₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » روزگار ما
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.



یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



روزگار ما

1311 بازدید، 8 پست، نویسنده: KuRoSh

  • KuRoSh

    گاو ما ما مى‌کرد
    گوسفند بع بع مى‌كرد
    سگ واق واق مى‌كرد
    و همه با هم فرياد مى‌زدند حسنك كجايى

    شب شده بود اما حسنك به خانه نيامده بود. حسنك مدت‌هاى زيادى است كه به خانه نمى‌آيد. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جين و تى‌شرت‌هاى تنگ به تن مى‌كند. او هر روز صبح به جاى غذا دادن به حيوانات جلوى آينه به موهاى خود ژل مى‌زند.
    موهاى حسنك ديگر مثل پشم گوسفند نيست چون او به موهاى خود گلت مى‌زند.
    ديروز كه حسنك با كبرى چت مى‌كرد كبرى گفت تصميم بزرگى گرفته است. كبرى تصميم داشت حسنك را رها كند و ديگر با او چت نكند چون او با پتروس چت مى‌كرد. پتروس هميشه پاى كامپيوترش نشسته بود و چت مى‌كرد. پتروس ديد كه سد سوراخ شده اما انگشت او درد مى‌كرد چون زياد چت كرده بود. او نمى‌دانست كه سد تا چند لحظه ديگر مى‌شكنند. پتروس در حال چت كردن غرق شد.
    براى مراسم دفن او كبرى تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين برود اما كوه روى ريل ريزش كرده بود. ريزعلى ديد كه كوه ريزش كرده اما حوصله نداشت. ريزعلى سردش بود و دلش نمى‌خواست لباسش را در آورد. ريزعلى چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت. قطار به سنگ‌ها برخورد كرد و منفجر شد. كبرى و مسافران قطار مردند.
    اما ريزعلى بدون توجه به خانه رفت. خانه مثل هميشه سوت و كور بود. الان چند سالى است كه كوكب خانم همسر ريزعلى مهمان ناخوانده ندارد او حتى مهمان خوانده هم ندارد. او حوصله مهمان ندارد. او پول ندارد تا شكم مهمان‌ها را سير كند.
    او در خانه تخم‌مرغ و پنير دارد اما گوشت ندارد.
    او كلاس بالايى دارد. او فاميل‌هاى پولدار دارد.
    او آخرين بار كه گوشت قرمز خريد چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت. اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنياى ما خيلى چوپان دروغگو دارد به همين دليل است كه ديگر در كتاب‌هاى دبستان آن داستان‌هاى قشنگ وجود ندارد.

    6 سپاس: jaj، ملیکا، garfild، دلشاد، mojde، SaMaN TaJ

  • SaMaN TaJ

    حتما آقای هاشمی هم نرفته نیشابور... :2:
    1 سپاس: کوروش فسقلی

  • ملیکا

    نقل قول: SaMaN TaJ
    حتما آقای هاشمی هم نرفته نیشابور...

    :83: :83:
    وای یادش بخیر دلم خواست دبستانی بودم :2:
    مرسی داداش کوروش280

    2 سپاس: SaMaN TaJ، کوروش فسقلی

  • 1 سپاس: کوروش فسقلی

  • دلشاد

    مرسی داش کوروش
    1 سپاس: کوروش فسقلی

  • 1 سپاس: کوروش فسقلی

  • 1 سپاس: کوروش فسقلی

  • 1 سپاس: کوروش فسقلی
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: