پروانه ميرافشاري به علت مخالفت پدر با نام مستعار حمیرا فعالیت خود را آغاز کرد اما پدر وی صدای دختر خود را میشناسد و طلاق دختر خود را از همسرش میگیرد و به مدت یک سال دختر خود در خانه زندانی میکند بعد یک سال یک سفر اروپا برای جناب امیرافشاری پیش میآید. حمیرا که از حمایت مادر خود برخوردار بود دومین اثر خود به نام پشیمانم با آهنگسازی استاد تجویدی و ترانهای از بیژن ترقی در دستگاه همایون اجرا میکند که به علت مدلاسیون اصیل و فراموش شده آن دستگاه باعث تحول عظیمی در موسیقی سنتی ایرانی میشود. پدر وی با آگاهی از اثر جدید دختر خود وی را از خانه طرد و از ارث محروم میکند. بعد از آن وی مدتی را در خانه پسر عمویش که همسر وی هما میر افشار ترانه سرای معروف بود به سر برد تا آنکه با استاد پرویز یاحقی ازدواج میکند.
صدای ایشان قابلیت سوبرآنو از ابتدا تا اوج را دارد که از کمیابترین نوع صداها میباشد. ایشان مدت شش یا هفت سال همسر آهنگساز به نام ایرانی پرویز یاحقی بودند که در این دوره زناشویی آثار ماندگاری با شعرهایی از بیژن ترقی و آهنگ های از یاحقی همچون مرانفریبی هدیه عشق بهار نو رسیده، مرا تنها نگداری، پنجرهای به باغ گل و … اجرا کرده است. وی بعد از انقلاب چند ماه در زندان به سر برد و با پرداخت مالیاتی معادل سی هزار دلار آزاد و تا اواسط سال شصت خورشیدی در ایران ماند و بعد از گذراندن مزاحمت های فراوان با همسر و دختر دو ساله اش به نام هنگامه از مرز پاکستان از ایران خارج شد و از آنجا به اسپانیا و بعد از آن به کاستاریکا در آمریکای مرکزی رفت وی در کاستاریکا دچار افسردگی شدید شد، به صورتی که مدت یک سال تحت درمان روان پزشک بود. شوهر وی در این میان همسر و دختر خود را ترک و به امریکا مهاجرت کرد. حمیرا با کمک همسر پسر عمویش هما میر افشار به ایالت کالیفرنیا مهاجرت و کار هنری خود را از سر گرفت و در سال هفتاد و هشت خورشیدی به تومور مغزی دچار شد که به صورت معجزه آسایی از اتاق عمل نجات یافت. وی همینک در شهر لوس آنجلس زندگی میکند
میگم یه لحظه گوشی رو بده به آبجی فاطمه گلو مامان دویی یاسی گلو کارش دارم
عامو چته حالو؟ اصلا خود فاطمه گفت ای تاپیکو ره بذارم خودشم حمیرا ره دوست میداره اصلا حمیرا دوستی تو خونه ی ما ارثیه یاسی هم دوست داره هر وقت آهنگ شاداشو میذارم برام میرقصه
عامو چته حالو؟ اصلا خود فاطمه گفت ای تاپیکو ره بذارم خودشم حمیرا ره دوست میداره اصلا حمیرا دوستی تو خونه ی ما ارثیه یاسی هم دوست داره هر وقت آهنگ شاداشو میذارم برام میرقصه
شاهنامه رو اخر پاییز می شمارن اخی گفتی دویی یاسی گلو یه پسر هم نداریم بندازینش به پسر ما
هایده رو بیشتر دوست دارم ولی خب حمیرا بعضی از آهنگاش رو خیلی حال میکنم الان اتفاقا دارم یکی از آهنگاشو میگوشم همون که میگه : عشق تو آوازه منه/زمزمه سازه منه /قصه من رازه منه راز دلمو بگو به همه/عشقمه که باز تو زندگیت/یه عزیز نازنین بشم...خیلی باحاله آهنگش نمایش یا پنهان متنیره راستش میخواستم این آهنگ که گفتم رو تقدیمت کنم ولی دیدم قبلا یکی تقدیم کردم دیگه برامون حرف در میارن
hadi04
پروانه ميرافشاري به علت مخالفت پدر با نام مستعار حمیرا فعالیت خود را آغاز کرد اما پدر وی صدای دختر خود را میشناسد و طلاق دختر خود را از همسرش میگیرد و به مدت یک سال دختر خود در خانه زندانی میکند بعد یک سال یک سفر اروپا برای جناب امیرافشاری پیش میآید. حمیرا که از حمایت مادر خود برخوردار بود دومین اثر خود به نام پشیمانم با آهنگسازی استاد تجویدی و ترانهای از بیژن ترقی در دستگاه همایون اجرا میکند که به علت مدلاسیون اصیل و فراموش شده آن دستگاه باعث تحول عظیمی در موسیقی سنتی ایرانی میشود. پدر وی با آگاهی از اثر جدید دختر خود وی را از خانه طرد و از ارث محروم میکند. بعد از آن وی مدتی را در خانه پسر عمویش که همسر وی هما میر افشار ترانه سرای معروف بود به سر برد تا آنکه با استاد پرویز یاحقی ازدواج میکند.
صدای ایشان قابلیت سوبرآنو از ابتدا تا اوج را دارد که از کمیابترین نوع صداها میباشد. ایشان مدت شش یا هفت سال همسر آهنگساز به نام ایرانی پرویز یاحقی بودند که در این دوره زناشویی آثار ماندگاری با شعرهایی از بیژن ترقی و آهنگ های از یاحقی همچون مرانفریبی هدیه عشق بهار نو رسیده، مرا تنها نگداری، پنجرهای به باغ گل و … اجرا کرده است. وی بعد از انقلاب چند ماه در زندان به سر برد و با پرداخت مالیاتی معادل سی هزار دلار آزاد و تا اواسط سال شصت خورشیدی در ایران ماند و بعد از گذراندن مزاحمت های فراوان با همسر و دختر دو ساله اش به نام هنگامه از مرز پاکستان از ایران خارج شد و از آنجا به اسپانیا و بعد از آن به کاستاریکا در آمریکای مرکزی رفت وی در کاستاریکا دچار افسردگی شدید شد، به صورتی که مدت یک سال تحت درمان روان پزشک بود.
شوهر وی در این میان همسر و دختر خود را ترک و به امریکا مهاجرت کرد. حمیرا با کمک همسر پسر عمویش هما میر افشار به ایالت کالیفرنیا مهاجرت و کار هنری خود را از سر گرفت و در سال هفتاد و هشت خورشیدی به تومور مغزی دچار شد که به صورت معجزه آسایی از اتاق عمل نجات یافت. وی همینک در شهر لوس آنجلس زندگی میکند
Kishe Mehr
دلشاد
حمیرا رو دوست میدارم
hadi04
واللو تو رو نمیدونم ولی خودومه میدونم که دوسُم میداره
Kishe Mehr
میگم یه لحظه گوشی رو بده به آبجی فاطمه گلو مامان دویی یاسی گلو کارش دارم
gilas
این پروانه خانم کارش درسته
hadi04
عامو چته حالو؟ اصلا خود فاطمه گفت ای تاپیکو ره بذارم خودشم حمیرا ره دوست میداره اصلا حمیرا دوستی تو خونه ی ما ارثیه
hadi04
پروانه خانوما همشون کارشون درسته ولی این پروانه یه چیز دیگست هنرمنده
Kishe Mehr
شاهنامه رو اخر پاییز می شمارن
اخی گفتی دویی یاسی گلو
hadi04
عامو آخر اییز میفروشن تو کی میخوی یاد بیگیری؟
اوهوکی به کس کسونش نمیدم به همه کسونش نمیدم اصلا به هیچکسش نمیدم دخمل خودمه
gilas
آره آخرشم یه چیز میشه مثل شاپرک خودمون
نمایش یا پنهان متن
البته ایشون فرق فکوله هاماهی
mz56mz
بهونه
مرسی کاکو هادی
The one
garfild
هاچو هاچو
عشق تو آوازه منه/زمزمه سازه منه /قصه من رازه منه
راز دلمو بگو به همه/عشقمه که باز تو زندگیت/یه عزیز نازنین بشم...
نمایش یا پنهان متن
یره راستش میخواستم این آهنگ که گفتم رو تقدیمت کنم ولی دیدم قبلا یکی تقدیم کردم دیگه برامون حرف در میارنژنرال
گلهای رنگارنگ، برنامه شماره 460 یکی از همون کارای معرکه س...
hadi04
يره اصلا عشقت رو كتمان نكن هيچي رو توي دلت نگه ندار دل درد ميگيري
آوشت (يه اصطلاحه كه بعد از تعجب به كار ميره
toranj
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→