₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » حکایت های شیرین گلستان
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » حکایت های شیرین گلستان

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



حکایت های شیرین گلستان

190 بازدید، 8 پست، نویسنده: lion1360

  • lion1360

    حکایت های شیرین گلستان

    تصویر در دسترس نیست

    پرهيز از تحمل بار سنگين گناه


    پادشاهى فرمان داد تا بى گناهى را اعدام كنند، )زيرا به خاطر بى اعتنايى او، بر او خشمگين شده بود.)
    بى گناه گفت : ((اى شاه به خاطر خشمى كه نسبت به من دارى آزار و كشتن مرا مجوى ، زيرا اعدام من با قطع يك نفس پايان مى يابد، ولى بار گناه آن هميشه بر دوش تو خواهد ماند و سنگينى خواهد كرد.))دوران بقا چو باد صحرا بگذشت
    تلخى و خوشى و زشت و زيبا بگذشت
    پنداشت ستمگر كه ستم بر ما كرد
    در گردن او بماند و بر ما بگذشت

    پادشاه ، تحت تاثير نصيحت او قرار گرفت و از ريختن خونش منصرف شد و تحمل بار سنگين هميشگى گناه را از خود دور ساخت .




    نتيجه نيكوكارى


    يكى از وزيران به زير دستانش رحم و احسان مى كرد و همواره واسطه نيكى رسانى به آنها بود. از قضاى روزگار به خاطر كارى ، او مورد سرزنش و خشم شاه قرار گرفت (و زندانى شد). همه كارمندان در خلاصى و نجات او سعى مى كردند و ماءمورين زندان ، نسبت به او مهربانى مى نمودند و بزرگان مملكت به سپاسگزارى از نيكيهاى او زبان گشودند. به اين ترتيب همه به عنوان حقشناسى ، ذكر خير او مى نمودند، تا اينكه شاه او را بخشيد و آزاد كرد. يكى از صاحبدلان (اهل باطن ) از اين ماجرا آگاه شد و گفت :تا دل دوستان به دست آرى
    بوستان پدر فروخته به (122)
    پختن ديگ نيكخواهان را
    هر چه رخت سر است سوخته به (123)
    با بدانديش هم نكويى كن
    دهن سگ به لقمه دوخته



    انتخاب راءى شاه براى دورى از سرزنش او


    نوشيروان (يكى از شاهاه معروف ساسانى )چند وزير داشت ، آنها با هم درباره يكى از كارهاى مهم كشور به مشورت پرداختند و هر يك از آنها داراى رايى بود و راءى ديگران را نمى پسنديد. بوذرجمهر(وزير برجسته انوشيروان ) راءى انوشيروان را برگزيد. وزيران در غياب شاه به بوذرجمهر گفتند: ((چرا راءى شاه را برگزيدى ؟ راءى او چه امتيازى نسبت به راءى چندين حكيم داشت ؟ ))
    بوذرجمهر در پاسخ گفت : از آنجا كه نتيجه كارها و راءى ها روشن نيست و در مشيت و خواست الهى است و معلوم نيست كه آيا نتيجه ، خوب است يا بد، بنابراين موافقت با راءى شاه بهتر است ، زيرا اگر نتيجه آن بد شد، به خاطر پيروزى از شاه ، از سرزنش او ايمن باشم :خلاف راءى سلطان راءى جستن
    به خون خويش باشد دست شستن
    اگر خود روز را گويد: شب است اين
    ببايد گفتن ، آنك ماه و پروين

    6 سپاس: mz56mz، دلشاد، gilas، farzane، garfild، baron jon

  • mz56mz

    حكايتهاى جالبى بود :39:
    1 سپاس: lion1360

  • دلشاد

    1 سپاس: lion1360

  • gilas

    1 سپاس: lion1360

  • farzane

    مرسی عالی بود 1189
    1 سپاس: lion1360

  • garfild

    1 سپاس: lion1360

  • baron jon

    1 سپاس: lion1360

  • حورا

    1 سپاس: lion1360
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: