₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » آ سمانی ام
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.



یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



آ سمانی ام

206 بازدید، 9 پست، نویسنده: baron jon

  • baron jon

    من رهگذر تنها ترین خیا با ن سکوتم ، خسته ترین توان حرکت

    وآخرین فریاد نجواگونه خاموشی

    من آخرین قطعه ی با ز مانده ازبلور شکسته ی غرورم

    واولین تولد تنهایی در خود

    من اسمانم ،زمینم، کویرم ، اشکم ، حسم ،شورم من تنها ترین تنهایم

    در شیار خواهشهای احساس ، نجوای سکوتم در شب

    وفریاد خفه ی خاموشی

    در قعر دخمه ی آرزوهای نافرجام

    من حس غریب شعر سهرابم و گلایه های فروغ

    من فریاد تنهای سکوتم، وانزجار راست های پر درددروغ

    من حقیقت تلخ و مسکوتم در پس پرده ی کبود تزویر

    همان که آنها

    تمام فریاد هایم را شنیدندوخفه کردند،آرزو هایم را محصور سا ختند

    وقلب مملو از امیدم رابا شوکران تلخ فریب وریا پر کردند و

    و اما من

    دیوار زمان را شکستم وبال پرواز گشودم

    وحا ل رها تر از هر رها یی در اسمانم

    چرا که من

    آ سمانی ام




    تصویر در دسترس نیست


    بازهم مثل بعضی وقتها می آید گلویم را میگیرد و نمیگذارد که نفس بکشم، همانجا گیر میکند و هق هق میشود و همان جا جان میدهد… گاهی وقتها محکم می اید یقه ی چشمهایم را میگیرد و آنقدر می فشارد تا اشک سرازیر میشود… بعد هم گلویم را رها میکند و هم چشمهایم را. گاهی که هوای ذهن سوال آلود میشود، خویشتن با تردید یقین اندودش میکند و از کنارش آرام میگذرد. وقتی که رگبارهای تردید دیواره های یقین را به ترک تردید میشکافد، پرتوهای نمی دانم ها باز در خانه ی ذهن بیتوته میکنند و باز قرار را بی قرار میسازند… اینبار خودم مچ خودم را میگیرم و آسمان آرام می بارد…!

    6 سپاس: arash52، دلشاد، ژنرال، garfild، mojde، gilas

  • حورا

    خیلی زیبا بارونی :46:
    1 سپاس: baron jon

  • baron jon

    حورا :90: تشکر عزیز



    گاهی وقتا یه بغصی تو زندگی هست که هیچ جوری نمی ترکه، گاهی وقتها یه حرفهایی هست که هیچ گوشی نمیشنوه، گاهی وقت ها یه غمهایی هست که هیچ وقت هیچ کس ازشون خبردار نمی شه، گاهی وقتها یه لحظه هایی هست که سنگینیش تو دل ادم هیچ وقت سبک نمیشه… گاهی وقت ها تو زندگی یه لحظه هایی هست که هیچ کس حرف ادمو نمی فهمه، گاهی وقتها یه لحظه هایی هست که زمان واسه همیشه متوقف میشه چون تو همه لخظه هایی که زمان میگذره فقط یه لحظه تکرار میشه، گاهی وقتها تو زندگی یه لحظه هایی هست که میخوای فقط مثل ابر بهار بباری و هیچ کس هیچ وقت بهت نگه عیب نداره اروم باش… گاهی وقتها تو زندگی یه لحظه هایی هست که هیچ کس دردت رو نمی فهمه، گاهی وفتا تو زندگی یه لحظه هایی هست که خود زندگی هم نمی تو نه جوابتو بده… گاهی وقتا یه لحظه هایی هست که حجم لحظه ها پره درده، فضای زمان غمیگینه و درد ادما بزرگ… گاهی وقتا تو زندگی یه لحظه هایی هست که همه ی غمهای عالمم تو دلت جا میشه و صدات در نمی یاد و تو سکوت مرگبار زمان فقط اروم اشک میریزی و زمزمه میکنی چرا بدون اینکه جوابی بگیری …


    تصویر در دسترس نیست

    2 سپاس: mojde، gilas

  • baron jon

    حورا :90: تشکر عزیز



    گاهی وقتا یه بغصی تو زندگی هست که هیچ جوری نمی ترکه، گاهی وقتها یه حرفهایی هست که هیچ گوشی نمیشنوه، گاهی وقت ها یه غمهایی هست که هیچ وقت هیچ کس ازشون خبردار نمی شه، گاهی وقتها یه لحظه هایی هست که سنگینیش تو دل ادم هیچ وقت سبک نمیشه… گاهی وقت ها تو زندگی یه لحظه هایی هست که هیچ کس حرف ادمو نمی فهمه، گاهی وقتها یه لحظه هایی هست که زمان واسه همیشه متوقف میشه چون تو همه لحظه هایی که زمان میگذره فقط یه لحظه تکرار میشه، گاهی وقتها تو زندگی یه لحظه هایی هست که میخوای فقط مثل ابر بهار بباری و هیچ کس هیچ وقت بهت نگه عیب نداره اروم باش… گاهی وقتها تو زندگی یه لحظه هایی هست که هیچ کس دردت رو نمی فهمه، گاهی وفتا تو زندگی یه لحظه هایی هست که خود زندگی هم نمی تو نه جوابتو بده… گاهی وقتا یه لحظه هایی هست که حجم لحظه ها پره درده، فضای زمان غمیگینه و درد ادما بزرگ… گاهی وقتا تو زندگی یه لحظه هایی هست که همه ی غمهای عالمم تو دلت جا میشه و صدات در نمی یاد و تو سکوت مرگبار زمان فقط اروم اشک میریزی و زمزمه میکنی چرا بدون اینکه جوابی بگیری …


    تصویر در دسترس نیست

    2 سپاس: دلشاد، gilas

  • دلشاد

    مرسی بارون جون زیبا بود
    1 سپاس: baron jon

  • 1 سپاس: baron jon

  • 1 سپاس: baron jon

  • gilas

    فوق العاده بود :11:
    1 سپاس: baron jon

  • baron jon

    تشکر دوستان عزیز :46::46:
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: