₪ انجمن بوف بوفی ₪ » طنز و جوک » تعلیم الاغ :628:
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » طنز و جوک » تعلیم الاغ :628:

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com

1 2


تعلیم الاغ :628:

377 بازدید، 25 پست، نویسنده: zrnznn

  • zrnznn

    سلام دوستای خوبم 241 سال جدید و به همگی تبریک میگم...280
    الان و این ساعت حوصله من حسابی سر رفته501...متاسفانه من تو یه خانواده بزرگ شدم که همه عاشق فوتبال دیدننن......اون از دیروزمون که روز اول عید بود..ما عید دیدنیمون شده بود طبق زمانبندی فوتبال و نیمه هاش...بدبختانه با خانواده عموم اینا همراه شده بودیم برا عید دیدنی اونا از بابا و داداش من بدتر...خلاصه اذیتتون نکنم یه نیمه خونه عمه بودیم یه نیمه خونه عمو دیگه ام وقت استراحت بین دو نیمه هم تو راه بودیم ......آخرش ولی نفهمیدم ما چند نیمه اون ور این ور بودیم ...نمیدونم دیروز چند تا مسابقه برگزار شد؟؟؟
    اینم از امروزمون..از عصری اینا باز نشستن پای فوتبال مگه از جلو تی وی جم میخورن؟؟
    الان هم که من بدبخت خواستم یه سریال چک برگشتیو رو ببینم ..بابام میگه نجمه جام جم3 فوتباله بزار سر اون.....ولا رو میخواد.......711
    منم گفتم چیکار کنم چیکار نکنم؟723 بعد به ذهنم رسید خوبه بیام اینجا عوض بیکاری و بی عاری بعضی از ماجرا های جالبه کتاب ملا نصرالدین402 ...از جلال محمد قلی زاده رو که تو این چند روز تعطیل داشتم میخوندم..1127.
    شو برا شما بنویسم..دستم درد نکنه....دوستون دارم 3081153

    تصویر در دسترس نیست

    تعلیم الاغ 628
    روزی برای جناب حاکم یک الاغ بندری قشنگی هدیه آورده بودند.
    حاضرین مجلس برای خوش امدن حاکم شروع به تعریف و تمجید از این الاغ کردند و زبان تملق و چاپلوسی را باز کردند که اتفاقا ملا 402هم در این مجلس حاضر بود و همین که دید مردم این طور زبان به تملق گشوده اند و می کوشند رضایت حاکم را جلب کنند گفت من حاضرم به این الاغ کتاب خواندن را بیاموزم.
    حاکم و حاضرین از شنیدن سخن ملا تعجب کردند و به خنده افتادند. ملا402 که دید آنها می خندند گفت: چرا می خندید؟ من قصد شوخی ندارم و حاضرم که به قول و گفته خود عمل کنم. حاکم گفت در صورتی که درست بگویی و بتوانی به الاغ کتاب خواندن بیاموزی جایزه بزرگی به تو خواهم داد ولی اگر مسخره کرده باشی و از عهده این کار برنیایی به سختی و شدت تو را مجازات خواهم کرد.

    ملا قبول کرد و الاغ628 را برداشته و به خانه برد و سه ماه مشغول تعلیم الاغ بود. پس از سه ماه در روزی که قرار گذاشته بود الاغ را تعلیم یافته تحویل بدهد همه بزرگان شهر در محضر حاکم جمع بودند.

    ملا الاغ را آورد و کتابی باز کرده و در پیش حیوان گذاشت الاغ با زبان خود آن کتاب را ورق زد و چون به صفحه آخر رسید با حزن تمام نگاهی به صورت ملا کرده شروع به عرعر کرد. حاضرین و همچنین شخص حاکم با دیدن این ماجرا غرق در حیرت شدند.

    حاکم گفت: خوب بگو ببینم چرا این الاغ کتاب را ورق زد و این عرعری که کرد برای چه بود؟

    ملا گفت روزی که الاغ 628را به خانه بردم کتاب بزرگی داشتم که اوراق آن از پوست آهو بود در وسط پوسط آن مقداری جو ریخته و صبر کردم تا الاغ کاملاً گرسنه شود، پس کتاب را جلویش گذاشتم و با دست ورق آن را باز کردم. الاغ جو را دید و خورد. پس ورق دوم را زدم و الاغ تمام جو ها را خورد و بدین طریق کتاب تمام شد. تا یک ماه کار من این بود یعنی که الاغ را گرسنه نگهداشتم و سپس مقداری جو در لابلای اوراق کتاب می ریختم و آن را ورق میزدم تا او جو را بخورد.
    بعد از یک ماه دیگر خودم زحمت ورق زدن را نکشیدم یعنی همان کتاب را آوردم و جو در لابلای اوراق آن ریختم و در پیش روی الاغ گذاشتم اما او هر چه معطل شد دید که آن را ورق نمی زنم و لذا با زبان خود آن را باز کرد و جو را در صفحه اول خورد و همین که تمام شد ورق زد تا این که اوراق کتاب تمام شد یعنی به صفحه آخر رسید . در مدت دو ماه این کار را به طوری تکرار شد که الاغ آموخته شده بود و این کار برایش عادی بود کما اینکه می بینید به محض اینکه کتاب را جلویش گذاشتم آن را باز کرد و اما چرا در پایان اوراق کتاب عرعر کرد برای این که گرسنگی خودش را به من خبر دهد.
    حاکم و دیگر حضار که این ماجرا را شنیدند بر هوش و نبوغ او آفرین گفتند و حاکم الاغ را با مقداری سکه طلا به ملا داد . آن وقت ملا سوار بر الاغ 628 شد با خوشحالی تمام به سوی خانه رفت. 906

    10 سپاس: malakeh، garfild، carlos، هاچو هاچو، دلشاد، علیرضا، بچه مثبت، mami، shaparak64، gilas

  • malakeh

    1 سپاس: zrnznn

  • garfild

    :4:
    دستت درد نکن :46:
    میخوام یه حرفهایی بزنم که همچین بی ربط نیست با این موضوع ولی حیف نمیشه گفت

    1 سپاس: zrnznn

  • 1 سپاس: zrnznn

  • carlos

    خر هم خرهای قدیم :51:
    1 سپاس: zrnznn

  • maryamlondon1

    نقل قول: zrnznn
    شو برا شما بنویسم..دستم درد نکنه....دوستون دارم

    قربون دست کار خوبی کردی نشستی کتاب ملا نصر الدین خواندی :11: دیدن بازی فوتبال جز اعصاب خورد كني چيز ديگه اي نداره :11:
    نمایش یا پنهان متنبین خودمون باشه من عاشق دیدن فوتبال ام البته فقط تیم خودم نه هر تیمی دیگه :4:

    2 سپاس: garfild، zrnznn

  • هاچو هاچو

    عجب الاغ خری بوده :4:
    مرسی نجمه خانوم 533

    1 سپاس: zrnznn

  • Mahboob

    خوب کاری کردی ... آورین که دخمل خوبی هستی همین طور دخمل خوب بمون باشه ( این جملات رو با بغض نوشتم چون امروز من هم سر بازی پیروزی و الشباب خراب شد ... :20: داشتم فیلم میدیدم :20: ... نذاشتن :20: )
    1 سپاس: zrnznn

  • zrnznn

    malakeh,
    نغمه,
    carlos,
    مرسی که اومدید و سر زدی.... :46:
    نقل قول: garfild
    میخوام یه حرفهایی بزنم که همچین بی ربط نیست با این موضوع ولی حیف نمیشه گفت
    بگو ..جانم تو دلت نیگهش ندار....بریزش بیرون هرچیه...راحت باش داداشی:4:

    نقل قول: maryamlondon1
    قربون دست کار خوبی کردی نشستی کتاب ملا نصر الدین خواندی :11: دیدن بازی فوتبال جز اعصاب خورد كني چيز ديگه اي نداره :11:

    مرسی که تشویقم کردی..... :11:
    نمایش یا پنهان متن
    نقل قول: maryamlondon1
    بین خودمون باشه من عاشق دیدن فوتبال ام البته فقط تیم خودم نه هر تیمی دیگه :4:

    مامان مریم میدونی مشکل من چیه؟؟؟ مامانم با ایناست...این بیشتر عذابم میده :62:
    :4:
    هاچو هاچو,
    مرسی برا گلت و سری که زدی :4:
    نقل قول: Mahboob
    ( این جملات رو با بغض نوشتم چون امروز من هم سر بازی پیروزی و الشباب خراب شد ... :20: داشتم فیلم میدیدم :20: ... نذاشتن :20: )

    463 447 463
    میدونم آبجی خیلی سخته......با گوشت و پوستو استخونم لمس کردم این حسو......


  • دلشاد

    تمام داستانهای ملانصرالدین جالب و زیباست
    1 سپاس: zrnznn

  • garfild

    نقل قول: maryamlondon1
    بین خودمون باشه من عاشق دیدن فوتبال ام البته فقط تیم خودم نه هر تیمی دیگه

    :72:
    حالا تیمتون کدوم هیت مریم خانوم؟

    نقل قول: zrnznn
    بگو ..جانم تو دلت نیگهش ندار....بریزش بیرون هرچیه...راحت باش داداشی

    نمیشه دیگه آبجی....اگه بگم احتمال اینکه بیان ببرنم اوین عید دیدنی زیاد میشه :4:

    1 سپاس: zrnznn

  • garfild

    نقل قول: maryamlondon1
    بین خودمون باشه من عاشق دیدن فوتبال ام البته فقط تیم خودم نه هر تیمی دیگه

    :72:
    حالا تیمتون کدوم هست مریم خانوم؟

    نقل قول: zrnznn
    بگو ..جانم تو دلت نیگهش ندار....بریزش بیرون هرچیه...راحت باش داداشی

    نمیشه دیگه آبجی....اگه بگم احتمال اینکه بیان ببرنم اوین عید دیدنی زیاد میشه :4:

    1 سپاس: zrnznn

  • mz56mz

    عمو جان ببخشيد من برم فوتبال رو نگاه كنم بعد ميام ميخونم :15:
    1 سپاس: zrnznn

  • علیرضا

    مرسب نجمه جان از تاپیک قشنگت
    خیلی لذت برم از خوندن حکایتت و خاطره نوروزیت
    عالی بود

    1 سپاس: zrnznn

  • بچه مثبت

    ممنون نجمه عزیز :46:
    یادم باشه بین دو نیمه فوتبال همیشه بیام تاپیکهاتو بخونم :4:

    می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم ..... یک‌به‌یک از جمع هـم کم می شویم
    می‌رسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم می‌شویم
    گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم
    1 سپاس: zrnznn

  • zrnznn

    دلشاد,
    مرسی داداشی واقعا همینطوره.

    garfild,
    عیبی نداره هر طوری راحتی....ولی کاش میگفتی...آخه من تا حالا اوینو ندیدم ولی اسمشو خیلی شنیدم...ممکن بود اگر میگفتی ...باعث بشه حداقل بیام ملاقاتیت اونجا رو هم ببینم..:4:

    mz56mz, :21:
    نمایش یا پنهان متن عموووووووووو...... :62: :14:


    علیرضا,
    :93: وای من چقدر خوشحالم...آخه شما اولین باره اومدید به تایپیکهایی که من زدم سر زدید و نظر دادید...خوشحالم که خوشتون اومد.... :93:

    بچه مثبت, :21:
    نمایش یا پنهان متن711


  • maryamlondon1

    نقل قول: garfild
    حالا تیمتون کدوم هست مریم خانوم؟

    من دورنگیم ..چلسی .. ومنچستر یونایتد :4:
    نمایش یا پنهان متن :15:
    2 تصویر این بخش در دسترس نیست

    1 سپاس: zrnznn

  • garfild

    نقل قول: zrnznn
    عیبی نداره هر طوری راحتی....ولی کاش میگفتی...آخه من تا حالا اوینو ندیدم ولی اسمشو خیلی شنیدم...ممکن بود اگر میگفتی ...باعث بشه حداقل بیام ملاقاتیت اونجا رو هم ببینم..

    دستت درد نکنه451
    یه تور تفریحی بعدا میذاریم اونجا رو هم ببینی :4:
    نقل قول: maryamlondon1
    من دورنگیم ..چلسی .. ومنچستر یونایتد

    :2:
    پس یادم باشه سر فوتبال باهاتون کل کل کنم :15: .....من طرفدار آرسنالم :8:


  • sib

    دستت درد نکنه عزیزم خیلی خوب بود :11:
    من یه زمانی خیلی فوتبال دوست داشتم ولی سال هاست که دیگه تماشا نمیکنم :4:

    راستی تو مسابقه خاطره نویسی حتما شرکت کن :3:


  • نخبه

    الاغ دانا628

    عجب خاطرات دردناکی داشتی روز دوم عید :4:

پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: