₪ انجمن بوف بوفی ₪ » روانشناسی و روابط اجتماعی » گاهی دلم برای خودم تنگ می‌شود ...!!!
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » روانشناسی و روابط اجتماعی » گاهی دلم برای خودم تنگ می‌شود ...!!!

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



گاهی دلم برای خودم تنگ می‌شود ...!!!

1502 بازدید، 9 پست، نویسنده: mz56mz

  • mz56mz

    تصویر در دسترس نیست




    این حق مسلم توست که حال خودت را دریابی... لطفاً اگر غمگینی، ادای سرخوشان را درنیاور و نگو حال من عالی‌ست... و اگر مسرور و شادمانی، ادای غمگساران را درنیاور که خدای ناکرده چشم زخم دیگران، کمی از شادی مفرط‌ات بکاهد ..
    لابد می‌گویید: همه‌جور دلتنگی دیده بودیم به‌جز دلتنگی برای خود ...





    این دیگر چه‌جور دلتنگیست؟ نه ؟

    کمی به آدم‌های اطراف‌تان که نگاه کنید، خوب می‌بینید که تازگی‌ها کم‌تر دل‌تان برای‌شان تنگ می‌شود.

    خودمانیم؛ کسی که در این حوالی نیست، آیا اشتباه می‌گویم؟!!!

    انصافاً چند وقت است که سراغی از فلانی، آری، همان دوست قدیمی یا حتی همین بستگان نزدیک نگرفته‌ایم...؟!

    قدیم‌ترها بیش‌ تر دل‌مان تنگ می‌شد اما این روزها آن‌ قدر حجم ظرف دلتنگی‌ مان، مملو از دلتنگی برای خودمان است که دیگر جایی برای دیگران نمانده است!
    البته غیر قابل پیش‌بینی هم نبود ...

    وقتی‌که سال‌ها با بی‌توجهی به احساسات، نیازها، خواسته‌های قلبی و توجه به ندای کودک درون، به‌ آرامی از کنارشان می‌گذریم، پر واضح است که حداقل پیامد آن، این حال عجیب و غریب ماست!

    تازه، ماجرا به همین‌ جا هم ختم نمی‌شود. اگر امروز به فکر خودمان نیفتیم، به‌زودی حتی دل‌مان برای خودمان هم تنگ نخواهد شد ...

    همین چند روز پیش که داشتم در مورد علل افسردگی تحقیق می‌کردم، دیدم در بسیاری از سایت‌ها نوشته است که علل افسردگی هنوز برای جامعه‌ بشری نامعلوم است، چقدر مضحک، خنده‌ام می‌گیرد ...

    دلیلی از این شفاف‌تر: که آن‌قدر از خودمان دوری می‌کنیم که دیگر دل‌مان برای خودمان هم آن‌قدری تنگ نمی‌شود که حتی نیم‌نگاهی هم در آینه به خود نمی‌اندازیم...! باور نمی‌کنید؟!!!

    من زنان و مردان زیادی را می‌شناسم که مدت‌هاست شانه‌ای به موهای خود نزده‌اند یا فقط با اعتراض اطرافیان، تنی به آب زده و استحمام می‌کنند. به نظر شما آیا این، چیزی جز قهر با خود است؟!

    لطفاً همین لحظه کمی با خود فکر کنید و از خودتان بپرسید: «دل‌تان چه می‌خواهد؟!»

    همین الآن که برای‌تان می‌نویسم، من دل‌ام می‌خواهد لیوان چای و شکلاتی که روی میزم خیره‌ خیره به من زل زده است را میل کنم... پس لطفاً کمی صبر کنید تا من به ندای دل خود پاسخ دهم...

    و اما بعد...

    راستش حالا که دوباره شروع به نوشتن می‌کنم، کمی از آن‌چه که فکر می‌کردم، دیرتر شده است، می‌دانید چرا...؟!

    چون تا زمانی‌که احساس گرسنگی، اندیشه و ذکاوتم را به خود اختصاص داده بود، نمی‌توانستم برای‌تان حرفی/کلامی از جنس بلور بگویم...

    موضوعی که سال‌هاست ذهن مرا به خود مشغول کرده، همین موضوع « توجه به ندای دل و پاسخ معقول به خواسته‌هاست... »
    لطفاً شما هم از همین لحظه‌ی اکنون آغاز کنید...


    به ندای واقعی درون‌تان گوش دهید، با خودتان آشتی کنید، وقتی دل نازک‌تان از غم دلتنگی خود سبکبال شد، می‌تواند هم‌چون یک عاشق، دلش برای صدای یک چکاوک هم ‌تنگ شود، یا شاید دلش بوی بهارنارنج را بخواهد یا شاید هم خوردن یک بشقاب باقالی گُلپرزده پای کوه دربند را.

    از کسی که هنوز دلتنگ خود است، چه انتظار که به‌یاد بیاورد نهال درخت کاشته‌ شده بر سر تربت پدر را که مدت‌هاست تشنه‌ی لیوان آب فاتحه‌خوانی‌ست که گمان می‌کرد روزی اگر پدر را نبیند، خواهد مُرد...

    دیگر ملالی نیست. به قول صالحی بزرگ «جز گم‌شدن گاه‌به‌گاه خیالی دور، که مردم به آن شادمانی بی‌سبب می‌گویند...!

    لطفاً تظاهر را کنار بگذارید، کسی به شبه قهرمان مدال نمی‌دهد و از هر رستم‌نامی، سهراب پهلوان زائیده نخواهد شد!

    عزیز من بکوش تا عظمت در نگاه تو باشد، نه به آن چه می‌نگری.


    این حق مسلم توست که حال خودت را دریابی... لطفاً اگر غمگینی، ادای سرخوشان را درنیاور و نگو حال من عالی‌ست...

    و اگر مسرور و شادمانی، ادای غمگساران را درنیاور که خدای ناکرده چشم زخم دیگران، کمی از شادی مفرطت بکاهد ...

    وای بر ما چه ناآگاهانه به جنگ الهه‌ درون خود می‌رویم و چه مغرورانه گمان می‌کنیم که پیروزیم. آن‌چه گفتم، نه‌ تنها رهایی از اندوه و ماتم و افسردگی بود، بلکه به زبان این قاصر:
    « شاید رمز خوشبختی باشد »

    چرا وقتی‌که خوابت نمی‌آید، تختخواب غمناک خود را در آغوش می‌گیری...؟

    و چرا وقتی‌که دلت می‌خواهد در یک عصر بهاری چند دقیقه‌ای چُرتی بزنی، همه می‌گویند چه وقت خواب است؟!

    راستی ساعت شام‌خوردن، چه ساعتیست؟! زمانی به‌غیر از آن‌که گرسنه می‌شویم. »

    همین بی‌توجهی‌ها به خواسته‌های دل است که امروز، روزگاری را برای‌مان می‌سازد که وقتی هنوز حداقل‌ها را هم نمی‌دانیم، گمان می‌کنیم می‌توانیم ازدواج کنیم چون ( الآن ساعت ازدواج است )...

    و از بس دیگران می‌گویند دیر شده، چه ناآگاهانه به مقام پدر و مادر نائل می‌شویم...
    شما را به خدا بیایید کاری بکنیم...


    حالا دیگر این جان تو و جان پرستوهای مهاجری که هر بهار به آسمان شهر شما کوچ می‌کنند...




    منبع:مجله شادکامی و موفقیت / سید حمیدرضا محتشمی

    8 سپاس: حورا، sib، بهونه، ماهی، farzane، هاچو هاچو، baron jon، eltiaam

  • حورا

    بله... تصویر در دسترس نیست
    1 سپاس: mz56mz

  • sib

    ممنون عموی گلم :6:
    1 سپاس: mz56mz

  • بهونه

    1 سپاس: mz56mz

  • gilas

    1 سپاس: mz56mz

  • ماهی

    نقل قول: mz56mz
    گاهی دلم برای خودم تنگ می‌شود ...!!!

    ولی من گفته بودم: دلم برای کودکیم تنگ میشود :4:
    یه وقتایی وقتی بخوای یه خرده به خودت توجه کنی بهت می گن خودخواه!
    آدم نمی دونه چیکار کنه والله عمو :66:
    نقل قول: mz56mz
    لطفاً اگر غمگینی، ادای سرخوشان را درنیاور و نگو حال من عالی‌ست...

    اگرم غمتو نشون بدی بهت می گن گریه ئو :4:

    3 سپاس: farzane، هاچو هاچو، mz56mz

  • farzane

    671

    مرسی عمو جونم :8: :11: :6:

    1189

    1 سپاس: mz56mz

  • هاچو هاچو

    مرسی عمو جان،واقعا همینطور بود که نوشتی :1: متاسفانه کارهای روزمره زندگی و عادت های روزانه انقدر زیاد شدن که آدم رو از خود واقعیش و خواسته هاش دور کنن.کاش واقعا میشد هر کار دوست داری انجام بدی :65: منتها یه جورایی دنیا زیرو رو میشد :4:
    نقل قول: mz56mz
    حتی نیم‌نگاهی هم در آینه به خود نمی‌اندازیم...! باور نمی‌کنید؟!!!

    البته بلا نسبت خانوما :4:

    1 سپاس: mz56mz

  • baron jon

    1 سپاس: mz56mz
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: