₪ انجمن بوف بوفی ₪ » اخبار و حوادث » نامه یک دختر افغان / پاسخ یک ایرانی
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » اخبار و حوادث » نامه یک دختر افغان / پاسخ یک ایرانی

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



نامه یک دختر افغان / پاسخ یک ایرانی

376 بازدید، 13 پست، نویسنده: Cyrus66

  • Cyrus66


    روزنامه مردم سالاری نوشت: «ساره گل» دختری افغان است که نامه‌ای سرگشاده نوشته و به دفتر روزنامه فرستاده است. عنوانش، بازگو کننده محتوایش بود:«اگر بارگران بودیم، رفتیم»؛ اما تلخ...

    او نوشته بود:«ایرانی عزیز مرا ببخش اگر با مهاجرت اجباری، از دست جنگ، از دست بنیادگراهای مذهبی(طالبان زن خفه کن)،پا به خاکت گذاشتم. مرا ببخش اگر از نانت استفاده کردم، نانی که حق بچه‌هایت بود. مرا ببخش برای تمام آب و برق و گازی که- هرچند با پرداخت پول- استفاده کردم. مرا ببخش اگر از صفحات وبت برای درددل شخصی استفاده کردم. مرا ببخش اگر در کوچه‌ها و خیابان‌هایت راه رفتم و قدم زدم. مرا ببخش اگر پدر و برادر کارگرم روی ساختمان‌هایت و زمین کشاورزی‌ات کار کردند و یک فرصت شغلی را شاید از پدر و برادرت گرفتند. مرا برای همه چیز ببخش. می‌دانم با همه پوزش خواهی، باز بدهکارم، بقیه بدهکاریهایم را ببخش.ایرانی عزیز،

    ازت ممنونم که به من جا و پناه دادی تا به این سن برسم. سپاسگزارم که گذاشتی از هوای اکسیژن پاک خاکت، نفس بکشم. تشکر که گذاشتی چند سالی بر نیمکت‌های کلاس درست بنشینم و از گچ و تخته‌ات استفاده کنم. البته من در مدرسه خودگردان افغانی درس می‌خواندم، ممنونم که اجازه دادی چند سالی در مدرسه خاک تو و پیش معلم‌های ایرانی نیز درس بخوانم.معلم ایرانی از تو هم ممنونم که به من خواندن و نوشتن یاد دادی. شاید برای همین از این که گاهی مرا به گناه فقط افغانی بودن، تحقیر کرده‌ای، بخشیدمت...»ساره گل در ادامه نامه‌اش از ایرانی‌هایی نوشته که به افغانی‌ها توهین می‌کنند که من نه تنها از نوشتن دوباره آن احساس شرم می‌کنم، بلکه از خواندن آن هم شرمنده شدم. بعد هم نوشته:«بد و خوب در هر قومی هست. همه افغانی‌ها تجاوزگر و جنایتکار نیستند. خائن، و]... [ نیستند. مثلا برادر و پدر من برای بزرگ کردن من در خاک خوب شما، یک عمر و روزی 10تا12 ساعت کار توانفرسا و کارگری کردند و دست از پا خطا نکردند. به هرحال اگر بارگران بودیم، رفتیم. قبلا نمی‌توانستم، چون بچه بودم ولی اینک که بزرگ شده‌ام می‌توانم به کشورم برگردم تا دیگر بهم نگویند: افغانی]...[ و ]... [ و در جواب من به جای دو کلمه حرف دوستی که هزینه‌ای ندارد... ناسزا بنویسند.»

    وقتی نامه ساره‌گل را خواندم، از این که برخی از ما ایرانیان اینگونه به مردم افغانستان نگاه می‌کنیم شرمسار شدم. تاسف‌آور است که وضع - حال به هر دلیلی – به جایی رسیده که با مردمانی که همکیش و هم دین و هم زبان ما هستند، آداب و رسوم مشترکی با ما دارند و در حوزه تمدن ایرانی قرار دارند طوری رفتار می‌کنیم که هنگام بازگشت از ایران، خاطره‌ای که برایشان مانده، خاطره شیرینی نیست. بهترین آنها همین دختر افغان است که تمام گلایه‌هایی را که در دلش داشته با مصرع مودبانه‌ای از یک شعر بازگو می‌کند: «اگر بار گران بودیم رفتیم».

    در طول‌ سال‌های زندگی خود، با افغانی‌های مختلفی سر و کار داشته‌ام؛ از اهالی بامیان تا اهالی هرات؛ که البته طبیعتا در کشور ما در مشاغل رده پایین مشغول بوده‌اند و به طبیعت کارم با وضعیت زندگی و کاری آنها درگیری ذهنی داشته‌ام. به همین دلیل هیچ وقت کسانی را که نسبت به مردم افغانستان دید منفی داشته‌اند درک نکرده‌ام. همین دسته از ایرانیان وقتی به خارج از کشور خودمان بروند، اگر ببینند همان رفتاری که خودشان با افغانی‌ها در ایران دارند بر سر خودشان می‌آید، چه احساسی پیدا می‌کنند؟ در این نکته تردیدی نیست که حضور افغان‌ها در ایران، بخشی از فرصت‌های شغلی را که می‌توانست در اختیار ایرانیان باشد به آنها اختصاص داده است.

    اما به اعتقاد من انتقادهایی که با تمسک به این موضوع در مورد حضور افغان‌ها در ایران صورت می گیرد اغلب قابل توجیه نیست. چرا که اولا افغانی‌ها در ایران اغلب در مشاغلی حضور دارند که خیلی از ایرانی‌ها آن را نمی‌پذیرند و ثانیا مگر یادمان رفته که آقای احمدی‌نژاد گفته بود در ایران برای 120 میلیون جمعیت هم ظرفیت داریم؟ پس وجود یک میلیون- یا کمی بیشتر- افغانی در ایران، چقدر می‌تواند جا را برای ایرانیان تنگ کند؟ البته باید سرانجام حضور افغانها در ایران مشخص شود و قرار نیست آنها تا ابد در ایران بمانند؛ هرچند که فکر می‌کنم با بهبود وضعیت در افغانستان و از جمله پیش‌بینی رشد اقتصادی 5/6 درصدی در این کشور که در حال حاضر برای برخی کشورها همچون رویاست، حتی اگر ما هم بخواهیم افغانها در ایران بمانند، آنها اندک اندک از کشور ما می‌روند.

    اما تا زمانی که افغانها در ایران هستند، همانطور که آنها باید قوانین و مقررات ما را رعایت کنند ما هم به عنوان میزبان باید احترام آنها را حفظ کنیم.حوادثی هم که اخیرا توسط اتباع دو طرف در برخی نقاط کشور رخ داده- از یزد گرفته تا مازندران و...- تنها باعث شدت گرفتن اختلافات می‌شود و آنهایی هم که دوست ندارند مردمان حوزه تمدنی ایران، یعنی افغان‌ها و تاجیک‌ها و ایرانی‌ها که هم کیش و هم زبان هستند با هم مهربان باشند، از این وضعیت سوء استفاده می‌کنند.

    چه چیزی بهتر از دوستی، آن هم بین مردمانی هم زبان، حتی در شرایطی که مرزهای دولت ساخته جغرافیایی، باعث جدایی هم زبانان شده است؟ من باور دارم که بین همه قومیت‌ها، از جمله افغان‌ها و ایرانی‌ها خوب و بد وجود دارد و نمی‌توان همه چیز راجمع بست. پس می‌خواهم پیام دوستی خود(یا همان چیزی که ساره‌گل گفته بود: دو کلمه حرف دوستی که هزینه‌ای ندارد) را به همه افغان‌های هم زبان تقدیم کنم چرا که آنها را بیگانه نمی‌دانم و بیش از هرقومی با آنها احساس یکی بودن دارم.

    پاسخ یک ایرانی به نامه دختر افغان به مردم ایران
    بعد از انتشار نامه سوزناک 'ساره گل' تصمیم گرفتم که پاسخی کوتاه و در خور به این نامه بدهم که شاید باعث شود الفت و دوستی بیشتری بین ما و همزبانهای افغان ایجاد شود و از شما درخواست می کنم اگر این نامه را در شان سایت و خبر رسانی دیدید به استحضار مخاطبانتان برسانید.

    از محسن ایرانی به "ساره گل" افغانی:

    "ساره گل" عزیز ما را ببخش اگر با نیش و کنایه های گاه و بیگاه، قلب کوچک و مهربانت را آزردیم، ما را ببخش اگر با زخم زبانهایمان تصویری نادرست از یک ایرانی در ذهنت نقش کردیم، ما را ببخش اگر در کوچه پس کوچه های شهرمان به چشم یک انسان درجه دو به تو و هم وطنانت نگاه کردیم، ببخش اگر نانی را که با دسترنج پدرت خوردی با نیش و کنایه به تو دادیم و ما را به خاطر نگاه، حرف، و فکرمان ببخش.

    اما "ساره گل" بدان همانطور که گفتی همه انسان ها با هر زبان و نژادی در هر کجای این کره خاکی، یک جور نیستند و بد و خوب در همه جا هست. شاید اگر تو هم فیلم تجاوز 10 افغان به دختر ایرانی را میدیدی مثل ما قضاوت می کردی و شاید اگر بیشتر مواد مخدر دنیا در ایران تولید میشد و جوانان کشورت را آلوده و بنیان خانواده های افغان را از هم می گسست، نظرت نسبت به همه ایرانی ها تغییر می کرد.

    همانطور که گفتم همه ما یک جور نیستیم، ایرانی های زیادی هستند که خاطره های بسیار خوشی از شما در دل دارند، بگذار از مش غلامحسین برایت بگویم که در ایمان و راستی و درستی شهره شهرمان است و نجابت و پاکی و صداقت حیرت انگیزش قلبمان را مالامال از عشق به افغان های همزبان و هم ریشه مان می کند. بگذار از " عزیز " جوان سخت کوش افغان برایت بگویم که 5 سال است از مادر و خواهر و برادران یتیمش دور مانده تا در شهر ما کار کند و برای خانواده اش پول بفرستد

    بگذریم "ساره" جان از این نمونه های خوب و بد زیاد است، ما ایرانی ها هر چه که باشیم مانند ترکیه دست رد بر سینه مهاجران و مستضعفان نمی زنیم. شاید ندانی که 25 یا 30 سال پیش که ما خود درگیر انقلاب و جنگ بودیم، هزاران مهاجر کرد را که از همه جا رانده و مانده بودند با آغوش باز پذیرفتیم و با هم در یک کوچه و محله زندگی کردیم و بر سر یک سفره نشستیم،

    من هم مثل تو رنج کشیده هستم شاید باور نکنی که یکی از همین کردها با ما وصلت کرد و دامادمان شد و من حالا 6 خواهرزاده ایرانی- کردی دارم. آنها بعد از پایان جنگ با صدام به میهنشان بازگشتند و حالا سرافرازانه و با افتخار در دیارشان زندگی می کنند و هرگز به ما محتاج نیستند. من بعد از 18 سال بالاخره دو تن از خواهر زاده های خود را دیدم اما هنوز موفق به دیدن چهار تن دیگر نشده ام.

    توصیه آخر من به تو و هم وطنانت این است که به میهنتان بازگردید و به جای کار در ایران، سرزمین خودتان را آباد کنید و بیگانگان را از کشورتان بیرون کنید که بیگانه هر چه که باشد بیگانه است و افغانستان جز به دست افغان ها آباد نخواهد شد، برو که راه سختی در پیش داری و من مطمئنم افغانستان ( کشور دوست و هم زبان ما) روزی با ایمان و دست پرتلاش مردان و زنان افغان آباد خواهد شد، برو ساره جان، برو...

    محسن بدلی فرد

    10 سپاس: zrnznn، محسن صائب، دلشاد، کوروش فسقلی، garfild، ملیکا، gilas، بندری، ماهی، arash52

  • zrnznn

    :2: من همیشه با مامانم میششنیم غصه اشون رو میخوریم :2:
    2 سپاس: diver20، Cyrus66

  • محسن صائب

    در هیچ کجای دنیا یک عده ادم به این صورت ازاد و غیر قابل کنترل زندگی نمیکنند
    اگر نگاهی به امار جرایم بکنیم متاسفانه باید گفت
    امار جرایم عزیزان افغانی بسیار بالاست
    من با تعداد زیادی از انها از نزدیک اشنا و سرو کله زدم
    میتونم نتیجه خودم رو اینجوری عنوان کنم
    انها انسانهای کاری هستند ولی به هیچ عنوان نباید به انها اعتماد زیادی کرد
    دلایل زیادی برای این نتیجه گیری دارم

    3 سپاس: diver20، Cyrus66، arash52

  • دلشاد

    مرسی دوست عزیز
    1 سپاس: Cyrus66

  • KuRoSh

    دلم می خواد خیلی حرف ها بزنم و خیلی سخن ها بگم ولی فقط می تونم بگم
    هیچ گاه در هیچ نقطه ای نمی توان انسان هایی با یک ایده فکری بیابی

    همیشه گفتم بازم میگم هیچ گاه در مورد مردم یا فردی یا قومی زود قضاوت نکنید خوب و بد همه جا هست حتا در ایران خودمان شاید از بعضی از افعان ها هم کثیف تر باشند

    3 سپاس: garfild، ملیکا، Cyrus66

  • garfild

    مو به بدنم سیخ شد خوندمش
    واقعا جای تاسف داره که با آدمها اینطور رفتار میشه
    بنده خدا ها چه گناهی کردن آخه خوب اونام مثل ما آدمن
    خدایش تا حالا شده باهاشون بشینن حرف بزنین ببین چه آدمهای مشتی هستن
    خودم حداقل با 4-5 تاشون نشتم و پاشودم ...خدایش بدی ازشون ندیدم
    همه دنیا هم خوب هست هم بد نباید همه رو به یک چشم دید
    من شخصا خیلی با مردم افغان حال میکنم و واقعا همشون و دوست دارم

    1 سپاس: Cyrus66

  • ملیکا

    نظر خاصی ندارم فقط اینکه تا حالا هرچی درمورد افغان ها شنیدم جز بدی نبوده
    :21:

    1 سپاس: Cyrus66

  • 1 سپاس: Cyrus66

  • فرشید-717

    فقط می گم خوب وبد همه جا هست :1:
    1 سپاس: Cyrus66

  • ماهی

    ولی ساره جان! از طرف مردم ایران ازت می خوام ناراحت و دلگیر نباشی..
    ایران و ایرانی نباید از برخورد خودش با شما دوست افغانی شرمسار باشه چرا که :
    بسیار بودند هم وطنان شما که از هوای ما نفس کشیدند و دختران ایران رو به طرز وحشیانه ای مورد تجاوز قرار دادند.نان و نمک ما رو خوردند و جنایتها کردند ..این شرمساری که آقای محسن بدلی فرد درخودش احساس می کنه نثار هم وطنان شماست که باعث شدند من ایرانی نگاهم به گلی مثل ساره هم نگاه خوبی نباشه. :1:
    اون ها باید امروز پاسخگوی حس غریبانه ی شما باشن. :1:

    1 سپاس: Cyrus66

  • بندری

    يه پيرمرد افغاني و خيلي محترم مشتريم بود هميشه پيشم مي اومد يه روز پاي درد دلش بهم گفت روزي كه اومدم ايران برادرم رفت انگلييس پسرم رفت استراليا و چند تا ديگه از اقوامم هم رفتن انگليس همشون اقامت گرفتن و الان بهترين زندگي رو دارن همش به من مي گفتن بيا ولي من مي گفتم تو كشوري كه صداي اذان نياد دوست ندارم زندگي كنم پيش هم كيش و آيين هاي خودم زندگي مي كنم (ايرانيا) مي گفت ولي حالا پشيمونم كه چه اشتباه بزرگي كردم . يه بچه كوچيك به خاطر افغاني بودنم به من بي احترامي مي كنه ولي هيچي نمي تونم بهش بگم :1:
    1 سپاس: Cyrus66

  • arash52

    توصیه میکنم کتاب جانستان کابلستان امیرخانی رو بخونید
    1 سپاس: Cyrus66

  • mahsa joon

    1 سپاس: Cyrus66
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: