ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
با هم بخندیم . به هم نخندیم
بندری
دانشمندان شهر حیف نون اینا کشف کردند
“انسان هایی که بیشتر عمر می کنند دیرتر می میرند” !
.
.
.
ضرب المثل جدید
“نه خوردیم نون گندم ، نه دیدیم دست مردم” !
.
.
.
دیروز به مردِ عشق گفتی : مرده !
حالا چه شده که او دلت را برده ؟
از کله من هوش و ذکاوت رفته ؟
یا اینکه به کله تو چیزی خورده ؟!
.
.
.
بس که صدا نزدی اسمم را
“جانم” ی که برایت کنار گذاشته بودم ، گندید !
.
.
.
توجه : امتحانات از آنچه در برنامه امتحانی می بینید به شما نزدیکترند !
.
.
.
در سه حالت میتونی برای “دیگران” مهم باشی :
۱٫خوشگل باشی
۲٫پولدار یا مشهور باشی
۳٫بمیری !
.
.
.
حیف نون می ره عیادت مادرزنش. می پرسه “بهتری؟”
مادرزنش می گه: “تبم قطع شده ولی گردنم هنوز درد می کنه…”
حیف نون می گه: “انشاالله اون هم قطع می شه!”
.
.
.
توی رستوران، لیوان رو بر عکس گذاشته بودند روی میز
حیف نون می ره می نشینه سر میز، می گه:
“این چه لیوانیه که سر نداره؟!”
بر عکسش می کنه، می گه:
“چه جالب! ته هم نداره!”
.
.
.
غضنفر میره رستوران میگه : جوجه دارین ؟
گارسون : آره
میگه : دونش بدین نمیره !
.
.
.
حیف نون می ره هتل
صبح روز اول می ره توی رستوران هتل صبحانه بخوره
می بینه روی تابلو نوشته: “از ساعت ۷ الی ۱۱ صبحانه…
از ساعت ۱۱ الی ۵ ناهار و از ساعت ۵ الی ۱۱ شب شام سرو می شود…”
پیش خودش می گه: پس من کی وقت کنم برم شهر رو ببینم؟
.
.
.
سه دزد بزدزد رفتن بزدزدی یه دزد بزدزد دو بز دزدید
دو دزد بزدزد یه بز دزدیدن، یه دزد بزدزدبه دو دزد بزدزد گفت من
که یه دزدبزم دوبز دزدیدم اونوقت دو دزدبزدزد یه بزدزدیدین؟!
.
.
.
به حیف نون میگن چرا خودکشی کردی؟ افسردهای؟
میگه نه بابا، خوبم، میخواستم تو اوج خداحافظی کنم !
.
.
.
میگن : تنبلی مادر همه عادت های بد ماست !
ولی خب به هرحال مادره و احترامش واجبه !
.
.
.
با سلام خدمت عمو زنجیر باف
یه گله ازت داشتم، شما که زحمت کشیدی و زنجیر منو بافتی
آخه مرض داشتی اونو پشت کوه انداختی !؟
.
.
.
خر کردن چیست ؟
ایجاد اعتماد به نفس کاذب در فرد ، برای انجام کاری احمقانه !
.
.
.
سلام ، ببخشید این موقع شب اس ام اس دادم
یه سئوال مهم برام پیش آمده:
چرا اگه به کسی بگن جوجویِ من
پیشی من
موشی و ازین کلمه ها طرف خوشش میاد
امّا اگه بگن حیووون عصبی میشه…؟!
مگه جفتشـون یکی نیسـتن !؟
.
.
.
جوک طولانی !
پیرمردی مشکل شنوایی داشته و هیچ صدایی رو نمی تونسته بشنوه.
بعد از چند سال بالاخره با یک دارویی خوب می شه.
دو سه هفته می گذره و می ره پیش دکترش که بگه گوشش حالا می شنوه.
دکتر خیلی خوشحال می شه و می گه:
خانواده شما هم باید ظاهرا خیلی خوشحال باشن که شنوایی تون رو بدست آوردید.
پیرمرد می گه: نه، من هنوز بهشون چیزی نگفته ام!
هر شب می شینم و به حرف هاشون گوش می کنم…
فقط تنها اتفاقی که افتاده اینه که
توی این مدت تا حالا چند بار وصیت نامه ام رو عوض کرده ام!
.
.
.
دست دوستم یه گوشی ایفون دیدم حسودیم شد اومدم خونه به مامانم میگم من یه اپل میخوام؟ ی لبخند مرموز زد! شب که بابام اومد دستش یه پلاستیک سیبه میگه تو فک کردی من وبابات انگلیسی بلد نیستیم!
نمی دونم این دخترا چرا انقدر شکاکن ؟!؟
هر هفت تا دوست دخترامم این طورین!!! واقعآ چرا؟
.
.
.
.
بابام به اصرار مامانم رفته باهاش مکه… زنگ زدم اونجا میگم چطوری حاجی ؟میگه حاجی باباته مرتیکه …!
این بابا اخر منو دق میده
.
.
.
.
ما که اسطوره هامون شاملو و فروغ فرخزاد و ارنستوچگوارا و هایده و داریوش بودن شدیم این….وای به حال بچه های ما که اسطوره هاشون کامی پاسکال و علیشمس و ساسی مانکن و جاستین بیبره
.
.
.
.
در نظر دارم با یه دختر عرب ازدواج کنم و اسم بچمو بذارم خلیج پارس تا به مملکتم خدمت کرده باشم… در این حد فداکارم من…!
این مطلب
kahkeshan
دلشاد
mz56mz
هاچو هاچو
مادرزنش می گه: “تبم قطع شده ولی گردنم هنوز درد می کنه…”
حیف نون می گه: “انشاالله اون هم قطع می شه!”
خیلی باحال بود مدیر بندری
mojde
دیااکو
دو دزد بزدزد یه بز دزدیدن، یه دزد بزدزدبه دو دزد بزدزد گفت من
که یه دزدبزم دوبز دزدیدم اونوقت دو دزدبزدزد یه بزدزدیدین؟!
.
نه نه نه به نه به به نه به داد.
بندری
دو دزد بزدزد یه بز دزدیدن، یه دزد بزدزدبه دو دزد بزدزد گفت من
که یه دزدبزم دوبز دزدیدم اونوقت دو دزدبزدزد یه بزدزدیدین؟!
.
سر اين موضوع توي مهد كودك پسرم ييه مراسم بود همراه با خانواده ها شون بعد يه مسابقه برا والدين گذاشتن . من هر كاري كردم كه نرم بالا براي اجراي مسابقه خلاصه منو بزور بردند . همين رو گفتن 5 بايد همتون بايد بگيد و بنده با افتار از بين 10 پدر و مادري كه اومده بودند اول شدم و يه جايزه بهم دادن .
ملیکا
golmangoli
gilas
امر دودو
تنها
mahsa joon
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→