₪ انجمن بوف بوفی ₪ » دنیای حیوانات » روزي روزگاري در روستايي تاجري ........
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » دنیای حیوانات » روزي روزگاري در روستايي تاجري ........

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



روزي روزگاري در روستايي تاجري ........

2275 بازدید، 6 پست، نویسنده: بندری

  • بندری

    ▧ تصویر در دسترس نیست

    روزی روزگاری در روستایی در هند مردی به روستایی ها اعلام کرد که به ازای هر

    میمون ۲۰ دلار به آنها پول خواهد داد. روستایی ها هم که دیدند اطرافشان پر است از

    میمون، به جنگل رفتند و شروع به گرفتن میمونها کردند. مرد هم هزاران میمون به قیمت

    ۲۰ دلار از آنها خرید، ولی با کم شدن تعداد میمونها روستاییها دست از تلاش کشیدند..

    به همین خاطر مرد این بار پیشنهاد داد برای هر میمون به آنها ۴۰ دلار خواهد پرداخت.


    با این شرایط روستایی ها فهالیتشان را از سر گرفتند. پس از مدتی موجودی ها هم کمتر

    و کمتر شد، تا بالاخره روستاییان دست از کار کشیدند


    و برای کشاورزی سراغ کشتزار های خود رفتند…


    این بار پیشنهاد به ۴۵ دلار رسید و… در نتیجه تعداد میمونها آنقدر کم شد که به سختی

    می شد میمونی برای گرفتن پیدا کرد. این بار مرد تاجر ادعا کرد که به ازای خرید هر

    میمون ۶۰ دلار خواهد داد، ولی چون برای کاری باید به شهر می رفت، کارها را به

    شاگردش محول کرد تا از طرف او میمون ها را بخرد.


    در غیاب تاجر شاگرد به روستایی ها گفت این همه میمون در قفس وجود دارد! من آنها را

    به ۵۰ دلار به شما خواهم فروخت تا شما پس از بازگشت تاجر آنها را به ۶۰ دلار به او

    بفروشید.. روستایی ها که وسوسه شده بودندپولهایشان را روی هم گذاشتند و تمام میمونها

    را خریدند. البته از آن به بعد دیگر کسی نه مرد تاجر را دید و نه شاگردش را.. و تنها

    روستایی ها ماندند و یک دنیا میمون


    خدائیش یکم به داستان بانک مرکزی و ثبت نام سکه شبیه نیست؟

    5 سپاس: دلشاد، ماهی، gilas، یواش، maryamlondon1

  • دلشاد

    نقل قول: بندری
    خدائیش یکم به داستان بانک مرکزی و ثبت نام سکه شبیه نیست؟

    :83: :83: :83:

    1 سپاس: بندری

  • ماهی

    خیلی قشنگ بود :3:
    1 سپاس: بندری

  • gilas

    نقل قول: بندری
    خدائیش یکم به داستان بانک مرکزی و ثبت نام سکه شبیه نیست؟

    :4:

    1 سپاس: بندری

  • 1 سپاس: بندری

  • maryamlondon1

    1 سپاس: بندری
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: