₪ انجمن بوف بوفی ₪ » طنز و جوک » ریزشیخ ِ خواجوی
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » طنز و جوک » ریزشیخ ِ خواجوی

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



ریزشیخ ِ خواجوی

237 بازدید، 8 پست، نویسنده: KuRoSh

  • KuRoSh




    آورده اند روزی شیخ و مریدان در کوهستان سفر می کردندی و به ریل قطاری رسیدندی که ریزش کوه آن را بند آورده بودی. و ناگهان صدای قطاری از دور شنیده شد. شیخ فریاد برآورد که جامه ها بدرید و آتش بزنید که این داستان را قبلن بدجوری شنیده ام. و مریدان و شیخ در حالی که جامه ها را آتش زده و فریاد می زدند ، به سمت قطار حرکت کردندی. مریدی گفت:" یا شیخ ! نباید انگشت مان را در سوراخی فرو ببریم؟" شیخ گفت:" نه! حیف نان! آن یک ‏داستان دیگر است." راننده ی قطار که از دور گروهی را لخت دید که فریاد می زنند، فکر کرد که به دزدان زمینی سومالی برخورد کرده و تخت گاز داد و قطار به سرعت به کوه خوردی و همه ی سرنشینان جان به جان آفرین مردند. شیخ و مریدان ایستادند و شیخ رو به مریدان گفت:" قاعدتن نباید این طور می شد!" سپس رو به پخمه کردی و گفت:"تو چرا لباست را در نیاوردی و آتش نزدی؟" پخمه گفت:"آخر الان سر
    ظهر است! گفتم شاید همین طوری هم ما را ببینند و نیازی نباشد


    ▧ تصویر در دسترس نیست

    7 سپاس: نخبه، garfild، noting، gilas، دلشاد، دخترخاله، farzane

  • نخبه

    نقل قول: کوروش فسقلی
    سپس رو به پخمه کردی و گفت:"تو چرا لباست را در نیاوردی و آتش نزدی؟" پخمه گفت:"آخر الان سر
    ظهر است! گفتم شاید همین طوری هم ما را ببینند و نیازی نباشد

    :56:

    1 سپاس: کوروش فسقلی

  • garfild

    نمیدونم باید بخندم یا گریه کنم :37:
    1 سپاس: کوروش فسقلی

  • noting

    حالا می شینم لامسب !!!!! تا بشینم یکی اس ام اس میده جواب میدم
    حالا یه سر خاک گوشیما پاک میکنم !!!!
    حالا یه کم به دختر همسایه فک میکنم !!!
    تموم شد میرم !!!
    مراحل درس خوندن من!!!!

    1 سپاس: کوروش فسقلی

  • 1 سپاس: کوروش فسقلی

  • 1 سپاس: کوروش فسقلی

  • دخترخاله

    ▧ 4 تصویر این بخش در دسترس نیست


    اگه دوس داشتین بازم براتون میزارم 806

    2 سپاس: garfild، کوروش فسقلی

  • KuRoSh

    نقل قول: دخترخاله
    اگه دوس داشتین بازم براتون میزارم

    بله که دوست داریم :8:
    نقل قول: noting
    حالا می شینم لامسب !!!!! تا بشینم یکی اس ام اس میده جواب میدم حالا یه سر خاک گوشیما پاک میکنم !!!!حالا یه کم به دختر همسایه فک میکنم !!! تموم شد میرم !!! مراحل درس خوندن من!!!!

    به کارت ادامه بده موفق میشی :4:

پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: