ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
فکر کنید من اصلا وجود ندارم!
EVANESCENCE
فکر کنید من اصلا وجود ندارم!
برويد مثل آدم زندگي تان را بکنيد
و اين قدر داستان و شعر درست نکنيد!
اگرخودتان من را درست کرده ايد
که کاسبي کنيد و سر همديگر را کلاه بگذاريد!
چرا پاي من را وسط مي کشيد ؟!
اگر من چنین خدايی هستم،
چرا موسي را بفرستم بگويم شنبه را تعطيل کند!
و عيسي را بفرستم بگويم يک شنبه را!
و محمد را بفرستم بگويم جمعه را ؟!
چرا کاري کنم که عيسوي شرابش را در کليسا بنوشد!
و مسلمان به جاي شراب شلاق بخورد ؟!
اگر همه دين ها مي گويند من اين قدر مهربان هستم،
چرا بيشتر تلفات تاريخ و جنگ ها در تاريخ
با نام دين و انجام تکليف ديني و هدايت مردم
و بردن مردم به بهشت صورت گرفته است ؟!!!
چرا اين همه آدم کج و معوج به اسم من روي زمين خدايي مي کنند؟!
و کليد بهشت مي فروشند
و يا دنيا را براي مخلوقات من (؟!) جهنم کرده اند؟!
اگر من خدايي هستم که به عبادت محتاج باشد!
خدايي که قسم بخورد جهنمش را از نافرمانان پر مي کند!
خدايي که فقط محبان علي را به بهشت راه بدهد!
و بقيه پيامبرانش بشوند زرشک!
خدايي که مي گويد زمين آزمايشگاه است
و آدم ها موش آزمايشگاهي!
و تمام آن چه که در زمين حرام کرده را در بهشت وعده مي دهد!
اون من نيستم، اصلا من نيستم!!!
برويد مغزتان را بکار ببريد
و بيخود بي عرضگي هايتان را
به اسم اين که من چيزي مي دانم که شما نمي دانيد، نگذاريد!
اگر نمي توانيد از پس گردن کلفت هايتان بر بيائيد،
چرا پاي من را وسط مي کشيد ؟
نخير ؛ قرار نيست من در آن دنيا
حساب لات و لوت هاي دنيا را برسم!
اگر عرضه داريد خودتان از خجالتشان در بيائيد
و الکي خودتان را بچه مثبت هاي بي عرضه بهشت معرفي نکنيد!!!
يعني چي دست روي دست مي گذاريد
و منتظران فلان و بهمان مي شويد!
آقا جان قرار نيست کسي را بفرستم. مفهوم شد ؟!
همه شماها چند ميلياردي سلول خاکستري در آن مغزهايتان داريد ،
بکارش ببريد و بجاي تسبيح و استخاره انداختن ،
از اين سلول ها استفاده کنيد تا فاسد نشود!
اگر در قدرت طلبي و فريبکاري
روي مزرعه حيوانات را هم سفيد کرده ايد
و به همه دنيا گند زده ايد
چرا مي گوئيد قضا و قدر من است ؟!!
يعني من به اندازه مدير گوگل هم عرضه ندارم
يک دم و دستگاه درست و حسابي راه بندازم
که هم کارمندش راضي باشد
هم مصرف کننده اش ؟!
شما يک بار در اين گوگل، Sign In کنيد
تا دو هفته بس است
لازم نيست روزي چند بار جلويش خم و راست بشويد
و هزار خواهش و تمنا کنيد تا سرويس هايش مثل ساعت کار کند!
وضع دعا و نفرين هايتان هم از همه بدتر است!
بهتان گفته باشم که 99/99 درصد اين دعاها
Spam
است و اصلا در
mailbox
من نمی آید
bijjan
دلشاد
gilas
KuRoSh
امین خودمون رو میگی
خداوند وسیله ای گشت که انسان ها به مقاصد شوم برشن و از نام اون سوء استفاده کنند
برای شناخت خدا فقط باید تفکر کرد و اندیشید
ali41
اینو کی میگه ابجی
بدون قصد جسارت به شما خواهر عزیزم
فرآیند تکامل بشر، بدون تاوان و سپیدی بدون سیاهی نمیشه ..... آگاهی امروز بشر نتیجه این کج روی هاست هرچند در این سیکل پیچیده باز سیر قهقرا در پیش است.
خدا زاییده ذهن نیست بیژن عزیز ، ذهن بدون خدای ما زائیده اهداف پلیده هموناست ..... ضمن احترام به نظرت ، در جستجوی خدا بیرون از وجود خودت بگردی نتیجه ای جز این نخواهی گرفت .... بر روی پاکی ها ، زیبایی عشق و محبت درونت کمی فوکوس کن خدا رو پیدا میکنی .... بدنبال خدا در کتابها و ادیان نگرد ، آنها فقط دستور العملند که بعضا تحریف شده در جهت امیال انس شیطانی یا شیطان انس، من و تو را گمراه میکنند .... در هر صورت غرض مخالفت یا جسارت نبود
farzane
The one
garfild
ali41
الهی قربونت برم باهوش من ، نشستی منو میخونی و من از دور ناگفته های بلند مغزتو میخونم
EVANESCENCE
Galexy
maryamlondon1
نمایش یا پنهان متن
انسان همهی این قوانین الهی را [چه اعتقاد به خدا و اسلام داشته باشد و چه نداشته باشد] در زندگی روزمرهی فردی و اجتماعی خود پیاده کرده و تجربه میکند. به عنوان مثال: در یک جامعه یا حکومتی میگویند: شما آزاد و مختار هستید. اما هر نظامی حدود این آزادی را به تناسب اهداف و برنامههای خود تعریف کرده است و تخطی از آن حدود موجب عقوبت است. انسان مختار و آزاد است و می تواند چاقو را به شکم دیگری فرو کند. اما نه مضروب میتواند به بهانه اختیار و آزادی از خونریزی و احتمالاً مرگ بگریزد و نه ضارب میتواند بگوید کسی مرا دستگیر، محاکمه، زندان یا اعدام نکند، چون من آزاد و مختار هستم.
قوانین الهی خلقت نیز همین طور است. خداوندی که جهان را خلق نموده و نه تنها به تمامی تأثیر و تأثرهای مثبت و منفی رابطه اجزای خلقت علم دارد، بلکه خودش این قوانین را وضع نموده است، به انسان میفرماید: که تو را برای رشد در مسیر کمال و تقرب به «هستی محض» خلق نمودهام. راه رسیدن به این کمال را نیز خودم به تو نشان میدهم. راه دیگر که موجب سقوط تو میشود را نیز معرفی میکنم. اگر از این راه رفتی به دشتی آباد و زیبا میرسی و اگر از آن راه رفتی درهای است که به آن سقوط میکنی. حال اختیار میدهم که از قوهی عاقله و اختیار خود استفاده کنی و به هر راهی که دلت میخواهد بروی. حال انسان میتواند معترض شود که این دیگر چگونه آزادی و اختیاری است؟ چرا قطب مثبت و منفی وجود دارد؟ چرا نقطهی صفر و صد وجود دارد؟ چرا صعود و سقوط وجود دارد؟ چرا طلوع و غروب و افول خلق شده است؟ چرا اگر به دشت خوش آب و هوایی برسم، رشد میکنم و لذت میبرم ولی اگر خودم را در آتش بیاندازم میسوزم؟! اگر من آزاد و مختار هستم، دلم میخواهد در آتش بروم، ولی نسوزم، بلکه لذت هم ببرم؟! مسئلهی ثواب و عقاب هم همین است. و خداوند کریم ما را برای عذاب خلق نکرده است. بلکه برای رشد و کمال خلق نموده است. اما این رشد، مسلتزم رشد عقلی، فکری و قلبی هم هست. فرق انسان با گاو همین است. رشد او فقط به بدن و جسدش تعلق دارد، اما انسان عقل و بالتبع اختیار هم دارد و آنها نیز باید رشد کنند. راه رشد نیز به او نشان داده شده است و کمال او در همین انتخاب صحیح حاصل میگردد.
لذا فرمود چون هم عقل، منطق، فکر، علم و اختیار دادم و هم راه درست و غلط را نشان دادم و هم نتیجهی هر دو را بیان داشتم، دیگر لزومی ندارد که در همه امور (مانند حیات جامدات یا حیوانات)، جبر را بر شما حاکم کنم. اکراه و اجباری نیست. هر راهی را میخواهی برو، اما بدان که هر کاری در نظام خلقت، آثار و تبعات خود را دارد. حال آیا این جبر نظام خلقت، سبب سلب اختیار و آزادی عمل انسان در اموری که مختار است میگردد؟ مثلاً اگر به کسی بگویند: تو اگر درس نخوانی بیسواد میمانی. او مجبور است که درس بخواند؟ یا اگر بگویند: تو اگر خود را از بلندی پرت کنی کشته میشوی. او مجبور است که خود را پرت کند یا نکند؟ خیر. بلکه نتیجهی منطقی و عقلی میگیرد که پس باید درس بخوانم و نباید خود را از بلندی پرت کنم، تا رشد کنم، نه این که هلاک شوم.
منبع لطفا کلیک کنید
ali41
سلام و مرسی مریم خانوم
متن قشنگی بود و کاملا تاثیر گذار ..... هرچند در حوزه جبر و اختیار و تفویض امور داستان کمی پیچیدست و چه بسا آنرا با درک موضعی و ساده انگارانه از محتوا خالی نموده و عده ای آنرا نقص خدا و برخی بی مسئولیتی انسان تلقی میکنند ولی امیر مومنان با تعریف قضای و قدرالهی و عدم دخالت عمدی خالق در قضای الهی آنرا به زیبایی تفسیر نموده و حوزه اختیار از جبر را تمیز و تفسیر میفرمایند.
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→