ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
پرهام
یه آقا پسر تخس میخواد با دوستاش بره سینما "به مامانش میگه "برای رفتن به سینما پول لازم دارم"مامانش ازش میخواد که تا اومدن باباش صبر کنه و از بابا پول بگیره ولی بچه چون عجله داره خیلی اصرار میکنه که نه تا وقتی بابا بیاد دیر میشه و دوستام میرن سینما و من جا میمونم
ولی هیچکس تو بازار خروس رو نمیخره و پسر ناراحت راه میوفته به سمت خونه
سر کوچه شون که میرسه میبینه در خونه همسایه بازه و هیچکس تو حیاط نیست "میره تو حیاط و وارد حال میشه و یهو چشمش میوفته به زن همسایه که با یه مرد غریبه مشغول انجام اعمال +18میباشند
زن و مرد فیلم رو نیمه کاره رها میکنن
بچه در همین اثنا که مرد لخت و عریان و لباس به بغل کنارش وایساده یهو یه فکری به ذهنش میرسه"آقا خروسمو میخری؟ مرد اروم جواب میده :نه
پسره میگه اگه خروسمو نخری سر وصدا میکنم
باشه خروستو چند میفروشی؟
20هزارتومن
خیلی گرونه "مگه نوش چنده؟
نمیخوای؟
چرا مال من بیا بگیر این هم 20هزار تومن
مرد خروس رو از بچه میخره و 20 هزار تومن رو بهش میده و چند لحظه بعد........
آقا خروسمو بده
مرد هم از ترس خروس رو به پسر پس میده بدون اینکه پولشو بگیره
آقا خروسمو میخری؟
ای بابا پسر جان منکه خروستو خریدم"بعدشم بدون اینکه پولمو پس بدی ازم خروستو گرفتی که
نمیخری؟؟؟/
چرا پسرم بیا اینم 20 هزار تومن دیگه " مرد 20 هزار تومن رو داد و خروس رو خرید اما
آقا خروسمو پس بده
خلاصه تا وقتی مرد صاحبخانه از خانه رفت بیرون "پسرک 5 مرتبه خروس را به مرد فروخت و پس گرفت
پسرک به خانه رسد در خانه را باز کرد و خروس را به داخل حیاط انداخت: مادر کسی خروس را نخرید"و بدون انکه منتظر جواب مادر بماند به طرف سینما براه افتاد
غروب که پسرک به خانه باز گشت "مادرش ازو پرسید کجا رفته و پسرک پاسخ داد سینما"مادرش گفت با کدام پول تو که خروس را اوردی وگفتی کسی انرا نخرید؟ پسر جواب داد خروس را به مردی به قیمت 100 هزار تومان فرو ختم و لی مرد پشیمان شد ولی من پولش را پس ندادم
مادر ناراحت شد و بعد از کلی نصیحت کردن پسر را راضی کرد به مسجد برود و باتوجه به اینکه انمرد را نمیشناسد پول را از طرف او به دفتر مسجد بدهد
پسرک وقتی به مسجد رسید که زمان نماز بود "ایستاد تا وقتی که نماز تمام شد سپس ارام رفت وپشت سر امام جماعت مسجد ایستاد و گفت:آقا ببخشید من یک خروس را مرد ........... هنوز حرف پسرک شروع نشده بود که امام جماعت مسجد روی برگردان و به پسرک گفت: پسر جان 5 بار کافی نبود ؟چند بار دیگر میخواهی خروست را به من بدبخت بفروشششششششی؟
دلشاد
مگس
پری سا
gilas
نغمه
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→