₪ انجمن بوف بوفی ₪ » طنز و جوک » شیخ و مریدان
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.



یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



شیخ و مریدان

1586 بازدید، 6 پست، نویسنده: Cyrus66

  • Cyrus66




    مریدی ترسان نزد شیخ برفت و عرض بکرد : یا شیخ خوابی دیدم بس عجیب ، خواب دیدم گدای سر چهار راه از من کمک قبول نکردی و بگفت که تو تحریمی.

    شیخ فرمود : کمی دیر خواب دیدی. گامبیا و زامبیا و سنگال نیز ایران تحریم بکرده اند.

    حیرانم از این عجایب تو در تو *** دگران را برق بگیرد ما را جرقه ی پتو!

    و مریدان همی گریستند.


    = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = =


    مریدی “تگری زنان” نزد شیخ برفت و بگفت یا شیخ حالم دریاب که بغایت رسید.

    شیخ فرمود : مریدا تو را چه شده ؟

    عرض کرد : مرادا ! چشمانم ز حدقه درآمده ، خون در کله ام جمع بشده، جهان در پیش چشمانم تیره گشته و شاخی بر سرم سبز شده.

    شیخ فرمود : چیزی نیست، یحتمل بعد از اخبار BBC، اخبار 20:30 بدیده ای.

    و مریدان نعره ها و فغان ها زدند.


    = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = =


    شیخ را پرسیدند : از برای چه ساکتی ؟

    فرمود : سکوتم از رضایت نیست ، دلم اهل شکایت نیست.

    و مریدان از هوش برفتندی.


    = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = =


    روزی شیخ به گشت و گذار در نت همی پرداخت و لکن سرعت اینترنت ایران به سرعت الاغ پیر لنگ لوکی می مانست که کُره ای در شکم دارد و باری بر کول !

    پس هیچ سایتی نبود مگر آن که تا لود شدنش شیخ چهار رکعت نماز همی گذاردی.

    نوبت به لغت نامه دهخدا برسید . شیخ به انگشت تدبیر اینتر بزد و …

    بالا آمد آن صفحه ی نحس شوم *** دق دهنده ی مردم مرز و بوم

    پس شگفتی مریدان را در گرفت. شیخ را پرسیدند : یا شیخ این لغت نامه ای بود. این دیگر چرا ؟

    شیخ بگریست …



    که چنینش کرد پیلتر و مسدود *** گناه دهخدای ادیب دیگر چه بود ؟

    و مریدان آنقدر بگریستند و نعره کشیدند تا تسمه موتورشان بسوخت.


    = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = =


    مریدی بر سر زنان نزد شیخ برفت رقعه ای به شیخ داد و عرض کرد یا شیخ قبض گازتان آمد.

    فغان و ناله از مریدان برخاست.

    شیخ گریان فرمود : کاش قبض روح می شدیم و قبض گاز نمی شدیم ، حال آن کلنگ بده ببینم.

    مرید عرض کرد : یا شیخ این کلنگ نیست قبض است.

    فرمود : هرچه که هست خانه مان را ویران بکرده.

    پس نیک در قبض نگریست که صفرهایش از قبض برون زده بود.

    فرمود : به گمانم هیزم نیز گران گشته. بگردید و تپاله جمع کنید که گر آن هم گران شود بی گمان بیچاره ایم.

    خوشا تپاله و وفور بی مثالش *** نه به این گاز و بهای بی زوالش

    و مریدان خون بگریستند .

    5 سپاس: دلشاد، gilas، ژنرال، مامي، lion1360

  • دیااکو

    با خواندن این متن گریبان چاک داده و خون بگریستم و بعد از کتابت این متون خیال بداشتم مدهوش گردندی. البته مابین این کارها گه گاهی هم بانگی نعره گون سر بدهم.
    1 سپاس: Cyrus66

  • دلشاد

    نقل قول: Cyrus66
    خوشا تپاله و وفور بی مثالش *** نه به این گاز و بهای بی زوالش

    مرسی دوست عزیز

    1 سپاس: Cyrus66

  • gilas

    1 سپاس: Cyrus66

  • مامي

    1 سپاس: Cyrus66

  • 1 سپاس: Cyrus66
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: