ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
اجازه دارم سرمو بکوبم به میز؟
levrone
دم ملوانیا گرم بازی سه هیچ باخته رو مساوی کردن.
هر چقدر زمین و زمان دارن به پرویز حال میدن اصن انگار نه انگار.اومدم حرفمو پس بگیرم!
بچه مثبت
میخواستم سرم رو بکوبم اما گفتم ارزش نداره
نیمه اول سه تا گل پشت سر هم خوردیم که تو تاش رجب زاده( بازیکن قرضی سپاهان در ملوان) توپ لو داده بود همون نیمه اول تعویض شد و ملوان 3 تا گل زد! در کل باخت حق ملوان نبود!
میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم
گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
mami
آقا امین اگه شما اینو
maryamlondon1
چرا تعجب کردی امین مگه من شاگرد تو ام
کالج که میرم بعد از دوساعت معلم درس میده مریم خانم هی سرش به علامت اوکی اوکی تکون میده یعنی اها من فهمیدم معلم هم خوشحال میشه وقتی میاد یک سوال از مریم خانم میپرسه .. که اونو قت مریم جواب میده ساری مس کثوم ای دونت اندرستن
نمایش یا پنهان متن
راستش من از درس گرامر خیلی متنفرم ومومری استیک ( مموری کارت SD ) مغزم فول شدهshaparak64
برای منم چند دفعه ای پیش اومده
با اینکه آدم صبوری هستم و درجه تحملم بالاست ، اما گاهی بـــــــــــــــد حرصم درمیاد
معمولا هم با کسایی این مسئله پیش میاد که نمیتونم چیزی بهشون بگم ، یعنی تنها چاره همون گـوبیدن سر خودم به دیواره
یکیش از دست مامان بزرگمه
حالا امان از وقتی که مامان خونه نباشه
پشت سر هم زنگ میزنه
نمایش یا پنهان متن
خدایی این مامان بزرگ من انقدر حرص میدهژنرال
چي تدريس مي كني ؟
اینارو تدریس میکنه:
آمار مهندسی
تئوری احتمال و کاربردهای آن
تحلیل سیستمها
برنامه ریزی تولید
ماهی
باور کنید بعضی روزا گریه می کنم
KuRoSh
اینا نمایان گره اینه که هنوز بزرگ نشدی و بچه ای
بندری
تو اسفند ماه رفته بودم از اداره ثبت سند خونه مو بگيرم . اداره ثبت خيلي شلوغ بود مردك ابلهي كه كار من به اون ربطي نداشت گيرداده بود كه برو كد پستي بيار و اگه كد پستي رو نياري نمي تونيم سند برات صادر كنيم حالا خونه ما هم كه كد پستي نداشت بايد چكار مي كردم مجبور شدم برم اداره پست . نزديك ظهر بود عجله اي رفتم اداره پست تو راه پليس دوربين گذاشته بود و سرعتم رو توي شهر 92 تا ثبت كرده منو نگه داشت و 90هزار تومن جريمه و 5 نمره منفي بهم داد . خلاصه بعد از هر زحمتي و كلي ضرر رفتيم كد پستي رو گرفتيم ميگه اشكالي نداره نمي خواد كد پستي بياري . منو ميگي اينقدر كفري شده بودم كه از عصبانيت و داغ جريمه بخاطر اين آدم مي خواستم خودمو بكوبم به ميز نه اينكه تنها سرم . ( هنوز هم جريمه ام رو پرداخت نكردم )
ماهی
اومدم داکیومنتی رو از قفسه مربوطه بردارم
خانوم منشی ازم رسید گرفتن و گفتن دستور جدیده
کارم رو انجام دادم
رفتم داکیومنت رو پس بدم
می گم حالا رسید رو به من برگردونید لطفا
داکیومنت ها رو می گیرند می برند می گذارن سر جاش.در رو هم قفل می کنند ومی فرمایند الان کار دارم
کجای دنیا چنین رفتاری با آدم می شه آخه؟
جالب اینجاست که اگه هر اتفاقی برای اون داکیومنت ها بیفته می بردت تا چوبه ی دار
چقدر خسته هستم.. حوصله ی دعوا ندارم
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→