ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
اوه آدم 31 ساله خيلي بزرگ است.
ماهی
چقدرررررررررررررررررررررر زندگي به خودم بدهکارم!
چقدر صبحها کمي ديرتر از خواب بلند شدن
چقدر صبحانه را سر حوصله خوردن
چقدر در صف آرايشگاه شلوغ و به حس و حال زنان براي زيباتر شدن نگاه کردن
چقدر در پاسازها و مراکز خريد چرخ زدن
چقدر تلفنهاي طولاني و درد دل کردن
چقدر گردگيري و طي کشيدن با يک موسيقي ملايم
چقدر حس کردن معني خانه
چقدر روي کاناپه لم دادن و فيلم ديدن
چقدر با مامان و بابا خريد رفتن و لذت بردن
چقدر سر ظهر با برادرت روي يک تخت خوابيدن و به خاطرات گذشته خنديدن
چقدر مهماني با دوستانت
چقدر تنهايي و سکوت و درخود فرو رفتن
چقدر کدبانويي و غذا پختن
چقدر کتاب و فيلم نخوانده و نديده
چقدر قدمهاي نزده
چقدر نگران دير رسيدن و ترافيک و مترو و تاکسي نبودن
چقدر آسايش و عجله نداشتن
چقدر مالک وقت و فرمانده گذران زمان خودت بودن
چقدر آرايش کردن
چقدر شال و روسري و مقنعه هات را يک سو پرت کردن
چقدر ليوانها را حتي زير آب سرد سرد شستن و به رنگ جگري لاکهاي ناخنت نگاه
کردن..اصلا چقدر لاک نزده رنگوارنگ
چقدر شبها بيدار ماندن و بافتني بافتن و رويا رج زدن
چقدر نگران کم خوابي نبودن
چقدر زمزمه کردن آهنگ زير لبهات
چقدر حرف زدن
چقدر حرفهاي نگفته
چقدر.....
سواي تئاتر و نمايشنامه و عکاسي و رقص و نوشتن و اينها که دوست داشتم
و سراغي ازشان نگرفتم، به جز زنانگي کردن به معناي واقعي براي خودم و براي يک
مرد ...، من چقدر همين چيزهاي ساده و معمولي و پيش پا افتاده براي خيلي از
آدمها را به خودم بدهکارم.
من بيش از هرکسي به خودم بدهکارم.
زن که باشي
کارمند که باشي
سي سال را هم گذرانده باشي
معناي زندگي نکرده را با چند روز سر کار نبودن جور ديگري مي فهمي...از 18
سالگي ..20 سالگي....22 سالگي تا اينجا فقط يک پلک فاصله بود و من فکر ميکردم
اوه آدم 31 ساله خيلي بزرگ است.
برای من این متن جالب بود.گفتم شاید شما هم خوشتون بیاد
واقعا روزی که استخدام شدم یک گروه 8 نفره بودیم که من از لحاظ سنی از همه کوچکتر بودم مثلا به اختلاف یکی دو سال... خانمی بود 31 ساله که از همه ی ماها خیلی بزرگتر بود. و من همش فکر می کردم چقدر این خانوم بزرگه...
ولی زمان داره مثل برق و باد می گذره
hadi04
محسن صائب
فقط اختلافش با چرخ خیاطی شما این بود که اون خانم نبود
.
یکی از دوستان اهل دل میگفت
چرا مردم نسبت به 30 سال قبل اینهمه بی حوصله شدن
چرا مهر و محبت ها و رفت و امد ها نسبت به 50سال قبل اینهمه کم شده
چرا با اینکه وضع اقتصادی و خورد و خوراک و مسافرت و..... ادمهای امروزی نسبت به 100سال قبل اینهمه بهتر شده
ارامش اینهمه کم شده
چرا همه دنبال کم شده ای می گردند
.
حتما در طی این سال موارد اصلی و مهمی بدون انکه زیاد احساس کرده باشیم کم رنگ شده
و نتیجه این کم رنگی این مشکلات امروزی شده
mojde
واييييييييييي
دست رو دلم نذار كه خونه ........ميدوني كه مبينا چند روز پيش تولدش بود نگاش كه ميكنم دلم ميگيره .بزرگ شده هم قد من شده گاهي مهموني كه ميريم فاميل ميگن مژده بهت نمياد اما بايد كم كم فكر جهاز باشي اما من، من هنوز خوب نديدمش ،بچگيشو خوب نديدم لذت با دخترم بودنو فقط شبا و روزاي تعطيل دارم .انگار هيچي نفهميدم .ميدوني چند وقته آرايشگاه نرفتم فكر كنم آخرين بار 3 يا 4 سال پيش بود . چون دفعه آخرم حدود 2 سال پيش آرايشگر اومد خونه موهامو كوتاه كرد از اون به بعدم ديگه خودم اين كارو كردم.
اما دلم گاهي خيلي براي اين محيطاي زنونه تنگ ميشه.
دلم خيلي ميخواد يه خواب سير بكنم
دلم ميخواد با آلارم موبايلم بيدار نشم
دلم ميخواد دوباره خونه تكوني كنم
همه كمدا رو بريزم بيرون
هنوز خونه دوستام عيد ديدني نرفتم
منم كلي كتاب خريدمو نخوندم
منم كلي فيلم دارمو نديدم
منم كلي كار عقب افتاده دارم
حتي دكتري كه بهم تاكيد كرده بود 6 ماه ديگه حتما بيا دو ساله كه نرفتم
وايييييييييييييي خدايا كي نوبت ما ميشه كي نوبت زندگي كردن ما ميشه؟
كاش مردا مثل قديم مـــــــــــــــــــــــرد ميموندن تا ما هم مي تونستيم زن باشيم جاي خودمون باشيم نه جاي اونا من جاي خودمو ميخوام سهم خودمو نه حتي يه ذره از جا و سهم اونا رو.
واقعا سهم ما چيه ؟سهم من كجاست ؟
EVANESCENCE
حورا
منم
اصلا بیاین مردارو بکشیم
ماهی,
mojde,
دلشاد
sib
ژنرال
ماهی
راستش همشم تقصیر مردها نیست....
چند وقت پیش در اثر زمین خوردن راهی بیمارستان شدم.صورتم آسیب دید.اما نه خیلی جدی..توی بیمارستان تخصصی گوش و حلق و بینی شیراز یه آقایی اومده بود که خون دماغ شده بود .تمام بیمارستان رو گذاشته بود روی سرش..نم یگذاشت بهش دست بزنن.داد م یزد و هی می گفت:واااااااااااااای....
خلاصه وقتی دکتر داشت صورتم داخل دهنم رو بخیه می کرد خواهرم گفت : این آقا چش بود؟ دکتر گفت : والله چیز تازه ای نیست...ما کلا با مریض مرد مشکل داریم
بس که مردا نازک نارنجی شدن..بچه ها کمتر از مردها بی تابی می کنن...
من که خیلی مواظبم پسرم نا توان و ضعیف نباشه و بعضی وقتا واقعا بهش سخت می گیرم
اصلا بیاین مردارو بکشیم
کاملا موافقم
ولشون کن حورا گلی..اونا خودشون کشته مرده ی ما هستن
دلشاد,
sib,
ژنرال,
mz56mz
ماهی,
mojde,
حورا,
ولى خدايش مطلب بسيار بجاى فرموديد عمو جان من كه با شما كاملا موافقم احساس ميكنم خانمهاى عزيز در جايگاه اصلى خودشون نيستند و زير فشارهاى زندگى شكسته شدند براى تمام خانمهاى عزيز آرزوى آرامش و سعادت ميكنم
maryamlondon1
ماهی
ایشالله موتورتون قوی و قوی تر باد عمو جونم
این جمله هم که گفتید الان آقایونا به طور ضمنی عملیش می کنن..کلا شاغل بودن زن یک امتیاز محسوب میشه..گذشت اون زمانی که دخترا شرط می گذاشتن باید اجازه بده کار کنیم..
maryamlondon1,
خسته نباشی مریم گلم...می دونم..خیلی سخته
نغمه
farzane
نمایش یا پنهان متن
arash52
قابل تامل و تالم بود
malakeh
نخبه
خسته نباشید خدمت همه خانومهای زحمت کش چه داخل خونه چه بیرون خونه
نخبه
بهونه
خوب دیگه چی؟؟؟؟!!!
ولی ماهی ما مرد ها تا کی باید کار کنیم زن ها بگردن و بچرخن؟
ولی در کل دست همه درد نکنه خسته نباشید مخصوصا خودم که هم درس میونم هم کار میکنم
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→