₪ انجمن بوف بوفی ₪ » روانشناسی و روابط اجتماعی » یافتن نیمه گمشده
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.



یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



یافتن نیمه گمشده

1790 بازدید، 15 پست، نویسنده: حورا

  • حورا

    تصویر در دسترس نیست


    برخلاف تصور عموم مردم که به هنگام ازدواج به دنبال یک نفر شبیه خود می گردند، آن چه یک ازدواج را به تکامل می رساند، جمع شدن
    اضداد است که به رشد و تکامل می انجامد.

    به عبارت دیگر یک مرد باید با انتخاب زنی که موردپسند اوست، روان زنانه اش را تقویت کند و یک زن روان مردانه اش را ،به این ترتیب ازدواجی
    تکامل بخش است که حامل تضادها باشد.

    حال سوال این جاست که ۲ انسانی که متضاد یکدیگر هستند چطور می توانند ازدواج موفقی داشته باشند؟

    نکته همین جاست. فقط یک انسان خودخواه است که دنبال کسی شبیه خودش می گردد تا بشوند دو تا؛ در صورتی که یک انسان بالغ و
    دیگرخواه می خواهد با کسی ازدواج کند که شبیه او نباشد و آن چه او ندارد در اختیار داشته باشد تا با کمک توانمندی های طرف مقابل به کمال برسد.

    اگر می بینید که ازدواج های سنتی گذشتگان ما موفق تر از ازدواج های مدرن روزگار ماست، دلیلش این است که مردم آن زمان تضادها را بهتر می پذیرفتند و با جمع اضداد میانه خوبی داشتند اما مردم حال حاضر دنبال شبیه سازی هستند و می خواهند کسی را پیدا کنند که شبیه خودشان باشد.

    در ازدواج های جدید هرکسی خودش را دوست دارد و می خواهد یک نفر مثل خودش را انتخاب کند غافل از این که دو قطب همنام پس از مدتی هم را دفع می کنند و نمی توانند با هم کنار بیایند.

    آغاز این ازدواج ها خوشایند و پایانش حامل تلخی و جدایی است اما ازدواج های سنتی با تضاد شروع می شود و ۲ نفر به رشد و تکامل می رسند و زندگی پایداری را تجربه می کنند.

    در ازدواج های سنتی«دوستی» وجود دارد که با گذشت زمان عمیق تر می شود اما در ازدواج های مدرن عشق مثل شهاب گذراست و فقط لحظه ای آسمان را روشن می کند.

    به گفته روانشناسان , هدف ما دفاع از ازدواج سنتی یا رد ازدواج مدرن نیست زیرا انسان چه در عصر سنتی و چه در عصر مدرن مشکلات زیادی داشته است.

    لازم است انسان با نگاه به سنت و مدرنیته و با ورود به دوره پست مدرن سعی کند مشکلات آن دوران را پشت سر بگذارد و با بصیرت از امتیازات گذشته بهره ببرد.

    جالب است که اساس دوره پست مدرن بر تضاد بنا شده حتی در ادبیات، معماری و فلسفه. برای همین است که به نقطه شروع بحث بر می گردیم و این که انسان به هنگام ازدواج باید به دنبال نیمه مکمل وجودی خود باشد و نه شبیه خودش.

    نباید در انتخاب همسر دچار خودشیفتگی یا خودپسندی شد زیرا این کار آفت ازدواج است و باعث می شود فرد تصور کند آن قدر بی عیب و ایراد است که می تواند یک نفر عین خودش را تحمل کند.

    اما پس از مدتی در می یابد که اشتباه کرده است و قادر نیست همسری را که آن همه در وجودش به دنبال شباهت بود، بپذیرد.

    واقعیت این است که در زندگی هم مثل طبیعت جمع اضداد است که ادامه حیات را میسر می کند. مثل گرما و سرما، آتش و آب، تاریکی و روشنایی که در کنار هم معنا می دهند و تضاد زیربنای هر تکاملی در زندگی است. اگر تضاد نباشد رشد و تکامل شخصیت ناممکن است.

    اما انسان باید به هنگام ازدواج آن قدر به بلوغ رسیده باشد که بتواند آبرومندانه تعارضات و تضادها را حل و سعی کند کمترین آسیب را به طرف مقابل و زندگی اش وارد کند تا به رشد و تکامل برسد.

    اتفاقی که اغلب رخ می دهد این است که غرور، قدرت و استقلال نزد مرد انباشته می شود و عاطفه ، احساس و وابستگی نزد زن احتکار می شود.

    مردی که نخواهد از قدرتش به زن انفاق کند و زنی که عواطف و عشق را زندانی می کند و به مرد نمی بخشد هیچ یک نمی توانند تکامل را تجربه کنند؛ زیرا نتوانسته اند تعارضات را بین خودشان حل کنند.

    در این شرایط زندگی مثل بازاری می شود که کسی نمی خواهد چیزی بخرد یا بفروشد و به اصطلاح «کساد» می شود.

    ازدواج خوب ازدواجی است که تحمل و گذشت در آن حرف اول را بزند، چیزی که امروز نایاب است.

    ازدواجی که هر ۲ طرف بدانند همه حق یا حقیقت با آن ها نیست و آن ها نیاز دارند روی حرف خود پا بگذارند تا تجربه های بهتری کسب کنند. با بخشیدن و انفاق کردن می توان به پذیرش نظرهای مخالف و متضاد در زندگی مشترک دست یافت.


    9 سپاس: دلشاد، نغمه، mz56mz، malakeh، mami، هاچو هاچو، mojde، gilas، ماهی

  • دلشاد

    مرسی آبجی حورای عزیز
    1 سپاس: حورا

  • sib

    والا روانشناسا که میگن باید شبیه هم باشن دو نفر :37:
    2 سپاس: حورا، ماهی

  • 1 سپاس: حورا

  • mz56mz

    ممنون عمو جان مطلب جالبى بود ولى از ما گذشته :1:
    2 سپاس: حورا، ماهی

  • Galexy

    1 سپاس: حورا

  • حورا

    نقل قول: sib
    والا روانشناسا که میگن باید شبیه هم باشن دو نفر


    منم اینطور فکر میکردم وبخاطر تفاوت مطلب نظرم جلب شد ...خودم مطلب فوق را کاملا قبول ندارم ولی به قول مامانم نکات ریزی تو مطلب نهفته ست که ارزش بررسی داره :3:

    1 سپاس: ماهی

  • mami

    نقل قول: حورا
    واقعیت این است که در زندگی هم مثل طبیعت جمع اضداد است که ادامه حیات را میسر می کند. مثل گرما و سرما، آتش و آب، تاریکی و روشنایی که در کنار هم معنا می دهند و تضاد زیربنای هر تکاملی در زندگی است. اگر تضاد نباشد رشد و تکامل شخصیت ناممکن است.

    به نظر من کاملا صحیح است برای بقای یک زندگی حتما باید از نظر شخصیتی و رفتاری تا حدودی ضد هم بود مثلا اگر مرد خانواده فردی عصبی باشد زن خانواده باید خونسرد باشد یا اگر زنی پر جنب وجوش بود مرد باید آرام و ساکت باشدوتضاد های غیره.....تجربه ثابت کرده که اگراین گونه باشید دوام زندگیتان زیاد میشود انشاا.... که به پای هم پیر شوید:1:

    2 سپاس: حورا، ماهی

  • حورا

    ممنون از نظرتون :46:

  • هاچو هاچو

    جالب بود این نظریه رو نشنیده بودم :37: خب از نظر تئوری به نظر درست میومد بیشترش ولی خب آخه از داشتن تفاهم و اشتراک های دو زوج هم نمیشه چشم پوشی کرد :37: ...
    نمایش یا پنهان متنتر جیح میدم هر دو مدلشو امتحان کنم 351

    2 سپاس: ماهی، حورا

  • mati

    مرسی حورا جونم :11:
    1 سپاس: حورا

  • gilas

    شاید منظور از تفاوت داشتن اینکه تفاوت های همدیگرو رو دوست داشته باشن تا بتونن مکمل هم باشن
    مثلا اگر زنی عاشق سفر کرده و مردی دوست داره همیشه تو خونه باشه که نمیشه و این تنش ایجاد میکنه
    اما اگر زنی سفر رو دوست داشته باشه و مردی علاقمند سفر باشه اما به دلایلی از سفر نمیره با اینکه نقطه مقابل هم هستن ولی مکمل هم میتونن باشن :1:

    2 سپاس: ماهی، حورا

  • baron jon

    مرسی حورا جان :46:
    1 سپاس: حورا

  • ماهی

    نقل قول: حورا
    برخلاف تصور عموم مردم که به هنگام ازدواج به دنبال یک نفر شبیه خود می گردند، آن چه یک ازدواج را به تکامل می رساند، جمع شدن اضداد است که به رشد و تکامل می انجامد.

    متاسفانه روانشناسان مطالب رو بیان می کنند اما با از قلم انداختن یک نکته کوچک جامعه رو به اشتباه وا می دارند.جمله بالا کاملا درسته اما به یک شرط و اون اینه که هر دو طرف ظرفیت تغییر پذیری رو داشته باشند.فکرشو بکنید با کسی ازدواج کنید که نقطه مقابل شماست و حاضر با ذره ای انعطاف نیست اونوقت ... :2:
    این نظر من بود ..ممنون حورا جونم.. :46:
    نقل قول: gilas
    مثلا اگر زنی عاشق سفر کرده و مردی دوست داره همیشه تو خونه باشه که نمیشه

    اگه هر دو کمی به سمت هم حرکت کنند هر دو تعدیل میشن ولی اگه یکی مدام بخواد بره سفر و خسته کنه طرف مقابل رو و اون یکی هم مدام مخالف سفر باشه میدون جنگ راه می افته.ضمن اینکه همین مسئله تبدیل به یک حساسیت می شه :1:

    نمایش یا پنهان متندوستی داشتم که صدای خوبی داشت و می رفت کلاس آواز..برای خودشون و توی جمع های خونوادگی می خوند. تا اینکه ازدواج کرد با یک مرد فوق العاده بد بین و حساس و تعصبی..تا اینکه یکبار که توی جمع خونوادشون خونده بود شوهرش تا حد یک کوه آتشفشان :4: عصبانی شده بود و گفته بود من زن آوازه خون نمی خوام 852
    ولی دوستم واقعا خوندن رو کنار گذاشت .حتی لباس پوشیدنش خنده دار شده بود ولی یک سالی این روند رو ادامه داد تا حساسیت های شوهرش خیلی خیلی کم شد و اون مرد هم کمی از حرفای بی منطقش دست برداشت:1:

    2 سپاس: هاچو هاچو، حورا

  • حورا

    همگی دوستان.... واقعا مقوله سختیه :99:
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: