ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
mati
وووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووی مسی مسی چه خوجل موجله خدا
بندری
farzane
کجایی لودال جونم بریم لودال بازی بتونیمو خونه ی داداش وحید شلوخ بازی بتونیم متی جون جونم
دیااکو
جل الخالق، اینجا که کودکستانه،
افتتاح کودکستانت رو تبریک می گم (گرچه یه خرده دیر) و امیدوارم همیشه کودک درونت فعال باشه.
بندری
▧ تصویر در دسترس نیست
هرچه داریم از خداست و هرچه توان داریم برای خدا باید خرج کنیم.
با ادب خاص خود وارد این مهمانی بی مانند بشویم . . .
ماه رمضان بر شما مبارک
بهونه
دلشاد
تا میای خخونتو بریزم بهم
mati
آخ جوووووووون داداشی رودارم اومده لونه ی من
غذا میخوای داداشی؟ چشم الان غذاتو میدم بعدش مهمون نوازیم رو شروع میکنم
فعلا بفرمائید نوش جون کنید
حالا مراسم مهمون نوازون رو شروع میکنیم
بهروز
داداشی بودی حالا کجا به این زودی
بهونه,
ااااااااااااااااااااااااااااااااااا فکر کردی خیلی زلنگی؟! نه خیلم نمیگم
حال نمیده اگه بگم دیگه حالت گلفته نمیشه
mahsa joon
zrnznn
که کوچه ی تو را جارو نزنـــد !!
آخر من هنوز از گوشه و کنار آن
خاطراتم را جمع نکرده ام...
mati
بتلکون آها آها قلش بده
ببینم مگه اولین بارت نیست اومدی خونم؟! چرا دستات خالیه مگه نگفتم هرکس میاد خونه ی من واسم علوسک بیاله؟!!!!!
mati
چه جلافتا میخوای که جارو نزنه توچه ی مارو که تثیف بشه توچه ی خودتون تمیس بشه؟! چه لودالی تو والا
zrnznn
درها به طنین های تو وا کردم
هر تکه را جایی افکندم پر کردم هستی ز نگاه
بر لب مردابی پاره لبخند تو بر روی لجن دیدم رفتم به نماز
در بن خاری یاد تو پنهان بود برچیدم پاشیدم به جهان
بر سیم درختان زدم آهنگ ز خود روییدن و به خود گستردن
و شیاریدم شب یک دست نیایش افشاندم دانه راز
و شکستم آویز فریب
و دویدم تاهیچ و دویدم تاچهره مرگ تاهسته هوش
و فتادم بر صخره درد از شبنم دیدار تو تر شد انگشتم لرزیدم
وزشی می رفت از دامنه ای گامی همره او رفتم
ته تاریکی تکه خورشیدی دیدم خوردم وز خود رفتم و رها بودم(سهراب سپهری)
بهونه
حال نمیده اگه بگم دیگه حالت گلفته نمیشه
نمیگیییی
Kishe Mehr
نمایش یا پنهان متن
نکنه رفته بودی سقاخونه دعا کنیfarzane
farzane
مامي
دیدم صفحه شخصیتون به روز میباشد گفتم عرض ادبی کرده باشم
مامي
دیدم صفحه شخصیتون به روز میباشد گفتم عرض ادبی کرده باشم
mati
مرسی عزیزم من شعرای سهراب رو خیلی دوست دارم
نمیگیییی خوب نگو آب نبات برات آورده بودم خودم میخورم آهان جیگرم حال اومد دلت سوخت
نده گدا خودم ددی جونم واسم یه بزلگه شکلاتیشو خلیده
خوش اومدی همینجا بودم قایم شدم که فکر کنی نیستم بری
farzane,
مامي,
خوش اومدید
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→