₪ انجمن بوف بوفی ₪ » طنز و جوک » رقابت سكون ندارد
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » طنز و جوک » رقابت سكون ندارد

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



رقابت سكون ندارد

293 بازدید، 11 پست، نویسنده: hadi04

  • hadi04

    تصویر در دسترس نیست


    کلاه فروشی روزی از جنگلی می گذشت. تصمیم گرفت زیر درخت
    مدتی استراحت کند. لذا کلاه ها را کنار گذاشت و خوابید. وقتی بیدار شد
    متوجه شد که کلاه ها نیست . بالای سرش را نگاه کرد . تعدادی
    میمون را دید که کلاه ها را برداشته اند.
    فکر کرد که چگونه کلاه ها را پس بگیرد. در حال فکر کردن سرش
    را خاراند و دید که میمون ها همین کار را کردند. او کلاه را ازسرش برداشت
    و دید که میمون ها هم از او تقلید کردند. به فکرش رسید... که کلاه
    خود را روی زمین پرت کند. لذا این کار را کرد. میمونها هم کلاهها را
    بطرف زمین پرت کردند. او همه کلاه ها را جمع کرد و روانه شهر شد.
    سالهای بعد نوه او هم کلاه فروش شد. پدر بزرگ این داستان را برای نوه اش
    تعریف کرد و تاکید کرد که اگر چنین وضعی برایش پیش آمد
    چگونه برخورد کند. یک روز که او از همان جنگل گذشت در زیر
    درختی استراحت کرد و همان قضیه برایش اتفاق افتاد.
    او شروع به خاراندن سرش کرد. میمون ها هم همان کار را کردند. او کلاهش
    را برداشت,میمون ها هم این کار را کردند. نهایتا کلاهش را بر روی زمین
    انداخت. ولی میمون ها این کار را نکردند.
    یکی از میمون ها از درخت پایین آمد و کلاه را از روی زمین برداشت و در گوشی محکمی به او زد و گفت : فکر می کنی فقط تو پدر بزرگ داری.
    نکته : رقابت سکون ندارد


  • zrnznn

    اومدم که بگم من تا این موقع شب بیدارم و درس میخونم....
    نمایش یا پنهان متنببخشید داداشی این مطلبو قبلا خونده بودم تو سایت خودمووووو.....دزفولیه شما نمیشناسی :4:


  • ali41

    hadi04,
    راستش منو یاد داستان کلاغه و روباه و قالب پنیر انداختی اینبار روباه وقتی از صدای کلاغه تعریف میکنه ، کلاغه میگه : برو ..... اونموقع که تو به ما کلک میزدی من سوم دبستان بودم تا خاله کوکب بیشتر نخونده بودم :4: الان فوق لیسانس دارم :23:
    نمایش یا پنهان متنبراستی آدم از یه سوراخ دوبار گزیده نمیشه و راهی که یه بار رفتی و به بن بست خوردی رو نباید دوباره امتحان کنی :46:


  • هاچو هاچو

    :83: آموزنده و باحال بود :4:

  • دلشاد

    مرسی آرسام جان

  • gilas

    به جون خودم تکراریه اما هر چی میگردم نیست :20:

  • نغمه

    قشنگ بود داداش آرسام 863 :46:

  • farzane

    241 مرسی داداشی آرسام 1189 جالب بود و باحال و آموزنده :4:

  • The one

    :39:
    نمایش یا پنهان متنثنک یو کاکو ولی تکراری بیدا :4: حالا ولش کن چند وقت پیش داشتم ارشیو تکونی می کردم ..یه ترانه که تو یه بار گذاشته بودی به گوشم خورد بعد یهو غیب شد .. این ترانه .. برو که دستم نمک ندارد شب جدایی نمیدونمچیچی ندارد :23: برو که دلتنگم .. فکر کنم تاجیکی بود .. میشه یه بار دیگه بذاریش مرسی خیلی قشنگ بود :65:


  • hadi04

    نقل قول: The one
    این ترانه .. برو که دستم نمک ندارد شب جدایی نمیدونمچیچی ندارد برو که دلتنگم .. فکر کنم تاجیکی بود .. میشه یه بار دیگه بذاریش مرسی خیلی قشنگ بود

    چه بي تفاوت دل بريدي چه ساده ساده دل سپرديم ماااااااااااااا؟ :4: يادمه الان واست ميذارم :10:
    لينك دانلود

پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: