو فکر کلاگیس
گذاشت اونو رو سرش،
تفی کرد با دو تا لیس
کلاه گیسه چسبیدش،
خیلی محکم و تمیز
روی کلهی کلاغ،
نمیخورد حتی یه لیز
▧ تصویر در دسترس نیست
نگاه که خوب میکنم،
میبینم گردنتو
یه جورایی درازه،
نمیشم من زن تو
کلاغه رفتشو من،
نمیدونم چی جوری
وقتی اومدش ولی،
گردنش بود اینجوری
▧ تصویر در دسترس نیست
خجالت نمیکشی؟
با اون گوشتای شیکم!؟
دوست دارم شوهر من،
باشه پیمناست دست کم!
دیگه از فردا کلاغ،
حسابی رفت تو رژیم
میکردش بدنسازی،
بارفیکس و دمبل و سیم
بعدش هم میرفت تو پارک،
میدویید راهای دور
آره این کلاغ ما،
خیلی خیلی بود صبور
▧ تصویر در دسترس نیست
واسه ریختن عرق،
میکردش طناببازی
ولی از روند کار،
نبودش خیلی راضی
پا شدو رفتش به شهر،
دنبال دکتر خوب
دو هفته بستری شد،
که بشه یه تیکه چوب
قرصای جور و واجور،
رژیمای رنگارنگ
تمرینهای ورزشی،
لباسای کیپ تنگ
آخرش اومد رو فرم،
هیکل و وزن کلاغ
با هزار تا آرزو،
اومدش به سمت باغ
▧ تصویر در دسترس نیست
وقتی از دور میومد،
شنیدش صدای ساز
تنبک و تنبور و دف،
شادی و رقص و آواز
دل زاغه هری ریخت!
نکنه قناریه؟
شایدم عروسی
بازای شکاریه!
▧ تصویر در دسترس نیست
دیدش ای وای قناری،
پوشیده رخت عروس
یعنی دامادش کیه؟
طاووسه یا که خروس؟
هی کی هست لابد تو تیپ،
حرف اولو میزنه!
توی هیکل و صورت،
صد برابر منه
کلاغه رفتشو دید،
شوهر قناری رو
شوکه شد، نمیدونست،
چیز اصل کاری رو!
میدونین مشکل کار،
از همون اول چی بود؟
کلاغه دوچرخه داشت،
صاحب بی ام و نبود
▧ تصویر در دسترس نیست
farzane
zrnznn
bijjan
mami
ممنون آقا بهروز
KuRoSh
ارزش دوباره خوندن رو داشت
خیلی سپاس و تشکر هم برای آهنگ شادت هم برای تاپیک زیبات که براش زحمت کشیده بود
mehrnoosh
مرسی قشنگ بود
gilas
yaftian
roze sorkh
نغمه
maryamlondon1
arash52
booseh
N.e.D.a
اي قناريه پول دوست
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→