ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
arash52
بوی ماه مهر ماه مهربان *** بوی خورشيد پگاه مدرسه
از ميان کوچه های خستگی *** می گريزم در پناه مدرسه
باز می بينم ز شوق بچه ها *** اشتياقی در نگاه مدرسه
زنگ تفريح و هياهوی نشاط *** خنده های قاه قاه مدرسه
باز بوی باغ را خواهم شنيد *** از سرود صبحگاه مدرسه
روز اول لاله ای خواهم کشيد *** سرخ بر تخته سياه مدرسه
شادروان قیصر امین پور
▧ 10 تصویر این بخش در دسترس نیست
ژنرال
پررنگ ترین خاطره ای که از دوران ابتدایی توی ذهنم مونده، عدم اجازه ی معلمین برای رفتن به دسشویی و تحمل فشارهای طاقت فرسای ناشی از پر شدن مثانه س
منم که گلاب به روتون فرت و فرت باید میرفتم دسشویی
الان که به حرکات و حرفهای ناظمین مدرسه و بعضی از معلمینی که اون دوران داشتم، فکر میکنم، میبینم چقدر سطح فکرشون پائین بوده و چه تاثیرات بدی توی ذهن بچه ها میذاشتن ...
علیرضا
هر کی زودتر تونست آهنگ بوی ماه مهر خواهران غریبو پیدا کنه بذاره...
علیرضا
بوی ماه مهـــــــــــــــــــــــــــر
▧ تصویر در دسترس نیست
دانلود: Khaharane Gharib - Booya Mahe Madreseh
zrnznn
دلشاد
zrnznn
واییییییییییییییییییی عالییییییییییی عالیییییی عالیییییییییییییییی چقدر موقع گوشیدن این ترانه و دیدن عکسها اینطوری شدممممممممممممممم
ولی خدا رو شکر خودم یک هفته دیگه میرم سر کلاس....تازه یه خبر خوبببببب شاید این ترم برم سر کلاس به بچه ها بدرسم
.
.
.
امروز اطرافیانمون دوتا بچه کلاس اولی داشتنننننننن...واییی چه کیفی داشت دیدن رفتنشون
هم از آقا ارش 52 تشکر هم از آقا علیرضا که الان اینطوریم کردم
mz56mz
نخبه
نمایش یا پنهان متن
اخی یادش بخیر چه روزهایی بود چقدر مدرسه رو دوست داشتم همیشه نمره هام بیست میشد و بابام هر سال عکسمو میداد روزنامهالان هم وقتی با دنیز حرف میزنم میگم دخملم میره مدرسه مانتو میپوشه کیف کوچولو بر میداره باباش براش دفتر و کتاب میخره میره مدرسه باسواد بشه خانوم دکتر بشه
وای اول مهر باید برم واکسن دنیز رو بزنم من میترسم
فردا برم خونه خواهرم ببینم واسه بچه هاش چی لوازم تحریر خریده .. عاشق لوازم تحریرم دانشجو که بودم اول مهر عین بچه کوچولوها میرفتم خرید از این کارا خوشم میاد بعد هم سر کلاس با بچه ها به هم پز میدادیم و هر هر میخندیدیم من یه بار خط کش دارا و سارا خریدم دوستم یهو از کیفش خط کش باربی در اورد رومو کم کرد
حورا
نمایش یا پنهان متن
نجمه جان چرا اینقدر بغض داری دلم داره برات گرفته .بخدا
arash52
آخه اگه بهت اجازه میدادن که باید مثل ما یکساعت دم در معطل میشدند
علیرضا,
ممنون بابت آهنگ ؛ حس نوستالژی تاپیک رو مضاعف کرد
دلشاد,
یادش به خیر ، من هم 4-5 سالی سر کلاس میرفتم .
mz56mz,
حالا خوبه محمودی بوده
نخبه,
چشم رو هم بذاری باید دنیز رو ببری جشن شکوفه ها
حورا,
zrnznn
قربون دل مهربونت
البته با استعدادی که من دارم همین الانشم یک خاطراتی به یاد ماندنی در دانشگاه از خودم بر جای میگذارم که دوستام و استادا موندن بهم
.
.
.
من کلان با این شکلکهای بغض حال میکنم و واقعان هم موقع گوشیدن این ترانه و دیدن عکسها هم دیشب اینقده دلم پر بود که چند قطره اش از گوشه چشممم سرریز کرد.....
gilas
چقدر خوش میگذشت
البته من شیطون نبودماااااااااااااااااا
فقط نمیدونم چرا هر وقت معلما و ناظما مامانمو میدیدن میگفتن خیلی شیطونه
هنوز موندم کجای کارای من شیطونی بود
ماهی
هنوزم عاشق بوی کتاب نو و لوارم تحریرم...
روز اول مدرسه خانوم معلم پرسید کسی هست که نوشتن بلد باشه؟
دستمو بلند کردم ..گفت بیا پا تخته.هیچ وقت اوون لغت بســــــــــــــــــــــــــتنی گنده ای که روی تابلو نوشتم فراموشم نمیشه..آخه خواهرم از من بزرگتر بود و وقتی از مدرسه می اومد یکی از بازیهامون این بود که چیزایی که یاد گرفته به منم یاد بده...برا همین وقتی رفتم اول خوندن و تا حدودی نوشتن رو بلد بودم
خیلی احساساتی شدم الان
farzane
ژنرال
مرجع این "ما" کیه؟ آرش دانش آمور یا آرش معلم؟
arash52
همون آرشی که دم رستوران معطل شد
هاچو هاچو
ولی این دانشگاه لعنتی بووووقید به درسمون رفت
serpent
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→