ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
نشانه های قحطی در ایران !!!
lion1360
اما خوب به خاطر دارم آن روزهایی را كه تنها شامپوی موجود، شامپوی خمره ای زرد رنگ داروگر بود.
تازه آن را هم باید از مسجد محل تهیه می كردیم و اگر شانس یارمان بود
و از همان شامپوها یك عدد صورتی رنگش كه رایحه سیب داشت گیرمان می آمد حسابی كیف می كردیم.
سس مایونز كالایی لوكس به حساب می آمد و پفک نمکی و ویفر شكلاتی یام یام تنها دلخوشی كودكی بود.
صف های طولانی در نیمه شب سرد زمستان برای 20 لیتر نفت،
بگو مگو ها سر كپسول گاز كه با كامیون در محله ها توزیع می شد،
خالی كردن گازوئیل با ترس و لرز در نیمه های شب.
روغن، برنج و پودر لباسشویی جیره بندی بود،
نبود پتو در بازار خانواده تازه عروسان را برای تهیه جهیزیه به دردسر می انداخت و پوشیدن كفش آدیداس یك رویا بود.
همه اینها بود، بمب هم بود و موشك و شهید و ...
اما كسی از قحطی صحبت نمی كرد
یادم هست با تمام فشارها وقتی وانت ارتشی برای جمع آوری كمك های مردمی وارد كوچه می شد
بسته های مواد غذایی، لباس و پتو از تمام خانه ها سرازیر بود.
همسایه ها از حال هم با خبر بودند، لبخند بود، مهربانی بود، خب درد هم بود.
و اما امروز
از انواع شكلات و تنقلات گرفته تا صابون و شامپوی خارجی، لباس و لوازم آرایش تا موبایل و تبلت، داروهای لاغری تا صندلی های ماساژور، نوشابه انرژی زا تا بستنی با روكش طلا، رینگ اسپرت تا...
و حال با تن های فربه، تكیه زده بر صندلی های نرم اتومبیل های گرانقیمت از شنیدن كلمه قحطی به لرزه افتاده به سوی بازارها هجوم می بریم.
مبادا تی شرت بنتون گیرمان نیاید! مبادا زیتون مدیترانه ای نایاب شود!
متاسفانه اشتهایمان برای مصرف، تجمل، پُز دادن و له كردن دیگران سیری ناپذیر شده است ...
ورشكسته شدن انتشارت، بی سوادی دانشجوهامان، بی سوادی استادها، عقب افتادگی در علم و فرهنگ و هنر، تعطیلی مراكز ادبی فرهنگی و هنری و ...
برایمان مهم نیست ولی از گران شدن ادكلن مورد علاقه مان سخت نگرانیم! ...
می شود كتابها نوشت...
خلاصه اینكه این روزها لبخند جایش را به پرخاش داده و مهربانی به خشم.
فقط كافیه یك ذرّه احساس كنیم كه یكى مخالف نظر ماست اونوقت چنان نابودش می كنیم كه انگار هیچ خدایی رو بنده نیستیم
هركس تنها به فكر خویش است، به فكر تن خویش!
قحطی امروز قحطی انسانیت است؛
قحطى اخلاق است؛
قحطى رأفت؛
قحطی عشق؛
که ما ایرانیان در این روزگاران آن را به وضوح لمسش می کنیم ...
محسن صائب
arash52
الان تو هر خونه ای بری یه سوپر مارکت کوچولو وجود داره . همه حرص میزنن
این کارها از آموزه های اسلامی به دوره
دلشاد
یادم هست با تمام فشارها وقتی وانت ارتشی برای جمع آوری كمك های مردمی وارد كوچه می شد
بسته های مواد غذایی، لباس و پتو از تمام خانه ها سرازیر بود.
همسایه ها از حال هم با خبر بودند، لبخند بود، مهربانی بود، خب درد هم بود.
یادش بخیر
قحطى اخلاق است؛
قحطی همدلی؛
قحطى رأفت؛
قحطی عشق؛
که ما ایرانیان در این روزگاران آن را به وضوح لمسش می کنیم ...
جز تاسف چیزی ندارم
gilas
farzane
fgrpmm
maryamlondon1
فقط كافیه یك ذرّه احساس كنیم كه یكى مخالف نظر ماست اونوقت چنان نابودش می كنیم كه انگار هیچ خدایی رو بنده نیستیم
هركس تنها به فكر خویش است، به فكر تن خویش!
قحطی امروز قحطی انسانیت است؛
قحطى اخلاق است؛
متاسفانه عین حقیقته
بابک
من اصلأ متوجه نمیشم یعنی چی ! این چه ربطی به موضوع داره !
اینطوره ! اگه تاریخ خوندی میدونی که هزاران سال پیش ما دارای چنان قحطی هائی که
دوستمان فرمودتد : نداشتیم ؛ هان درسته ؟ بلکه آنقدر غنی بودیم که به دیگران هم یاد
دادیم ........ما همش سعی داریم که دنیا رو عوض کنیم ولی هیچ وقت سعی نداریم
خودمونو درست کنیم !!!! یه موقعها چیزهائی را بهم ربط میدیم که اصلأ ؟؟؟؟؟؟؟؟
ملیکا
mojde
ماهی
بد نیست قیمت نفت اون زمان رو با الان هم مقایسه کنیم..
arash52
خدا رو شکر خوبه من خودم اینا رو به چشم دیدم . خواش میکنم توهین نکنید . چه شستشوی فکری ؟ یعنی هرکی هر حرفی بزنه که موافق نظر شما نباشه مغزش رو شستشو دادند ؟
ژنرال
نمونه اخیرش همین قضیه مرغ که ملت چه هجومی بردن برای خرید مرغ دولتی.. به خاطر یه مرغ بیشتر، بعضیا کم مونده بود آدم بکشن.
البته به نظر من بی اعتمادی مردم به مسئولین و عملکردشون، توی این قضایا تاثیرگذاره ولی با این حال دلیل نمیشه اینجوری رفتار کنیم.
یا اوضاع رانندگی که وحشتناکه ...
ماهی
ببخشید آقا آرش! قصد توهین نداشتم.این شستشوی مغزی که گفتم شامل حال خودم هم میشه.ما نسلی هستیم که یه خدای بزرگ ترسناک داریم که اگه روی حرفش حرف بزنیم از مو آویزونمون می کنه و توی حلقمون سرب داغ میریزه.برا همینه که باید چشممون رو وری واقعیت ها ببندیم.
والله آرش خان! نمی دونم شما توی چه ایرانی زندگی می کنید؟ ولی ایرانی که من توش زندگی می کنم شبیه مال شما نیست.اینجا مشکلات اقتصادی بیداد می کنه.مردم خیلی توی فشار هستند.بی قانونی و زورگویی و زورگیری به وفور بافت میشه و کسی جرات نداره حرف بزنه.کافیه برات وضعیت 5 روز اخیر خودم رو شرح بدم.
این حرص زدن هم که میگی به دلیل اعتمادیه که ملت به دولت دارند ماشالله.از بس ثبات وجود داره شب می خوابی صبح پا می شی همه چیز کن فیکون شده در چنین شرایطی از ملت چه توقعی داری؟
به هر حال ببخشیذ.
arash52
من کاری به عقاید شما ندارم . هرکسی میتونه ابراز عقیده کنه ولی بدون اهانت به طرف مقابل . اینکه یک عده ای طرفدار یک حکومتی باشند یا یک عقیده ای یا یک ایدئولوژی ای چیز بدی نیست ولی گاهی اوقات افرادی سعی می کنند مخالفین خودشون رو مورد تمسخر قرار بدن . مثلا اگر یک عده تظاهرات کنند اگر موافق حکومت باشند میشن ساندیس خور و مغز شستشو داده و اگر مخالف باشند از دید همون آدمها میشن آدمهای مترقی باکلاس . برعکسش هم هست ، جایی که تندروهای افراطی مخالفان رو به خس و خاشاک و ... تشبیه می کنند . توهین و بی حرمتی از طرف هر جناحی از نظر من محکومه . جالبه بدونید من از خرداد 88 پس از ماهها طرفداری مشروط از سبزها و طیف اصلاح طلب و منتقد ، به اردوگاه مخالفین سبزها و طرفداران سرسخت ولایت فقیه (نه دولت) نقل مکان کردم . و جالبتره که بدونید هیچ وقت چه زمانی که موافق بودم و چه الان هیچ توهینی به طرز فکرهای سیاسی نکردم . در هر دو زمان البته یک ملی گرا بودم و هستم و انشااله خواهم بود . و در هر دو زمان به دین خودم سعی کردم که وفادار بمونم . و حساب دین و مذهب رو از حکومت جدا کردم . اعتقاد دارم که عده ای از ما ، در ناملایمات داریم کم صبر میشیم و فقط دنبال رفاه هستیم و تجمل گرایی . بی قانونی و تبعیض و غیره هم همه جا هست و هیچ جا مدینه فاضله نیست . توقع شخص من هم از ملت اینه که احتکار نکنند و اجازه بدن همنوعانشون هم از امکانات موجود به طور مساوی بهره مند بشن . خودمون رحم و انصاف نداریم و خیلی جاها دیگه به دولت هم مربوط نیست بلکه به نونی مربوطه که داریم سر سفره امون می بریم .
یکبار دیگه فراز آخر نوشته فوق رو مرور کنیم :
فقط كافیه یك ذرّه احساس كنیم كه یكى مخالف نظر ماست اونوقت چنان نابودش می كنیم كه انگار هیچ خدایی رو بنده نیستیم
هركس تنها به فكر خویش است، به فكر تن خویش!
قحطی امروز قحطی انسانیت است؛
قحطى اخلاق است؛
قحطی همدلی؛
قحطى رأفت؛
قحطی عشق؛
که ما ایرانیان در این روزگاران آن را به وضوح لمسش می کنیم ...
ماهی
اگر برداشت شما از پست من اهانت به شما بوده قبلا عذرخواهی کردم.
در مورد صحبتهات چیزی نمی تونم بگم چون اینجا آزادی وجود نداره یا اگر داره تعریفش طوری هست که به من اجازه نمی ده صحبت کنم.این که به ظاهر بی پروا و با شهامت ابراز عقیده می کنی هنر شما نیست چون عقاید شما با تعریف آزادی که به ما آموزش دادند مغایرت نداره.نه تنها برات مشکلی ایجاد نمی کنه که .... بگذریم...مبارزه بین افکار بنده و شما درست مثل مبارزه بین دو تا کشتی گیر هست که دست و پای یکی رو بستند و اون رو دعوت به مبارزه کردند.بنابر این بنده خودم رو از این مبارزه ی بیهوده و بی ثمر بیرون می کشم .شما رو با عقایدتون تنها می گذارم....
شما رو با قوانین و جامعه ای که مورد تاییدتون هست تنها می گذارم
جامعه ای که در همین چند ماه اخیر به چشم خودم شاهد اخراج 3 تا فوق تخصص... و عضو هیئت علمی دانشگاه به جرم لائیک بودن بودم..
و شاهد خیلی چیزای دیگه...
arash52
به نظر من انتقاد با بی انصافانه حرف زدن فرق داره . فکر نمی کنم ایران اینقدر ها هم که شما میگی لجنزار باشه . دست کم من اینطوری فکر نمی کنم . از نظر من هم در مدینه فاضله زندگی نمی کنیم ولی خیلی هم بدبخت نیستیم . هرچند باید اول برای خودمون تعریفی از بدبختی و خوشبختی پیدا کنیم . شاید چیزهایی که برای شما ملاک بدبختیه از نظر من عین خوشبختی باشه .
یه حکایتی هم یادم اومد که بد نیست ذکر کنم : سالها پیش یه بنده خدایی رفت پیش عریضه نویس که مشکلاتش رو مکتوب کنه تا ببره پیش حاکم آن زمان . وقتی عریضه نویس کارش تموم شد ، اون مرد ازش خواست که متن رو براش بخونه . عریضه نویس که متن رو خوند ، اون بابا زد زیر گریه و های های گریست . مرد عریضه نویس گفت : چی شده ؟ چرا یهو زدی زیر گریه ؟ اون بنده خدا گفت : نمی دونستم اینقدر بدبختم . دلم به حال خودم خیلی سوخت .
و یک جمله نغز از یکتای عزیز فقید که همیشه تو ذهنم هست :
دانمارک خیلی خوبه ولی برای خود دانمارکیها .
درضمن ماهی عزیز ، شما اولش یه معذرت خواهی می کنی و بعد هم به توهین ادامه میدی ! خیلی جالبه . این جمله یعنی چی ؟ استنباط من اینه که بنده از نوشته هام نفعی خواهم برد و احتمالا با نشون دادن این جملات به مقامات مافوق چه در محل کارم چه در مثلا بسیج محل ممکنه ترفیعی چیزی بگیرم . فکر نمی کنم غیر از این بشه این حرف شما رو معنی کرد .
درثانی شما به هیچ وجه دست بسته نیستید . چرا این مثال رو می زنید ؟ حداقل در این سایت دستتون بسته نیست .
و در پایان
من برای جامعه به ظاهر متمدنی متاسفم که دانشجو رو به جرم داشتن حجاب اخراج می کنه .
من برای جامعه ای متاسفم که در اون جامعه در دادگاهش جلوی چشم قاضی یک زن محجبه رو تنها به جرم مسلمان بودن کاردآجین می کنند .
من برای جامعه ای متاسفم که یک دروغ تاریخی شاخدار رو به زور به خورد ملت میدن و تکذیب کننده اون رو هم با انداختن به زندان مجازات می کنند .
من برای جامعه ای متاسفم که یک زن ایرانی رو به جرم واهی سالها در شرایط بد در زندان نگهداری می کنند .
و خیلی چیزهای دیگه ....
ماهی
درثانی شما به هیچ وجه دست بسته نیستید . چرا این مثال رو می زنید ؟ حداقل در این سایت دستتون بسته نیست .
منظورم این نبود که شما عامدا اینجوری صحبت می کنید.منظورم این بود که حتی اگر سیستم اطلاعاتی محکمی که ایران داره به اشخاص پشت این آواتار ها دسترسی پیدا کنه در خوشبینانه ترین حالت من سر از عادل آباد ( همون اوین شما) در می آرم و شما مورد لطف و محبتشون قرار می گیرید
در ضمن به توانایی های اطلاعاتی و امنیتی و حراستی این نظام به شدت اعتقاد دارم و در این زمینه هر کاری بخوان می تونن بکنن.
نمایش یا پنهان متن
دانشجو که بودم یه هم کلاسی داشتم که از خانواده ی مراجع تقلید بود و اهل قم بود.به چشم خودم دیدم یه روز صداش کردند و گفتند به یه نفر نیاز داریم که توی آموزش کار کنه.می خوایم این پیشنهاد رو به شما بدیم..دوستم قبول نکرد ولی به هر حال این می تونست شروع یه پیشرفت براش باشه .من مطمئنم اگر قبول کرده بود بعد از فارغ التحصیلیش ممکن بود تا درجه ریاست دانشگاه هم پیش بره.فکر نمی کنی دنبال یه دانشجوی ترم یک رفتن و یه چنین پیشنهادی دادن آخه همینطوری الکی میشه؟یه موقعیت خوب توی یه دانشگاه دولتی خوب به راحتی برای هر کسی پیش نمی آد.دانمارک خیلی خوبه ولی برای خود دانمارکیها .
کاش یکتای عزیز رو یکبار دیگه می دیدم و ازش می خواستم یک یا دوماه بیاد ایران زندگی کنه و بعد نظر بده ..اگر باز هم چنین اعتقادی داشت ازش می پرسیدم که چرا ایران نمی مونه؟ چرا اینجا زندگی نمی کنه؟
در ثانی حالا دانمارک برای خود دانمارکی ها خوبه ولی ایران که فعلا برای یه عده کشور دیگه خیلی خوب شده و برای مردمش....
حالا ببین آقا آرش !
این حرفا به جایی نمیرسه و مشکلی رو حل نمی کنه.من که فعلا مجبورم توی این شرایط زندگی کنم و باید خودم رو وفق بدم.نه توانش رو دارم چیزی رو عوض کنم نه علاقه ای به این کار دارم.برای رهایی از این شرایطی که دوستش ندارم راه حل دیگه ای پیدا کردم و دنبالشم.تلاشم رو کرده م و منتظرم ببینم خدا چی می خواد...
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→