بين ایرانی ها يه مسابقه مهارت شمشير زني ميذارن . بعد از مسابقه خبرنگار با سه نفر اوّل مصاحبه می کنه .... اوّل ميره سراغ نفر سوم: -شما چي شد که نفر سوم شدي ؟ نفر سوّم یه نگاه به خبرنگاره می ندازه، بعد یه مگس رو تو هوا با شمشير دو نصف مي کنه ..... خبرنگاره ميره سراغ نفر دوّم نفر دوّم هم یه مگس به خبرنگار نشون ميده با شمشير تو هوا دوتا بالشو می زنه .... خبرنگار هاج و واج مي مونه که نفر اوّل چه شاهکاريه ؟ به نفر اوّل ميگه شما چه مهارتي نشون دادي؟ يه مگس نشونش ميده با شمشير تو هوا مگس رو مي زنه... مگسه اوّل ميفته زمين بعد بلند ميشه دوباره پرواز مي کنه... خبرنگار میگه: اين که رفت! میگه رفت ... ولی دیگه هیچوقت بچّه دار نمیشه ....
از گورخری پرسیدم : « تو سفیدی راه راه سیاه داری ، یا اینكه سیاهی راه راه سفید داری ؟ گورخر به جای جواب دادن پرسید : تو خوبی فقط عادتهای بد داری ، یا بدی و چندتا عادت خوب داری ؟ ساكتی بعضی وقتها شلوغ میكنی ، یا شیطونی و بعضی وقتها ساكت میشی ؟ ذاتا خوشحالی بعضی روزها ناراحتی ، یا ذاتا افسردهای و بعضی روزها خوشحالی ؟ لباسهات تمیزن فقط پیرهنت كثیفه ، یا كثیفن و شلوارت تمیزه ؟ و گورخر پرسید و پرسید و پرسید و پرسید و پرسید ، و بعد رفت! نتیجه اخلاقی : دیگه هیچ وقت از گورخرها درباره راهراههاشون چیزی نمیپرسم ...!
و درپايان باعث تاسفه كه بگم بعضي ها از كلاغ هم كمترند
عموم تعریف میکرد میگفت توی پاریس ( یا نمیدونم کدوم شهر اروپایی ) بودم دیدم که پشت چهار راه یک سگ وایساده! خوب توجه که کردم دیدم سگ داره به چراغ قرمز مربوط به عابر پیاده نگاه میکنه و همین که چراغ سبز شد از چهار راه رد شد!!! البته من خودم از قبل از اینکه عموم اینو بگه تقریبا در 90% اوقات چه پشت رول باشم و چه پیاده باشم چراغ سبز و قرمز رو رعایت میکردم ولی از وقتی که اینو عموم گفت دیگه کامل رعایت میکنم حتی گاهی اوقات چراغ سبز که میشه یکی دو ثانیه هم می ایستم و بعدش حرکت میکنم.. این یکی دو ثانیه شم واسه اینه که نه اینکه اینجا ایرانه و بعضیا میخوان چراغ زرد رو رد کنند ، دیگه دیگه...
یه شب سه تا دزد میرن دزدی همینطور که مشغول جمع کردن وسایل بودن یه هو پاشون میخوره به یه چیزی و صابخونه بیدار میشه
اینا هم سه تا گونی میکشن رو سرشون از ترس میشینن تو آشپز خونه صابخونه خوابالو میاد یه لگد میزه به کیسه اول دزده میگه خششش یعنی نون خشکه میزنه به گونی دوم دزده میگه ششش یعنی برنجه میزنه به گونی سوم هیچ صدایی نمیاد دوباره میزنه دزده میگه آرده بابا، آرد که صدا نداره نمایش یا پنهان متن پیشاپیش از داغ بودن جوک و تا حالا نشنیدنش و سوزیدن گوشتون عذر میخوام
arash52
اوّل ميره سراغ نفر سوم:
-شما چي شد که نفر سوم شدي ؟
نفر سوّم یه نگاه به خبرنگاره می ندازه، بعد یه مگس رو تو هوا با شمشير دو نصف مي کنه .....
خبرنگاره ميره سراغ نفر دوّم
نفر دوّم هم یه مگس به خبرنگار نشون ميده با شمشير تو هوا دوتا بالشو می زنه ....
خبرنگار هاج و واج مي مونه که نفر اوّل چه شاهکاريه ؟
به نفر اوّل ميگه شما چه مهارتي نشون دادي؟ يه مگس نشونش
ميده با شمشير تو هوا مگس رو مي زنه... مگسه اوّل ميفته زمين بعد بلند ميشه دوباره
پرواز مي کنه...
خبرنگار میگه: اين که رفت!
میگه رفت ... ولی دیگه هیچوقت بچّه دار نمیشه ....
از گورخری پرسیدم : « تو سفیدی راه راه سیاه داری ، یا اینكه سیاهی راه راه سفید داری ؟
گورخر به جای جواب دادن پرسید :
تو خوبی فقط عادتهای بد داری ، یا بدی و چندتا عادت خوب داری ؟
ساكتی بعضی وقتها شلوغ میكنی ، یا شیطونی و بعضی وقتها ساكت میشی ؟
ذاتا خوشحالی بعضی روزها ناراحتی ، یا ذاتا افسردهای و بعضی روزها خوشحالی ؟
لباسهات تمیزن فقط پیرهنت كثیفه ، یا كثیفن و شلوارت تمیزه ؟
و گورخر پرسید و پرسید و پرسید و پرسید و پرسید ، و بعد رفت!
نتیجه اخلاقی : دیگه هیچ وقت از گورخرها درباره راهراههاشون چیزی نمیپرسم ...!
شل سیلور استاین
پسر: عزیــــــــــــزم!!!
دختر: جووونـــــم!!!
پسر: گــــــــــلِ من!!!
دختر: جانــــم؟؟
پسر: عشــــــقم!!!
دختر: جان؟؟؟
پسر: زندگـــی من!!!
دختر: بله؟؟؟
پسر: نفسِ من!!!
دختر: زهـــرمار! بازم اسمم یادت رفته؟؟؟!!
بعضي ها از كلاغ هم كمترند
Kishe Mehr
بعضي ها از كلاغ هم كمترند
عموم تعریف میکرد میگفت توی پاریس ( یا نمیدونم کدوم شهر اروپایی ) بودم دیدم که پشت چهار راه یک سگ وایساده! خوب توجه که کردم دیدم سگ داره به چراغ قرمز مربوط به عابر پیاده نگاه میکنه و همین که چراغ سبز شد از چهار راه رد شد!!!
البته من خودم از قبل از اینکه عموم اینو بگه تقریبا در 90% اوقات چه پشت رول باشم و چه پیاده باشم چراغ سبز و قرمز رو رعایت میکردم ولی از وقتی که اینو عموم گفت دیگه کامل رعایت میکنم
حتی گاهی اوقات چراغ سبز که میشه یکی دو ثانیه هم می ایستم و بعدش حرکت میکنم.. این یکی دو ثانیه شم واسه اینه که نه اینکه اینجا ایرانه و بعضیا میخوان چراغ زرد رو رد کنند ، دیگه دیگه...
چه گورخر باهوشی
gilas
عجب مهارتی
باچه
بعضي ها از كلاغ هم كمترند
واقعا
aac198000
اینها برا شما جوکه یرای من خاطره است
garfild
دلشاد
نغمه
منم جک بگم
یه شب سه تا دزد میرن دزدی همینطور که مشغول جمع کردن وسایل بودن یه هو پاشون میخوره به یه چیزی و صابخونه بیدار میشه
اینا هم سه تا گونی میکشن رو سرشون از ترس میشینن تو آشپز خونه صابخونه خوابالو میاد یه لگد میزه به کیسه اول دزده میگه خششش یعنی نون خشکه میزنه به گونی دوم دزده میگه ششش یعنی برنجه میزنه به گونی سوم هیچ صدایی نمیاد دوباره میزنه دزده میگه آرده بابا، آرد که صدا نداره
نمایش یا پنهان متن
پیشاپیش از داغ بودن جوک و تا حالا نشنیدنش و سوزیدن گوشتون عذر میخوام
هاچو هاچو
خب دیگه زنگ خورد بریم سر کلاس
نغمه,
kahkeshan
mrzarei12
Holtek
بعدا وقت كردم در اين مورد ميام يه خاطره تعريف ميكنم
ماهی
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→