من وهمسرم از یک مزرعه پرورش گاو بازدید می کردیدم که تابلوی نصب شده برای اولین گاونوشته شده بود این گاو نر 50 بار در سال قبل جفت گیری کرده که همسرم درکنارم لبخند می زد و گفت این یعنی حدود یک بار در هفته
▧ تصویر در دسترس نیست
رفتیم تارسیدیم به گاو بعدی که برایش نوشته شده بود این گاو 150 بار در سال گذشته جفت گیری کرده همسرم با مشت ضربه ای به من زد و گفت: وای خدای من این یعنی بیش از حدود ۳ باردر هفته تو باید چیزهای زیادی از این گاو یاد بگیری
▧ تصویر در دسترس نیست
همینطور رفتیم تا رسیدیم به گاو بعدی که روی تابلوش نوشته شده بود این گاو 365 بار در سال گذشته جفت گیری کرده همسرم خیلی هیجان زده شد و با آرنج محکم به دنده های شکسته ام زد وگفت واقعا از این یکی باید یاد بگیری من نگاهش کردم و گفتم برو ازش بپرس تمام این مدت با همان گاو اولی بوده؟
. . . . . . . . . . . . . . . . .
. . . . . . . . . خب اینم نتیجه این شوخی نابجا و این هم وضعیت من که از حالت بحرانی خارج شدم و کم کم دارم بهبود پیدا میکنم
همچین کار شاقی هم انجام نداده، میشه روزی یه بار، من یه گاوی رفیقمه که هفته ای دو سه بار وسط روز مرخصی ساعتی می گیره و می ره محل کار خانمش و اونم مرخصی ساعتی می گیره و می رند خونه و ... بعد میاد زنش رو می ذاره سر کارش و خودشم برمی گرده سر کار، لا مصب تحمل نمیاره تا شب، ولی نا جور تابلو شدند،
همچین کار شاقی هم انجام نداده، میشه روزی یه بار، من یه گاوی رفیقمه که هفته ای دو سه بار وسط روز مرخصی ساعتی می گیره و می ره محل کار خانمش و اونم مرخصی ساعتی می گیره و می رند خونه و ... بعد میاد زنش رو می ذاره سر کارش و خودشم برمی گرده سر کار، لا مصب تحمل نمیاره تا شب، ولی نا جور تابلو شدند،
بندری
من وهمسرم از یک مزرعه پرورش گاو بازدید می کردیدم
که تابلوی نصب شده برای اولین گاونوشته شده بود
این گاو نر 50 بار در سال قبل جفت گیری کرده
که همسرم درکنارم لبخند می زد و گفت
این یعنی حدود یک بار در هفته
▧ تصویر در دسترس نیست
رفتیم تارسیدیم به گاو بعدی که برایش نوشته شده بود
این گاو 150 بار در سال گذشته جفت گیری کرده
همسرم با مشت ضربه ای به من زد و گفت: وای خدای من
این یعنی بیش از حدود ۳ باردر هفته
تو باید چیزهای زیادی از این گاو یاد بگیری
▧ تصویر در دسترس نیست
همینطور رفتیم تا رسیدیم به گاو بعدی
که روی تابلوش نوشته شده بود
این گاو 365 بار در سال گذشته جفت گیری کرده
همسرم خیلی هیجان زده شد و با آرنج محکم به دنده های شکسته ام زد وگفت
واقعا از این یکی باید یاد بگیری
من نگاهش کردم و گفتم برو ازش بپرس
تمام این مدت با همان گاو اولی بوده؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
خب اینم نتیجه این شوخی نابجا و
این هم وضعیت من که از حالت بحرانی خارج شدم
و کم کم دارم بهبود پیدا میکنم
▧ تصویر در دسترس نیست
دلشاد
هاچو هاچو
dragon
gilas
مارمولک
fgrpmm
چه گاوای نازی
630 بار
garfild
ایول خیلی خوشمان آممد.
باید از گاو اخری درس یاد بگیریم
مگس
mz56mz
dragon
ماهی
zrnznn
این هم وضعیت من که از حالت بحرانی خارج شدم
حقته
امر دودو
بندری
ولي من حق رو به مرده مي دم حرفش درست بوده
دیااکو
همچین کار شاقی هم انجام نداده، میشه روزی یه بار، من یه گاوی رفیقمه که هفته ای دو سه بار وسط روز مرخصی ساعتی می گیره و می ره محل کار خانمش و اونم مرخصی ساعتی می گیره و می رند خونه و ... بعد میاد زنش رو می ذاره سر کارش و خودشم برمی گرده سر کار، لا مصب تحمل نمیاره تا شب، ولی نا جور تابلو شدند،
بندری
farzane
mahsa joon
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→