ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
صحبت از عید مکن بگذر و راحت بگذار
ali41
چشمه عشق در این ملک سراب است سراب
پایه عدل و شرف پاک خراب است خراب
عز و مردانگی و فهم عذاب است عذاب
جور بر مردم بد بخت صواب است صواب
آه ای چشم زمین قافله سالار زمان
باز گو با من سر گشته خور عالمتاب
آدمیت به کجا رفته کجا رفته شرف؟
کو حقیقت ز چه رو مرده چرا رفته به خواب؟
این چه رسمیت چه نظمیست چه وضعیست خدا؟
سبب این همه بدبختی و غم کیست خدا؟
جز خدایان زر و کهنه پرستان پلید
هیچ کس زنده در این شب به خدانیست خدا
کی رسد روز و شود چیره بر این ظلمت تار؟
که پیادست در آن حق وستمکار سوار
سر نوشت همه بازیچه مشتی عیار
سر زحمت به طناب عدم از دار به دار
زیر خاک است گل و زینت گلدان هاخار
فقر می باردش از هر در و از هردیوار
زندگی پول نفس پول هوس پول هوار
قدرتی کو که بر آید ز پس پول هوار
هموطن خنده مکن بر رخ این حاجی خوار
صحبت از عید مکن بگذر و راحت بگذار
زاده فقر کجا و طرب فصل بهار
من بیکار که صد بار بمیرم هر روز
بالشم سنگ و دلم تنگ و تنم بسترسوز
کت من در گرو عید گذشته است هنوز
به من آخر چه که نوروز سعید است امروز
کهنه روزم چه بد آخر که چه باشدنوروز!
هفت سین من اگر بودی و می دیدی چیست
همنشین من غارت زده می دیدی کیست
می زدی داد فلک تا به فلک زنگ به زنگ
که تفو بر تو محیط شرف آلوده به ننگ
هفت سین من که چه سینی و چه هفت
سینه ای کشته دل و سوز سرشکی گلرنگ
سرفه های تب و سرسام سکوتی دلتنگ
سفره ای خالی و سرما و سری برسرسنگ
آخر ای هموطنان
سالتان باد به صد سال فرحبخش قرین
هفت سین کی به جهان کسی بهتر ازاین؟
دیده هر سو که بیفتد ز یسار و زیمین
سایه فقر سیه کرده سرو روی زمین
سبز برگ در ختان همه بی لطف و حزین
لاله را ژاله صفت اشک الم گشته عجین
زن غمین پیر غمین بچه غمین
وه که سرتاسر این ملک ستمدیده زار
نفسی نیست دهد مژده ز ایام بهار
شیون و درد و فغان داده به سر بادوزان
جای می خون سیه می چکد از چشم رزان
این که چیزی نبود هموطنان بدتر از
عجب اینجاست که افتاده زپا چرخ زمان
کی فلک دیده به خود
فصل خزان بعد خزان!!
شعر از: کارو
دلشاد
farzane
gilas
بگم ؟؟ بگم ؟؟؟
ali41
مرسی بهروز جان
مرسی عزیزم
حتما بگو
ژنرال
ali41
اینقدر که نگران نگفتن ایشونم نگران گفتنشون نیستم
The one
نمایش یا پنهان متن
میگم این تاپیکو کدوم متوهم ولنگار بیسوادی زده؟maryamlondon1
بالشم سنگ و دلم تنگ و تنم بسترسوز
کت من در گرو عید گذشته است هنوز
به من آخر چه که نوروز سعید است امروز
کهنه روزم چه بد آخر که چه باشدنوروز!
خیلی زیبا مرسی علی اقا
shaparak64
مرسی
ali41
قربونت برم
ممونم
زنده باشی
mojde
مرسي مباركه
mami
اصلا حرفشو نزن من عاشق عيدم با همه ي تفاسيرش
من بیکار که صد بار بمیرم هر روز
بالشم سنگ و دلم تنگ و تنم بسترسوز
کت من در گرو عید گذشته است هنوز
به من آخر چه که نوروز سعید است امروز
کهنه روزم چه بد آخر که چه باشدنوروز!
هفت سین من اگر بودی و می دیدی چیست
همنشین من غارت زده می دیدی کیست
ali41
امید، آینده خوب ، پر نشاط ، بی دغدغه و نتیجه مثبت شعر تلخ کارو ، بر شما هم مبارک باشه
پیشاپیش مبارکت باشه
کار خدا رو چه دیدی شاید عید ما هم یه روز رسید
Holtek
اتفاقا عيدست ، درآن كوش كه خوش دل باشي
نمایش یا پنهان متن
نخبه
ماهی
نمی دونم این چندمین عیده که این فکر از سر من می گذره
ژنرال
ali41
عید هم عاشق شماست این حرفام حالیش نیست
صبرکن، ای دل! شبی آخر به ما هم میرسد
ژنرال,
zrnznn
نمایش یا پنهان متن
عیدو دوست دارم ولی کاش بر میگشتم به 5 یا 6 سال پیش...اون موقع بیشتر عیدو دوست میداشتممممم.من امشب حس گریه دارم.....آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→