صفحه اصلی
انجمن بوف بوفی
قوانین انجمن
پستهای جدید
اشتراکهای شما
تاپیکهای شما
پستهای شما
کیبورد فارسی
آپلود سنتر
جستجوی دقیق
₪ انجمن بوف بوفی ₪
»
هنر و ادبیات
» اگر....
₪ انجمن بوف بوفی ₪
»
هنر و ادبیات
» اگر....
لطفاً چند لحظه منتظر بمانید..!
جستجوی دقیق
آپلود سنتر
کیبورد فارسی
پستهای شما
تاپیکهای شما
اشتراکهای شما
پستهای جدید
قوانین انجمن
انجمن بوف بوفی
صفحه اصلی
₪ انجمن بوف بوفی ₪
»
هنر و ادبیات
» اگر....
43 صفحه قبل
1
2
3
...
41
42
43
صفحه بعد
اگر....
1392 بازدید، 13 پست، نویسنده: آدم برفي
0
سوابق امتیازات
آدم برفي
۳۱ تیر ۱۳۹۱
1
اگر دروغ رنگ داشت؛
هر روز شاید،
ده ها رنگین کمان، در دهان ما نطفه می بست،
و بیرنگی، کمیاب ترین چیزها بود.
اگر شکستن قلب و غرور، صدا داشت؛
عاشقان، سکوت شب را ویران میکردند.
اگر به راستی، خواستن، توانستن بود؛
محال نبود وصال!
و عاشقان که همیشه خواهانند،
همیشه می توانستند تنها نباشند.
اگر گناه وزن داشت؛
هیچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد،
خیلی ها از کوله بار سنگین خویش ناله میکردند،
و من شاید؛ کمر شکسته ترین بودم.
اگر غرور نبود؛
چشمهایمان به جای لبهایمان سخن نمیگفتند،
و ما کلام محبت را در میان نگاههای گهگاهمان،
جستجو نمی کردیم.
اگر دیوار نبود،
نزدیک تر بودیم؛
با اولین خمیازه به خواب می رفتیم،
و هر عادت مکرر را در میان ۲۴ زندان،
حبس نمی کردیم.
اگر خواب حقیقت داشت؛
همیشه خواب بودیم.
هیچ رنجی، بدون گنج نبود؛
ولی گنج ها شاید،
بدون رنج بودند.
اگر همه ثروت داشتند؛
دل ها، سکه ها را بیش از خدا نمی پرستیدند.
و یک نفر در کنار خیابان خواب گندم نمی دید؛
تا دیگران از سر جوانمردی،
بی ارزش ترین سکه هاشان را نثار او کنند.
اما بی گمان، صفا و سادگی می مرد،
اگر همه ثروت داشتند.
اگر مرگ نبود؛
همه کافر بودند،
و زندگی، بی ارزشترین کالا بود.
ترس نبود؛ زیبایی نبود؛ و خوبی هم شاید.
اگر عشق نبود؛
به کدامین بهانه می گریستیم و می خندیدیم؟
کدام لحظه ی نایاب را اندیشه میکردیم؟
و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟
آری... بی گمان، پیش از اینها مرده بودیم ...
اگر عشق نبود؛
اگر کینه نبود؛
قلبها تمامی حجم خود را در اختیار عشق میگذاشتند.
اگر خداوند؛ یک روز آرزوی انسان را برآورده میکرد،
من بی گمان،
دوباره دیدن تو را آرزو میکردم و تو نیز
هرگز ندیدن مرا.
آنگاه نمیدانم ،
به راستی خداوند، کدامیک را می پذیرفت؟
↑ بالا
گزارش
10 سپاس: garfild، دلشاد، حورا، gilas، arash52، shaparak64، بندری، ملیکا، zrnznn، javad1020
+2
سوابق امتیازات
garfild
۳۱ تیر ۱۳۹۱
2
↑ بالا
گزارش
+41
سوابق امتیازات
دلشاد
۳۱ تیر ۱۳۹۱
3
مرسی دوست عزیز زیبا بود
↑ بالا
گزارش
+4
سوابق امتیازات
حورا
۳۱ تیر ۱۳۹۱
4
مرسی عالی بود
↑ بالا
گزارش
+1
سوابق امتیازات
gilas
۳۱ تیر ۱۳۹۱
5
زیبا بود
↑ بالا
گزارش
+13
سوابق امتیازات
arash52
۳۱ تیر ۱۳۹۱
6
اگر مثبت نبود
هیچ کس تاپیک خوب نمیگذاشت
↑ بالا
گزارش
1 سپاس: shaparak64
+1
سوابق امتیازات
shaparak64
۳۱ تیر ۱۳۹۱
7
خیلی قشنگ بود
نقل قول: arash52
اگر مثبت نبود
هیچ کس تاپیک خوب نمیگذاشت
↑ بالا
گزارش
+4
سوابق امتیازات
هاچو هاچو
۳۱ تیر ۱۳۹۱
8
اگر اسمتو هم میگفتی خیلی خوب میشد
ممنون آدم جان
↑ بالا
گزارش
+80
سوابق امتیازات
بندری
۳۱ تیر ۱۳۹۱
9
↑ بالا
گزارش
+80
سوابق امتیازات
بندری
۳۱ تیر ۱۳۹۱
10
سپاس
↑ بالا
گزارش
0
سوابق امتیازات
ملیکا
۳۱ تیر ۱۳۹۱
11
نقل قول: آدم برفي
اگر دروغ رنگ داشت؛
هر روز شاید،
ده ها رنگین کمان، در دهان ما نطفه می بست،
و بیرنگی، کمیاب ترین چیزها بود.
مرسی دوست عزیز
↑ بالا
گزارش
+1
سوابق امتیازات
mahsa joon
۱۱ مرداد ۱۳۹۱
12
خدا کنه ادما طوری زندگی کنن که هیچ وقت نگن هگه هین جوری بود بهتر بود .مرسی بابت تاپیک قشنگت
↑ بالا
گزارش
+12
سوابق امتیازات
zrnznn
۱۱ مرداد ۱۳۹۱
13
↑ بالا
گزارش
اطلاعات
کاربراني که در گروه کاربري
ميهمان
قرار دارند، نمي توانند پستي در اين انجمن ارسال کنند.!
ورود به سایت
ثبت نام
انتقال به گروه کاربری پیشرفته
43 صفحه قبل
1
2
3
...
41
42
43
صفحه بعد
اشتراک گذاری این مطلب
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر:
ورود
نام کاربری:
کلمه عبور:
کلمه عبورم را فراموش کرده ام
ورود
ثبت نام
آدم برفي
هر روز شاید،
ده ها رنگین کمان، در دهان ما نطفه می بست،
و بیرنگی، کمیاب ترین چیزها بود.
اگر شکستن قلب و غرور، صدا داشت؛
عاشقان، سکوت شب را ویران میکردند.
اگر به راستی، خواستن، توانستن بود؛
محال نبود وصال!
و عاشقان که همیشه خواهانند،
همیشه می توانستند تنها نباشند.
اگر گناه وزن داشت؛
هیچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد،
خیلی ها از کوله بار سنگین خویش ناله میکردند،
و من شاید؛ کمر شکسته ترین بودم.
اگر غرور نبود؛
چشمهایمان به جای لبهایمان سخن نمیگفتند،
و ما کلام محبت را در میان نگاههای گهگاهمان،
جستجو نمی کردیم.
اگر دیوار نبود، نزدیک تر بودیم؛
با اولین خمیازه به خواب می رفتیم،
و هر عادت مکرر را در میان ۲۴ زندان،
حبس نمی کردیم.
اگر خواب حقیقت داشت؛
همیشه خواب بودیم.
هیچ رنجی، بدون گنج نبود؛
ولی گنج ها شاید،
بدون رنج بودند.
اگر همه ثروت داشتند؛
دل ها، سکه ها را بیش از خدا نمی پرستیدند.
و یک نفر در کنار خیابان خواب گندم نمی دید؛
تا دیگران از سر جوانمردی،
بی ارزش ترین سکه هاشان را نثار او کنند.
اما بی گمان، صفا و سادگی می مرد،
اگر همه ثروت داشتند.
اگر مرگ نبود؛
همه کافر بودند،
و زندگی، بی ارزشترین کالا بود.
ترس نبود؛ زیبایی نبود؛ و خوبی هم شاید.
اگر عشق نبود؛
به کدامین بهانه می گریستیم و می خندیدیم؟
کدام لحظه ی نایاب را اندیشه میکردیم؟
و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟
آری... بی گمان، پیش از اینها مرده بودیم ...
اگر عشق نبود؛
اگر کینه نبود؛
قلبها تمامی حجم خود را در اختیار عشق میگذاشتند.
اگر خداوند؛ یک روز آرزوی انسان را برآورده میکرد،
من بی گمان،
دوباره دیدن تو را آرزو میکردم و تو نیز
هرگز ندیدن مرا.
آنگاه نمیدانم ،
به راستی خداوند، کدامیک را می پذیرفت؟
garfild
دلشاد
حورا
gilas
arash52
هیچ کس تاپیک خوب نمیگذاشت
shaparak64
هیچ کس تاپیک خوب نمیگذاشت
هاچو هاچو
ممنون آدم جان
بندری
بندری
سپاس
ملیکا
هر روز شاید،
ده ها رنگین کمان، در دهان ما نطفه می بست،
و بیرنگی، کمیاب ترین چیزها بود.
مرسی دوست عزیز
mahsa joon
zrnznn
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→