ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
The one
مولوی زیست شناس بود یا مثنوی اناتومی ؟ اوه حواسم نبود واسه همین معنوی بوده دیگه
ali41
مبارک علی آقا باشه. سعی کردم مطلبی بنگارم ولی در اینطور مواقعی سر چشمه قرایحم می خشکه، از اون تاپیکها بزنید تا بیام براتون مثنوی هفت من بسرایم.ای تو روحت پروستات.
خیلی بد شانس یا کم سعادت بودم که از حضور پر فیض شما تو فقر شنا میکردم و محروم بودم
من شعری نیستم ولی مثنویتون رو دوس دارم دیاکوی عزیز
لطف عالی مزید خوش حال شدم
هاچو هاچو
مرسی هیفای مهربون
EVANESCENCE
مبارک علی اقا باشه
KuRoSh
همون خیریه خودش کلی حرف داره
علیرضا
ممنون از تاپیک قشنگتون.
ali41
از اونجایی که من یه مدت شاگرد کفاش بودم پدیده های بی کفشو زود میکشفم
بزار پاهات برهنه بمونه گلم ، لیاقت تو تاج عزت بر سری است که در تاریکخانه روزگار عکسهایی به زیبایی خنده پاک نوزاد، به تصویر میکشه ..... پابرهنه در عرش بمان ، با کفش در فرش مباش
مهدی جان مرسی عزیزم لپاتو به چشم برادری
EVANESCENCE,
ممنونم
به واسطه یکتای عزیز چه افتخاری نصیب من شد که دوست بزرگوارم سری به کلبه درویشان بزنند
Aramesh
الهــــــــــــــی...
من عاشــ..........ـق رزم..مرررررررسی یکتای خوش قلب و مهربونم...
shaparak64
هههههههههه
نمایش یا پنهان متن
ali41
دوست خوب کسیه که اشکتو در بیاره نه کسی که خندتو در بیاره
نوش جونت واسه اخلاقت خوبه
Aramesh,
تو که خوشت اومد میگفتی سهمیه بابای بچه رو بیشتر میکردم
ژنرال
ali41
تو هنوزم اینتراپت منو یادته
نمایش یا پنهان متن
مرسی داداش گلمThe one
خواهش میشه میتی
EVANESCENCE,
الهی من قربونت برم خیلی مبارک باشه خانمی خواهری نازم
نمایش یا پنهان متن
دیدی این همسایه فضولها رو که روزی شونصد بار با ادم احوالپرسی می کنن و تبریکم میگنجلال جان خیره یعنی در برابر هر توفیق الهی سر تعظیم فرود می اوریم.. حالا این توفیق میتونه مادی معنوی فرهنگی اجتماعی و الی اخره باشه که وقت سر زدن به سایت رو هم طبعا کمتر میکنه اوکی عزیز خواهری؟
ممنون از تاپیک قشنگتون.
خواهش میکنم علیرضا جان من کوچیکتر از اونم که بخوام کسی رو تایید کنم
بزار پاهات برهنه بمونه گلم ، لیاقت تو تاج عزت بر سری است که در تاریکخانه روزگار عکسهایی به زیبایی خنده پاک نوزاد، به تصویر میکشه ..... پابرهنه در عرش بمان ، با کفش در فرش مباش
شما لطفا یک لیست از دفتر خاطراتتون رو اینور اب پرت کنید داره لازم میشه کم کم
نمایش یا پنهان متن
عجب جمله ی زیبایی بود دومی دست مریزاد استاد لذت بردمقربانت قابل تو نداشت نازنینم
اول بپرسید ببینید ابرنگ باشه یا رنگ روغن
گازهای بی اثر که خیلی وقته کشف شدن
نمایش یا پنهان متن
ساری ولی شوخی بیمزه ای بودAramesh
نهههههههههه...
نمایش یا پنهان متن
از لا در و دیوار و سقف و پنجره و..The one
ali41
من بجای دفتر خاطراتم دوست دارم سهامدار تنهایت بشم و در کشف راز آرامشو و سربلندیت در زمین بی مهریها به آسمان پرواز کنم .... دوست داشتی دستتو بده به من بیا از بالا نگاه کن و فقط امروزو ببین تا تلخی گذشته و خطای دیروزها رو به فراموشی بسپریم
The one
نمایش یا پنهان متن
علییAramesh
مرررررررسی عزیزم...
ژنرال
آدم گاز بی خطر باشه، بهتره تا اینکه دی اکسید کربن باشه
نمایش یا پنهان متن
ما ارادت داریم خدمت شماali41
روزگاری پر ز بی مهری و کین ... خون دل هم از درون کرده کمین
عزیزترینم دیگه اجازه نمیدم کسی خون بدلت کنه
ناگهان تابنده شد نوری مرا ... نوری از عشق و خدا، نه از زمین
نور خدا به رقت قلب خودت بوده ، من فقط تو رو از خدا برای خدا خواستم همین
روشنایی داد و بر ابرم نهاد ... هم انرژی داد و فریادی وزین
شاکرم که باعث شدم قدر زیباییتو بدونی و حرفاتو بزنی
دادم از بیداد جور عشق بود ... کز تکلف شرم آرد بر جبین
عرق شرم بر جبین آنان که قدر عشق و محبت تو رو ندونستن
داد من مخفی درون یاد و من ... همچو خاکستر به قلب آتشین
فدای قلبت بشم
یاد دادی داد من والاتر است ... برتر از حتی غروری آهنین
فرط تواضعت گاهی بی مهری به خود نازنینت بود و منشا سوء استفاده اغیار
بی تو من فریاد قلب خسته ام ... با تو عشقی ناب ، بی شک اولین
حبیبتی هیفا
بی تو محتاجم گریزانم غمین ... با تو می خندم چو گویی نازنین
به خدای پاکی ها هیچ وقت تنهات نمیزارم عزیزم
مَخلَص شعرم در این مصرع بوَد ... دوستت دارم علی، باشد؟ همین..
هیفای من تک تک سلولهای بدنم تو را فریاد میزنند
نزدیک صبح شده مغزم کمی خستس و جسمم یاری نمیده
نترس عزیزم از تند بادهایی که تن من و تو با اونها غریب نیست ، دستمو بگیر من مرد تنهایی تو و شریک درد هایت خواهم بود
این پاداش دو قلب شکسته و رنجوری است که در پی محبت ، صداقت خرج میکنند و دیگر ترسی از صداهای آزار دهنده ندارند
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→