₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » پول دود کباب (داستان کوتاه)!
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » پول دود کباب (داستان کوتاه)!

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



پول دود کباب (داستان کوتاه)!

287 بازدید، 8 پست، نویسنده: diver20

  • diver20

    تصویر در دسترس نیست


    فقیری از کنار دکان کباب فروشی میگذشت. مرد کباب فروش گوشت ها را در سیخها کرده و به روی آتش نهاده باد میزند و بوی خوش گوشت سرخ شده در فضا پراکنده شده بود. بیچاره مرد فقیر چون گرسنه بود و پولی هم نداشت تا از کباب بخورد تکه نان خشکی را که در توبره داشت خارج کرده و بر روی دود کباب گرفته به دهان گذاشت. او به همین ترتیب چند تکه نان خشک خورد و سپس براه افتاد تا از آنجا برود ولی مرد کباب فروش به سرعت از دکان خارج شده دست وی را گرفت و گفت:

    کجا میروی پول دود کباب را که خورده ای بده. از قضا مرد از آنجا می گذشت جریان را دید و متوجه شد که مرد فقیر التماس و زاری میکند و تقاضا مینماید او را رها کنند. ولی مرد کباب فروش میخواست پول دودی را که وی خورده است بگیرد. مرد دلش برای مرد فقیر سوخت و جلو رفته به کباب فروش گفت: این مرد را آزاد کن تا برود من پول دود کبابی را که او خورده است میدهم. کباب فروش قبول کرد و مرد فقیر را رها کرد. مرد پس از رقتن فقیر چند سکه از جیبش خارج کرده و در حال که آنها را یکی پس از دیگری به روی زمین می انداخت به مرد کباب فروش گفت: بیا این هم صدای پول دودی که آن مرد خورده، بشمار و تحویل بگیر.

    مرد کباب فروش با حیرت به مرد نگریست و گفت: این چه طرز پول دادن است مرد خدا؟ مرد همان طور که پول ها را بر زمین میانداخت تا صدایی از آنها بلند شود گفت: خوب جان من کسی که دود کباب و بوی آنرا بفروشد و بخواهد برای آن پول بگیرد باید به جای پول صدای آنرا تحویل بگیرد.



    تصویر در دسترس نیست

    8 سپاس: دلشاد، نخبه، zrnznn، بندری، maryamlondon1، ملیکا، gilas، parissa_all

  • دلشاد

    مرسی دوست عزیز
    1 سپاس: diver20

  • نخبه

    کباب فروش پروووووووووووووووووووووووووووووووو :94:
    1 سپاس: diver20

  • zrnznn

    آفرین خیلی باحال بود :93:
    2 سپاس: diver20، maryamlondon1

  • maryamlondon1

    نیم ساعت پیش تو ایرانیان یوکی خواندم :10:

  • ملیکا

    اینو بابام واسم گفته یکی از داستانای ملانصرالدینه
    خیلی باحال بود مرسی :46:


  • mahsa joon

    جالب بود مرسی 271
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: