ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
به دنیا آوردن نوزاد در خیابان توسط پدر قهرمان !
diver20
آوردن یک نوزاد به این دنیا، باید یک راه دوطرفه برای پدر و مادرهای امروزی باشد.اما این زوج بیچاره، وقتی مجبور شدند در پیاده رویی در گانگژو، مرکز استان گوانگدونگ در جنوب شرقی چین، نوزاد خود را به دنیا بیاورند، به معنای واقعی این عبارت پی بردند.شوهر قهرمان: این زوج، در راه بیمارستان بودند که زن بطور ناگهانی غش کرد و با فشاری که متحمل شد توانست نوزادش را به دنیا بیاورد.
زمانی که فرق سر نوزاد شروع به بیرون آمدن کرد، هنوز راه طولانی مانده بود تا به دنیا بیاید؛ آنها تشخیص دادند که هیچ راهی جز آزاد کردن وی از موضع ندارند.پدر نوزاد، فورا به یک کلینیک دندانپزشکی در همان نزدیکی رفت و درخواست کمک کرد، اما دندانپزشکان داخل کلینیک به وی گفتند که هیچ علمی در رابطه با زایمان ندارند.پدر نوزاد، مقداری روکش و ملافه از ساکنان محلی گرفت و خودش نوزاد را نجات داد.
موفقیت: قبل از رسیدن آمبولانس برای رساندن این خانواده جوان به بیمارستان، نوزاد، سالم و سلامت به دنیا آمد. در حالی که آنها منتظر آمبولانس شدند، پدر نوزاد بعنوان ماما عمل کرد و با یک دوز تشویق و دلگرمی عابرانی که دورش جمع شده و نظاره گر صحنه بودند، خودش نوزاد را به دنیا آورد. نوزاد با موفقیت متولد شد و همراه مادرش برای چکاب به بیمارستان منتقل گردید.
یکی از حاضران در صحنه گفت:وی قادر نبود نوزاد را بیشتر از آن نگه دارد، به این ترتیب همسرش کتش را درآورد و با مقداری ملافه که ساکنان محلی برایش آوردند، کاری را که مجبور شد انجام دهد، به پایان رساند.
دلشاد
ماهی
garfild
gilas
بندری
مردك هيز چجور هم وايستاده نگاه مي كنه
ماهی
شوهره هم هیچ چی نمی گه
توی برنامه ماه عسل پارسال ، دوتا دختر رو آورد که زیر آوار مونده بودند ولی زنده بیرون کشیده شدند.
باباشون می گفت مردم می خواستن سنگا رو از روی دخترام بر دارن من نمی ذاشتم م یگفتم برید کنار.شاید لباسشون رفته باشه کنار
اینجاست که می گن تفاوت فرهنگی
fgrpmm
mojde
هاچو هاچو
مردتیکه همچین اشاره کرده انگار دایناسور داره میاد بیرون
البته شایدم اشاره میکنه میگه اونجاشو بپوشون من دارم میبینم
shaparak64
carlos
ژنرال
hadei
دیااکو
نه که نمی شه، مگه تو زندگی چند بار از این فرصتها پیش میاد که بخان فرصت سوزی کنن،
نمایش یا پنهان متن
منظورم دیدن لحظه ورود یک نوزادههاچو هاچو
mahsa joon
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→