شاید برای همه ی شما زمانی فرا رسیده باشه که بین دوراهی قرار گرفته باشید طوری که با تجزیه تحلیل و بالا پایین کردن داده هایی که در اختیار دارید نمی تونید مصمم به انتخاب یک راه بشید .در چنین مواقعی ممکنه عقب نشینی کنید یا به اصطلاح عامیانه ریسک کرده و راهی رو انتخاب کنید. اگر دوست داشتید می تونید در این تاپیک به مواردی که ریسک کرده اشاره کنید و نتیجه ای رو که گرفتید مثبت ، یا منفی بیان کنید.
▧ تصویر در دسترس نیست
کتاب هنر ريسك كردن نوشته ديويد ويسكات با ترجمه كياندخت نورافروز کتابی است که به ریسک کردن به عنوان یک هنر نگاه می کند.
اگر خواهان يك زندگي خوب و عالي هستيد تنها راهش اين است كه از فرصتها بهتر استفاده نماييد. اين كتاب دربارة استفاده كردن از فرصتها با شما گفتوگو ميكند. دربارة اينكه چگونه فرصتها را بشناسيد و آنها را تشخيص دهيد و از آنها براي جذب عشق و دوستي، توانايي، قدرت، احترام و اعتبار خويش بهرة كافي ببريد. نويسنده در اين كتاب قدم به قدم در كنار شماست و به شما نشان ميدهد كه چگونه رو در روي ريسك قرار گيريد. راهنماييهاي او به شما كمك ميكند تا بتوانيد به آرزوهاي دور و دراز خود جامة عمل بپوشانيد. اين كتاب به شما كمك ميكند تا از طبيعت كلي ريسك و بويژه ريسك خاصي كه مورد نظرتان است آگاه شويد و نيز به شما ميآموزد كه از راه ارزيابي نيازهاي خود و تشخيص درست از غلط و قبول مسئوليت، به عاليترين هدفهاي خود دست يابيد
هميشه سعى ميكنم تصميم با فكر و اطلاعات كامل باشه و پايم رو جاى محكمى بزارم ولى خب پيش اومده كه سر دوبارهى بودم و ريسك كردم اما به ندرت كارى كه بدون اطلاعات و بى برنامه باشه انجام ميدم ريسك ميكنم
من بیشتر جانب احتیاط رو رعایت میکنم ولی از ریسک کردن هم خوشم میاد و مواقعی که بدونم وقتشه که ریسک کنم اینکارو انجام میدم نمایش یا پنهان متنالان حضور ذهن ندارم یک مورد رو اشاره کنم
دوستان اگر ممکنه یک مورد مواردی رو که ریسک کردید تعریف کنید..ممنون از نطراتتون به جیگر دارا جایزه می دیم
در مورد خودم هم اهل ریسک هستم و بودم از دوران نوجوانی . یکی از ریسکهایی که کردم این بود که بدون گواهینامه سوار ماشین شدم.رانندگی کاملا بلد بودم ولی گواهینامه نداشتم .این یک ریسک احمقانه بود ولی دیگه طاقت نداشتم به این دلیل که با بچه ی 6 ماهه دیگه نمی تونستم بی ماشینی رو تحمل کنم. ترمز دستی ماشین رو هم کامل نخوابونده بودم.دیدم وسطای راه راننده های دیگه هی با اشاره بهم می گن وایستا..اولش محل نذاشتم فکر کردم مزاحمای بیشششعورن ولی بعد گفتم مگه میشه همه امروز اراده کرده باشن مزاحم من بشن ماشینو زدم کنار دیدم دود داره از زیر چرخای ماشین در می آد یه آقایی اومد گفت ترمز دستی رو نخوابوندی؟ گفتم نمی دونم.. گفت کی این ماشینو گذاشته زیر پای تو آخه؟ خلاصه گفتش صبر کن تا لاستیکای بیچاره خنک شن بعد برو.. هر چند که از رو نرفته بودم و بازم بدون گواهینامه رانندگی می کردم ولی مدت کوتاهی بعدش گواهینامه گرفتم. ولی خیلی از ریسکهایی که کردم واقعا برام خوب بود و از نتیجه شون خوشحالم
شدیدأ ریسک می کنم، تو کار، حیاتی ترین تصمیمها رو تو چند ثانیه می گیرم، تو رانندگی هم به طور مثال وقتی می رم برا سبقت و یه ماشین از روبرو میاد اگه پنجاه درصدم امکان رد شدن باشه می رم. تو رانندگی این اخلاق خیلی برام گرون تموم شده (البته خدا رو شکر مالی) ولی بازم اینی رو که تو صدم ثانیه تصمیم می گیرم رو دوست دارم چون از لحاظ کاری تونستم خیلی سریعتر از دیگران باشم و جلوتر.
یکی از ریسکهایی که کردم این بود که بدون گواهینامه سوار ماشین شدم.رانندگی کاملا بلد بودم ولی گواهینامه نداشتم
مثل من تازه 8 ماه وارد لندن شده بودیم ..وانجا تا یک سال میتونی با گواهی نامه کشور ت رانندگی کنی .من هم تو اون 8 ماه امتحان تئوری قبول شده بودم وتو امتحان شهری یک بار رد شده بودم .ومنتظر نوبت بعدی بودم .که یک روز برا خرید با ماشین زدم بیرون .نزدیک فروشگاه مورد نظر پشت سرم ماشین پلیس دیدم .من هم از ترسم هول کردم هر دقیقه خطم عوض میکردم که پلیس رد بشه واز دستشون راحت بشم .ولی پلیس به من مشوک شد واژیرش روشن کرد من هم از ترسم رفتم تو پارکینک فروشگاه .ایستادم .اونا بیمه وگواهی نامه ام خواستن که من فقط گواهینامه ایرانیم داشتم .نشون دادم اونا هم از طریق وارد کردن شماره ماشینم بیمه ماشین هم چک کردن .وقتی مطمئن شدن بیمه دارم(انجا بیمه ماشین از گواهی نامه مهمتره ) رهام کردن ولی ماشین تو پارکینک دست نگهبان پارکینک سپردن ومن با ماشین پلیس دم در خونه پیاده کردن چون دیدن حالم مساعد نبود .وقادر نبودم رانندگی کنم .چون که تازه دوهفته بود بچه ای 3 ماهه ام سقط کرده بودم ..
یه عده بدون هیچ محاسبه و فکری، تصمیم میگیرن یا اقدام به کاری میکنن، بعد هم اسمشو میذارن شجاعت و قدرت ریسک پذیری! در صورتیکه این اسمش حماقته.
اما ریسک واقعی اونه که علیرغم همه محسابات و سبک و سنگین کردن ها، عاقبت یه تصمیم یا کاری مشخص نباشه و اونوقت با وجود این آدم اون تصمیم یا کارو عملی میکنه.
من از این جور ریسک ها تا به حال یکبار انجام دادم که از توضیحش معذروم چون خیلی مقدمه و توضیح داره
فقط میتونم اینو بگم بیشتر تو مسائل اقتصادی معتقد به ریسک هستم.
ماهی جان ای گفتی بزرگترین ضعف من تصمیم گیری است وای اگه سر یک دوراهی قرار بگیرم دیونه میشم چون نمی تونم تصمیم بگیرم ان کتابی را که معرفی کردی حتما می خونم خیلــــــــــــــــــــی ممنون برای تایپک خوبت
ومن با ماشین پلیس دم در خونه پیاده کردن چون دیدن حالم مساعد نبود .وقادر نبودم رانندگی کنم .چون که تازه دوهفته بود بچه ای 3 ماهه ام سقط کرده بودم ..
وای مامان مریم من موندم اگه زیر پای من ( من نوعی منظورمه ) بهشته زیر پای تو خدا چی می خواد بگذاره .سنبل یک مادر واقعی هستی... می گن خانومهایی که بچه سقط می کنند اون دنیا بچشون مثل یک ابر بالا سرشون ظاهر میشه و ازشون محافظت می کنه
نقل قول: دیااکو
تو رانندگی هم به طور مثال وقتی می رم برا سبقت و یه ماشین از روبرو میاد اگه پنجاه درصدم امکان رد شدن باشه می رم.
وای این کار خیلی خطرناکه
نقل قول: هاچو هاچو
خسته نباشین شما
درمونده نباشین
نقل قول: arash52
ولي وقتي ريكس كنم همه چي كن فيكون ميشه
نقل قول: بهونه
من که بدون گواهی نامه زیاد رانندگی کردم از جاده گرفته تا شهر اتوبان
تو رو خدا مواظب باش
نقل قول: mami
من زماني ريسك مي كنم كه وير لجبازيم بگيره
چه با مزه
نقل قول: ژنرال
اما ریسک واقعی اونه که علیرغم همه محسابات و سبک و سنگین کردن ها، عاقبت یه تصمیم یا کاری مشخص نباشه و اونوقت با وجود این آدم اون تصمیم یا کارو عملی میکنه.
دقیقا تعریف من از ریسک همین بود.در مورد اون رانندگی هم کلی بالا پایین کردم.مسیری که می خواستم برم بیشترش کوچه پس کوچه و مسیرای فرعی بود و احتمال خطر کم بود
نقل قول: پری سا
وای اگه سر یک دوراهی قرار بگیرم دیونه میشم چون نمی تونم تصمیم بگیرم ان کتابی را که معرفی کردی حتما می خونم
پریسا جان ! یک بار که دل به دریا بزنی این طلسم شکسته میشه.حتی اگر جواب مثبت هم نگرفتی باید بگی من کاری رو کردم که فکر می کردم درسته.پس نباید پشیمون بشم.
نقل قول: aac198000
فکر کردم نوشتی جیگر درش بیار با کله اومدم
باز شکر خدا که زود فهمیدی قرار نیست چیزی دربیاد....
ماهی
شاید برای همه ی شما زمانی فرا رسیده باشه که بین دوراهی قرار گرفته باشید طوری که با تجزیه تحلیل و بالا پایین کردن داده هایی که در اختیار دارید نمی تونید مصمم به انتخاب یک راه بشید .در چنین مواقعی ممکنه عقب نشینی کنید یا به اصطلاح عامیانه ریسک کرده و راهی رو انتخاب کنید.
اگر دوست داشتید می تونید در این تاپیک به مواردی که ریسک کرده اشاره کنید و نتیجه ای رو که گرفتید مثبت ، یا منفی بیان کنید.
▧ تصویر در دسترس نیست
کتاب هنر ريسك كردن نوشته ديويد ويسكات با ترجمه كياندخت نورافروز کتابی است که به ریسک کردن به عنوان یک هنر نگاه می کند.
اگر خواهان يك زندگي خوب و عالي هستيد تنها راهش اين است كه از فرصتها بهتر استفاده نماييد. اين كتاب دربارة استفاده كردن از فرصتها با شما گفتوگو ميكند. دربارة اينكه چگونه فرصتها را بشناسيد و آنها را تشخيص دهيد و از آنها براي جذب عشق و دوستي، توانايي، قدرت، احترام و اعتبار خويش بهرة كافي ببريد. نويسنده در اين كتاب قدم به قدم در كنار شماست و به شما نشان ميدهد كه چگونه رو در روي ريسك قرار گيريد. راهنماييهاي او به شما كمك ميكند تا بتوانيد به آرزوهاي دور و دراز خود جامة عمل بپوشانيد. اين كتاب به شما كمك ميكند تا از طبيعت كلي ريسك و بويژه ريسك خاصي كه مورد نظرتان است آگاه شويد و نيز به شما ميآموزد كه از راه ارزيابي نيازهاي خود و تشخيص درست از غلط و قبول مسئوليت، به عاليترين هدفهاي خود دست يابيد
mz56mz
هاچو هاچو
نمایش یا پنهان متن
الان حضور ذهن ندارم یک مورد رو اشاره کنمmojde
دلشاد
ماهی
به جیگر دارا جایزه می دیم
در مورد خودم هم اهل ریسک هستم و بودم از دوران نوجوانی .
یکی از ریسکهایی که کردم این بود که بدون گواهینامه سوار ماشین شدم.رانندگی کاملا بلد بودم ولی گواهینامه نداشتم .این یک ریسک احمقانه بود ولی دیگه طاقت نداشتم
گفت کی این ماشینو گذاشته زیر پای تو آخه؟
خلاصه گفتش صبر کن تا لاستیکای بیچاره خنک شن بعد برو..
هر چند که از رو نرفته بودم و بازم بدون گواهینامه رانندگی می کردم ولی مدت کوتاهی بعدش گواهینامه گرفتم.
ولی خیلی از ریسکهایی که کردم واقعا برام خوب بود و از نتیجه شون خوشحالم
gilas
دیااکو
هاچو هاچو
arash52
maryamlondon1
مثل من تازه 8 ماه وارد لندن شده بودیم ..وانجا تا یک سال میتونی با گواهی نامه کشور ت رانندگی کنی .من هم تو اون 8 ماه امتحان تئوری قبول شده بودم وتو امتحان شهری یک بار رد شده بودم .ومنتظر نوبت بعدی بودم .که یک روز برا خرید با ماشین زدم بیرون .نزدیک فروشگاه مورد نظر پشت سرم ماشین پلیس دیدم .من هم از ترسم هول کردم هر دقیقه خطم عوض میکردم که پلیس رد بشه واز دستشون راحت بشم
بهونه
ولی در کل ریسک چیز خوبیه مخصوصا تو بازی حکم خیلی نیاز میشه
mami
zrnznn
ژنرال
یه عده بدون هیچ محاسبه و فکری، تصمیم میگیرن یا اقدام به کاری میکنن، بعد هم اسمشو میذارن شجاعت و قدرت ریسک پذیری! در صورتیکه این اسمش حماقته.
اما ریسک واقعی اونه که علیرغم همه محسابات و سبک و سنگین کردن ها، عاقبت یه تصمیم یا کاری مشخص نباشه و اونوقت با وجود این آدم اون تصمیم یا کارو عملی میکنه.
من از این جور ریسک ها تا به حال یکبار انجام دادم که از توضیحش معذروم چون خیلی مقدمه و توضیح داره
فقط میتونم اینو بگم بیشتر تو مسائل اقتصادی معتقد به ریسک هستم.
پری سا
ان کتابی را که معرفی کردی حتما می خونم
خیلــــــــــــــــــــی ممنون برای تایپک خوبت
aac198000
فکر کردم نوشتی جیگر درش بیار
با کله اومدم
ماهی
mojde,
دلشاد,
gilas,
وای مامان مریم من موندم اگه زیر پای من ( من نوعی منظورمه ) بهشته زیر پای تو خدا چی می خواد بگذاره
وای این کار خیلی خطرناکه
درمونده نباشین
تو رو خدا مواظب باش
چه با مزه
دقیقا تعریف من از ریسک همین بود.در مورد اون رانندگی هم کلی بالا پایین کردم.مسیری که می خواستم برم بیشترش کوچه پس کوچه و مسیرای فرعی بود و احتمال خطر کم بود
پریسا جان ! یک بار که دل به دریا بزنی این طلسم شکسته میشه.حتی اگر جواب مثبت هم نگرفتی باید بگی من کاری رو کردم که فکر می کردم درسته.پس نباید پشیمون بشم.
با کله اومدم
باز شکر خدا که زود فهمیدی قرار نیست چیزی دربیاد....
behnam25
نغمه
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→