₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » خودم برایش می‌گویم ...
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » خودم برایش می‌گویم ...

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



خودم برایش می‌گویم ...

253 بازدید، 16 پست، نویسنده: garfild

  • garfild




    تصویر در دسترس نیست









    چند روز پیش دختر کوچولوی سه ساله‌ی یکی از دوستانم که اومده بود خونه ی ما

    با دیدن سوسک در آشپزخانه ما ذوق کرد و جلو رفت تا با دست کوچکش سوسک را ناز کند

    مامانش گفت خونه جدیدمون پر از سوسک بود وقتی این به دنیا آمد برای این که اذیت نشه

    هر روز رفتیم با سوسکها حرف زدیم و بازی کردیم. آوردیم و آن‌ها را شریک کردیم در روزمرگی‌هایمان

    گفتیم قانون خانه را عوض کنیم طوری که سوسک دیگر باعث چندش و وحشت و ناآرامی ما نباشد

    ولی من چه؟؟هنوز...
    ترس های کودکی ام پا برجاست
    ناخوابی های من
    و شنیده هایی از
    دیو و غول
    کاش
    بیشتر از صورت مهربان خدا
    می گفتند
    ========================================

    تصمیم دارم خودم برای فرزندم بگویم ریشه تمام ترس هایم را

    خودم برای فرزندم می‌گویم. یک روزی می‌نشینم و همه‌ی این‌ها را برای بچه ام تعریف می‌کنم

    وقتی این کار را می‌کنم که بچه‌ام هنوز فرصت زیادی داشته باشد تا این‌ها را هضم کند

    و بعد از یاد ببرد

    فرصت داشته باشد بپذیرد اما فراموش کند لحظه‌ی پذیرش را

    همان‌طور که احتمالا درد لحظه‌ی به دنیا آمدن را فراموش کرده است



    اول از همه مرگ را برایش تعریف می‌کنم

    پیش از این که عزیزی را از دست بدهد و رویارویی‌اش با نیستی خیلی شخصی باشد

    پیش از این که ناچار باشد مرگ را همراه با ناباوری و دلتنگی و شیون‌های شبانه بشناسد

    برایش می‌گویم که مثل تاریخ مصرف پشت قوطی شیر و ماست می‌ماند

    که زندگی در هر چیز و هر کس قرار است تمام شود



    برایش می‌گویم که بداند روزی که با مرگی روبرو شود، احساس خشم و حقارت خواهد کرد

    و این که آن اندوه ممکن است هیچوقت قلبش را ترک نکند

    اما در همان روزگار هم پذیرفتن و فهمیدن نیستی... ساده‌تر از عمری ترسیدن از آن است



    خودم برایش می‌گویم که بداند ترس، اصلا فقط مال آدم بزرگ‌هاست
    آنقدر که درآنها هراس گرفتن دستی هست، ترس از گم شدن نیست



    بداند که ترس‌های بزرگ ممکن است در لحظه‌ی تنهایی به سراغش بیاید

    روزی که برای خودش آدمی شده باشد و حضور من نتواند دردی از او دوا بکند

    آن روز یادش باشد که از ترسیدن خودش نترسد. برایش می‌گویم که ترسیدن یعنی ندانستن

    یعنی مطمئن نبودن از ثبات و امنیت



    دانستن این که ترس جزئی از طبیعت اوست و بارها خواهد آمد و خواهد رفت

    شاید کمک کند که او خودش را وقت ترسیدن آرام کند

    شاید کمک کند که ترسیدن غافلگیر و ناتوانش نکند و هنوز بتواند فکری بکند برای خوب کردن خودش





    می‌خواهم بداند که گاهی حسادت ممکن است به سراغ آدم بیاید

    یعنی این که زمان‌هایی هست که دست آدم از چیزهای خوب دنیا کوتاه می‌شود

    باید بداند که گاهی چیزهایی که دوست دارد و فکر می‌کند برای داشتنشان محق است را

    به او نمی‌دهند و جلوی چشمش به دیگری می‌دهند

    و دیدن دیگریِ خوشحال برای بعضی ها کار ساده‌ای نیست و اگر آدم سعی‌اش را کرد و از پسش برنیامد

    باید بداند که حسود است

    حسود است و این به معنی محق بودنش نیست. به معنی محق نبودن دیگری هم نیست





    حسادت آن قدر تحملش سخت است که بد نیست آدم بشناسدش تا زیادی غصه‌اش را نخورد

    شاید به جای این که زیر بارش بشکند سعی کند

    از راه آن احساس بزرگ‌تر شود و آزاده‌تر





    می‌خواهم برایش بگویم که در دنیا ناامیدی هم هست

    ناامیدی معنی‌اش خسته شدن از خوش‌بینی است

    و اگر آدم دیگران را به ورطه‌ی تلخی ناامیدی‌های خودش نکشد

    خسته شدن هیچ ایرادی ندارد





    برایش می‌گویم که خسته شدن ایستگاه آخر نیست و او حق دارد گاهی خسته باشد

    حق دارد پا شل کند، آه بکشد، اخم کند

    ولی باید بداند که ناامیدی به کسانی که دوستش دارند دخلی ندارد

    و خوب نیست کسی امید را از دیگری بگیرد به خاطر ناامیدی خودش

    چون رسمش این است که آدم راه خودش را پیدا می‌کند

    و امید می‌تواند هزار بار دیگر هم برگردد



    می‌خواهم برای بچه‌ام بگویم وقتی که دیگر بچه نباشد چه روزهای زیادی احساس خواهد کرد

    که دنیا آن‌طور که من می‌گفتم نبود

    که من با هزاری آرزو و ادعا، احتمالا هیچوقت نخواهم نتوانست سوسکی را ناز کنم

    و خودم هم خوب می‌دانم نصیحت‌های من نمی‌توانست فراتر از ترس‌ها و نا‌امیدی‌ها و حقارت‌های خودم برود

    پس نمی‌توانست او را همیشه حفظ کند

    همینطور که آرزوهای من شاید کوچک بودند برای او





    می‌خواهم یک بار برای همیشه به او بگویم که از من آزاد است

    که از من دِینی به گردن او نیست.

    که او مسئول دلتنگی‌ها و حفره‌هایی که خودم عمری نتوانستم جبرانشان کنم نیست

    برای من او آزاد است.

    می‌خواهم بنشینم و ساعت‌ها برایش بگویم که من بهشت را زیر پای خودم نمی‌بینم

    و همه‌ی عشقی که به پای او میریزم را برای لذت خودم می‌ریزم



    و بالاخره حتما می‌خواهم برای او بگویم که این دنیا

    بدون عشق نمی‌ارزد

    حتی اگر من بگویم





    10 سپاس: دلشاد، baron jon، هاچو هاچو، shaparak64، Kishe Mehr، gilas، mati، ماهی، نغمه، farzane

  • دلشاد

    مرسی داش مرتضی
    1 سپاس: garfild

  • baron jon

    :39:
    خیلی عالییییی بود دستتون درد نکنه :65:
    :46:

    1 سپاس: garfild

  • هاچو هاچو

    :2: ممنون مرتضی جان زیبا و غم انگیز بود 668
    1 سپاس: garfild

  • garfild

    دلشاد,
    baron jon,
    هاچو هاچو,
    :1: :46:


  • shaparak64

    نقل قول: garfild
    و دیدن دیگریِ خوشحال برای بعضی ها کار ساده‌ای نیست و اگر آدم سعی‌اش را کرد و از پسش برنیامد

    باید بداند که حسود است

    چقدر قشنگ گفته :5:

    1 سپاس: garfild

  • Kishe Mehr

    :2: ممنون مرتضی جان زیبا و غم انگیز بود 668
    1 سپاس: garfild

  • هاچو هاچو

    نقل قول: Kishe Mehr
    ممنون مرتضی جان زیبا و غم انگیز بود

    برو ادای شاپری رو در بیار یره :4:

    1 سپاس: garfild

  • sotude

    ممنون مرتضی خان :46: جالب بود :1:
    1 سپاس: garfild

  • gilas

    خیلی عاالی بود :39:
    1 سپاس: garfild

  • mati

    مرسی قشنگ بود در عین حال غم انگیز :46:
    1 سپاس: garfild

  • garfild

    shaparak64,
    Kishe Mehr,
    هاچو هاچو,
    sotude,
    gilas,
    mati,
    :1: :46:


  • ماهی

    خیلی زیبا بود گارفیلد! :1:
    1 سپاس: garfild

  • 1 سپاس: garfild

  • garfild


  • farzane

    1 سپاس: garfild
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: