₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » گاهی وقتا....
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.



یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



گاهی وقتا....

188 بازدید، 11 پست، نویسنده: baron jon

  • baron jon

    گاهی وقتا،

    توی زندگی آدما لحظه ای متولد می شه،

    که روح آونا رو وسیع تر از آسمون و رقیق تر از بارون می کنه.

    مثل وقتی که دل شون خیلی براش تنگ می شه.

    این جور موقعا،

    آدما حاضرن همه هستی شون رو بدن تا

    بتوونن درست راس همون لحظه دلتنگی،اون فرد رو ببینن!

    گاهی وقتا،

    آدما خیلی از هم فاصله دارن،

    چیزی حدود هزار سال نوری!

    این جور موقعا،

    حاضرن همه هستی شون رو بدن

    تا

    برای یک لحظه نزدیک هم باشن،

    بتونن طعم صدای همدیگرو

    مزه مزه کنن،

    لهجه نگاه همدیگر و با تموم وجود حس کنن و....

    گاهی وقتا،

    آدما می توونن بعد از قرن ها،

    برای چند لحظه،

    دوست داشتنی ترین فرد

    زندگی شون رو ببینن.

    این جور موقعا،

    حاضرن همه هستی شون رو بدن

    تا

    زمان برای همیشه متوقف بشه!

    می خوام فقط یه چیزی رو بدونی،

    فقط یه چیزو:

    تمام گاهی وقتای زندگی آدما،

    همیشه های زندگی منه!!!


    تصویر در دسترس نیست


    من نمی توانم ...

    من نمی توانم روزگار را برای خودم این طور تعریف کنم :

    نسیمی می آید از لحظه های دور , من خودم را فراموش میکنم , دلبسته می شوم , او میفهمد , مهربانی می کند , و در یک سکانس حساس که دلبستگی جا خوش میکند در تاروپود لحظه های من ... او می رود و فرار میکند از حقیقت
    , از خاطره ,
    از دلتنگی و ...
    درخت پشت پنجره ی آشنا پیش می رود تا مرز پیرشدن نابهنگام !

    من از دست این اکنون پر از بی تابی , ازین ترک کردن های غیر منطقی , خرد شده ام و خسته !

    "پرستو عوض زاده "

    تصویر در دسترس نیست


    تصویر در دسترس نیست

    10 سپاس: mojde، ژنرال، farzane، diver20، دلشاد، حورا، نغمه، gilas، ماهی، ملیکا

  • mojde

    نقل قول: baron jon
    من از دست این اکنون پر از بی تابی , ازین ترک کردن های غیر منطقی , خرد شده ام و خسته !


    عالي بود گلم :8:

    2 سپاس: farzane، baron jon

  • farzane

    :8:
    وااااااااااااااااااااااای عالی بود عزیزم :11: :6: واقعا بعضی شعر ها و متن ها حرف دله آدمهاست بیشتر موقع ها مرسی عزیزم 286 282

    1 سپاس: baron jon

  • farzane

    نقل قول: baron jon
    من نمی توانم ...

    من نمی توانم روزگار را برای خودم این طور تعریف کنم :

    نسیمی می آید از لحظه های دور , من خودم را فراموش میکنم , دلبسته می شوم , او میفهمد , مهربانی می کند , و در یک سکانس حساس که دلبستگی جا خوش میکند در تاروپود لحظه های من ... او می رود و فرار میکند از حقیقت
    , از خاطره ,
    از دلتنگی و ...
    درخت پشت پنجره ی آشنا پیش می رود تا مرز پیرشدن نابهنگام !

    من از دست این اکنون پر از بی تابی , ازین ترک کردن های غیر منطقی , خرد شده ام و خسته !


    تصویر در دسترس نیست

    1 سپاس: baron jon

  • دلشاد

    مرسی بارون جون زیبا بود
    1 سپاس: baron jon

  • حورا

    مرسی عالی بود :46:

    نمایش یا پنهان متنزندگي يعني من
    زندگي يعني تو
    زندگي يعني ما، با همه آنچه که هست
    مثل دريا با رود…..……مثل آتش با دود
    وخدا را ديدن واز او پرسيدن
    راز اين عشق که مي سوزاند
    همه ي هستي ما را هر دم ........

    1 سپاس: baron jon

  • نغمه

    قشنگ بود بارون جون ممنون 260
    2 سپاس: diver20، baron jon

  • gilas

    فوق العاده بود عزیز من :8: :11:
    1 سپاس: baron jon

  • baron jon

    مرسی دوستان خوبم :46:

  • ملیکا

    خیلی قشنگ بود عزیزم مرسی :11:
    1 سپاس: baron jon
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: